Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
The prisoners of the terrorist militia were detained under inhumane conditions.
U
زندانیان گروه شبه نظامی تروریستی در شرایط غیرانسانی بازداشت شده بودند.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
disciplinary training center
U
مرکز اموزش زندانیان نظامی
dead line
U
خطی که تجاوز ازان زندانیان نظامی رامحکوم به تیرباران فوری میکند
entry group
U
گروه واجد شرایط
trainband
U
گروه نظامی تعلیمات دیده
inhumanity
U
بی عاطفگی غیرانسانی بودن
packs
U
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
pack
U
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
to commit terrorist act
[ act of terrorism]
U
مرتکب جرم تروریستی شدن
militarism
U
روح سربازی یا نظامی گری نظامی گری توسل به قدرت نظامی
dynamic condition
U
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
synoptic situation
U
شرایط جوی محلی موجود شرایط جوی اندازه گیری شده منطقهای
judge advocate
U
دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
facing
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
facings
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
manoeuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvre
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
terminal command
U
فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
maneuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
terminal
U
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
terminals
U
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
rank and file
U
صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
gaolers
U
زندانیان
jailers
U
زندانیان
jailer
U
زندانیان
jailor
U
زندانیان
prison camps
U
اردوگاه زندانیان
state prisoners
U
زندانیان سیاسی
prisoners of state
U
زندانیان سیاسی
prison camp
U
اردوگاه زندانیان
hospitalized prisoners
U
زندانیان بستری در بیمارستان
prisoner of war cage
U
زندان زندانیان جنگی
work camp
U
محل کار زندانیان
beach group
U
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups
U
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
patrol wagon
U
ماشین مخصوص حمل زندانیان
work farm
U
اردوی کار اجباری زندانیان
tipstaff
U
مامور مسئول زندانیان دردادگاه
beach party
U
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
concentration camps
U
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration camp
U
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
phantom order
U
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
military channel
U
چانل نظامی مجرای نظامی
military government
U
حکومت نظامی فرمانداری نظامی
treadmills
U
چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
paroling
U
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroled
U
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
parole
U
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
rehabilitation training center
U
مرکز اموزش بازاموزی زندانیان جنگی دشمن
treadmill
U
چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
paroles
U
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
civil reserve air fleet
U
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
they were filfty at the outsid
U
پنجاه تن بودند
that woman was in keeping
U
ان زن رانشانده بودند
task component
U
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing
U
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
clean up party
U
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
we were
U
ایشان بودند ما بودیم
military impedimenta
U
شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
army terminals
U
باراندازهای نظامی سکوهای نظامی باراندازهای نیروی زمینی
they attended the king
U
ایشان درخدمت پادشاه بودند
Those who attended the meeting.
U
کسانیکه در جلسه حاضر بودند
Burglars have broken in.
U
دزد ها
[با زور]
آمده بودند تو.
he was meant for a soldier
U
او برای سربازی در نظرگرفته بودند
They were all alike.
U
همه آنها یکی بودند.
The jewels were laid out beautifully.
U
جواهرات رابطرز زیبایی چیده بودند
the price was not reasonable
U
بهای گزافی بران گذاشته بودند
task force
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
countervailing power
U
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
task forces
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
confinement
U
بازداشت
roundups
U
بازداشت
arrest
U
بازداشت
roundup
U
بازداشت
curb
U
بازداشت
curbed
U
بازداشت
curbing
U
بازداشت
curbs
U
بازداشت
arrests
U
بازداشت
backset
U
بازداشت
internment
U
بازداشت
arrestment
U
بازداشت
detentions
U
بازداشت
restraints
U
بازداشت
apprehensions
U
بازداشت
apprehension
U
بازداشت
pull-backs
U
بازداشت
pull-back
U
بازداشت
pull back
U
بازداشت
restraint
U
بازداشت
detention
U
بازداشت
arrested
U
بازداشت
stoppages
U
بازداشت
deterrence
U
بازداشت
stoppage
U
بازداشت
hedges
U
بازداشت
hedged
U
بازداشت
forbade
U
بازداشت
leave stop
U
بازداشت
hedge
U
بازداشت
dissuasion
U
بازداشت
dehortation
U
بازداشت
They were all dreesd in black.
U
تمام آنها لباس سیاه پوشیده بودند
There they were in all their finery.
U
آنجا آنها در تمام زر و زیور خود بودند.
The waves were mountain - high .
U
موجها با ندازه یک کوه بودند ( خیلی بلند )
She did not show any interest in my problems, let alone help me.
