Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
land
U
زمین پیاده شدن برجستگی بین خانها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lands
U
برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
contour line
U
خط برجستگی زمین
peg out
U
کوبیدن میخ چوبی در زمین پیاده کردن
disembarkation
U
به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
grenadier
U
سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
detrain
U
از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
secondary landing
U
منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
landing group
U
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
tuberculum
U
برجستگی
gland
U
برجستگی
bosses
U
برجستگی
nose
U
برجستگی
swells
U
برجستگی
swelled
U
برجستگی
swell
U
برجستگی
glands
U
برجستگی
knobbly
U
پر از برجستگی
eminence
U
برجستگی
embossment
U
برجستگی
eminency
U
برجستگی
boss
U
برجستگی
bossed
U
برجستگی
bossing
U
برجستگی
noses
U
برجستگی
prominence
U
برجستگی
grossness
U
برجستگی
illustriousness
U
برجستگی
illustrousness
U
برجستگی
ness
U
برجستگی
snob
U
برجستگی
notbility
U
برجستگی
saliency
U
برجستگی
notability
U
برجستگی
snobs
U
برجستگی
salience
U
برجستگی
colliculus
U
برجستگی
apophysis
U
برجستگی
rilievo
U
برجستگی
remerkableness
U
برجستگی
prosiliency
U
برجستگی
prominency
U
برجستگی
pre eminence
U
برجستگی
convexity
U
برجستگی
picturesqueness
U
برجستگی
pone
U
برجستگی
overhauled
U
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls
U
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauling
U
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhaul
U
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
bossed
U
گلمیج برجستگی
superior colliculus
U
برجستگی زبرین
inferior colliculus
U
برجستگی زیرین
barrel cam
U
برجستگی طبلی
height of rise
U
ارتفاع برجستگی
bossy
U
دارای برجستگی
stick-ups
U
برجستگی داشتن
boss
U
گلمیج برجستگی
thread
U
شیار برجستگی
threads
U
شیار برجستگی
outstand
U
برجستگی داشتن
bossiness
U
دارای برجستگی
bossing
U
گلمیج برجستگی
tuberculation
U
برجستگی یازگیل
high relief
U
برجستگی زیاد
stick-up
U
برجستگی داشتن
bosses
U
گلمیج برجستگی
alto relievo
U
برجستگی زیاد
stick up
U
برجستگی داشتن
tubercle
U
برجستگی روی استخوان
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
curbs
U
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
relieving
U
تغییر پست دادن برجستگی
crank cheek
U
برجستگی گونههای میل لنگ
relieve
U
تغییر پست دادن برجستگی
acromphalus
U
برجستگی و زائدهء غیرطبیعی ناف
curbing
U
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbed
U
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
acrosome
U
برجستگی قدامی سلول جنسی نر
curb
U
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
relieves
U
تغییر پست دادن برجستگی
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
tuber
U
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
teethridge
U
برجستگی استخوان فک که حفرههای دندانها بر ان قراردارد
tubers
U
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
blistered
U
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters
U
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blister
U
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
trippet
U
زبانه یا برجستگی چرخ که درفواصل معین بچرخ دیگرمیخورد
interim overhaul
U
پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
crow steps
U
لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
surfer's knot
U
ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
codpieces
U
روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
codpiece
U
روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
crown-steps
U
لاریز
[برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
esker
U
برجستگی باریک و طویلی که ازرسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجادمیگردد
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
joggle
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggled
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggles
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggling
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
hydrographer
U
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
U
موشک زمین به زمین
swells
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swell
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swelled
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
peripatetic
U
پیاده رو
pedestrians
U
پیاده
afoot
U
پیاده
path
U
پیاده رو
paths
U
پیاده رو
dismounted
U
پیاده
pavement
U
پیاده رو
walked
U
پیاده رو
sidewalk
U
پیاده رو
walkways
U
پیاده رو
walkway
U
پیاده رو
pedestrian
U
پیاده
side walk
U
پیاده رو
walks
U
پیاده رو
infantry man
U
پیاده
infantry
U
پیاده
impledge
U
پیاده
pavements
U
پیاده رو
on of
U
پیاده
footpath
U
پیاده رو
foot bank
U
پیاده رو
footway
U
پیاده رو
foot infantry
U
پیاده
footer
U
پیاده رو
footpaths
U
پیاده رو
sidewalks
U
پیاده رو
pedestrian bridge
U
پل پیاده رو
foot