U
مشکلاتم برای او
[زن]
بی اهمیت بودند گذشته از کمک به من.
kaldor criterion
U
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
foreclosure
U
بازداشت وثیقه
remanding
U
بازداشت مجدد
remands
U
بازداشت مجدد
stop the leave
U
بازداشت کردن
forbiddance
U
منع بازداشت
restrictions
U
بازداشت کردن
house arrest
U
بازداشت در خانه
disciplinary segregation
U
بازداشت دربازداشتگاه
detian
U
بازداشت کردن
warrant as arrest
U
حکم بازداشت
remanded
U
بازداشت مجدد
interdict
U
حکم بازداشت
injunction
U
حکم بازداشت
restricting
U
بازداشت کردن
restricts
U
بازداشت کردن
injunctions
U
حکم بازداشت
remand
U
بازداشت مجدد
restriction
U
بازداشت کردن
restrict
U
بازداشت کردن
proscription
U
بازداشت و تخط ئه
mittimus
U
حکم بازداشت
the boxes were nested
U
جعبه ها یکی در توی دیگری قرار گرفته بودند
The
[main]
protagonists in the colonial struggle were Great Britain and France.
U
بریتانیا و فرانسه سردمداران
[اصلی]
در مبارزه مستعمراتی بودند.
The soldier had been blinded in the war .
U
چشم های سرباز درجنگ کور شده بودند
therianthropic
U
وابست به موجوداتی که نیمی انسان ونیمی جانور بودند
They were dressed all in black.
U
همه آنها لباس تمام سیاه پوشیده بودند
the room was seated for 00
U
جای سدکرسی دران خانه تهیه کرده بودند
apprehending
U
بازداشت توقیف کردن
apprehends
U
بازداشت توقیف کردن
apprehended
U
بازداشت توقیف کردن
detainees
U
آدم بازداشت شده
apprehend
U
بازداشت توقیف کردن
to take somebody in custody
U
کسی را بازداشت کردن
contabescence
U
بازداشت ازگرد سازی
injunction
U
حکم بازداشت دستور
injunctions
U
حکم بازداشت دستور
detainee
U
آدم بازداشت شده
landing group
U
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
amphibious task group
U
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
to be too poor to afford a telephone line
بیش از اندازه تهیدست بودند که بتوانند یک خط تلفن تهیه بکنند.
The people wondered how the contraption worked.
U
مردم در شگفت بودند که این ابتکار چگونه کار می کرد.
reveals
U
نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
revealed
U
نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
anti federalist
U
اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
reveal
U
نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
carry ship
U
کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
restricts
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
restrict
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
restricting
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
retention
U
حفافت توقیف بازداشت کردن
self-
U
حلقهای که هر محل یا دستیابی ثبات را در حین اجرا به محلی که بودند بر می گرداند
minuteman
U
داوطلبانی که متعهد بودند بمحض احضار حاضر بخدمت نظام شوند
stables
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
hunger strikes
U
اعتصاب غذای زندانیان وغیره اعتصاب غذا
hunger strike
U
اعتصاب غذای زندانیان وغیره اعتصاب غذا
horde
U
گروه بیشمار گروه
hordes
U
گروه بیشمار گروه
eyestrings
U
ضمائم چشمی که سابقا معتقد بودند هنگام کوری ومرگ از هم گسیخته می گردد
The singer and his staff commandeered the entire backstage area.
U
خواننده و کارکنانش تمام پشت صحنه را برای خود اشغال کرده بودند.
blast
U
آزاد کردن بخش هایی از حافظه که قبلاگ اختصاص داده شده بودند
blasts
U
آزاد کردن بخش هایی از حافظه که قبلاگ اختصاص داده شده بودند
fall back
U
شروع مجدد یک برنامه پس از رفع خطا از نقط های که توابع فراخوانده شده بودند
round house
U
بازداشت گاه اطاق عقبی درعرشه بالای کشتی
Millions saw the apple fall, but Newton was the one who asked why?
U
میلیون ها نفر به زمین افتادن سیب را دیده بودند اما فقط نیوتون پرسید چرا؟
physiocrats
U
اقتصاددانان فرانسوی قرن هیجده که معتقد بودند زمین و طبیعت یگانه منبع ثروت است
puritans
U
فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند
puritan
U
فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند
battery of tests
U
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
court martial
U
محاکمه نظامی محاکمه نظامی کردن
martial law
U
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
hand salute
U
سلام نظامی دادن سلام نظامی
term
U
شرایط
conditions
U
شرایط
the conditions
U
شرایط ان
terming
U
شرایط
termed
U
شرایط
terms
U
شرایط
asynchronous
U
ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
existing circumstances
U
شرایط موجود
final cinditions
U
شرایط پایانی
working conditions
U
شرایط کار
usual conditions
U
شرایط معمول
ball game
U
شرایط وضعیت
final cinditions
U
شرایط فینال
ball games
U
شرایط وضعیت
given conditions
U
شرایط معلوم
qualifies
U
واجد شرایط
eligible
U
واجد شرایط
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com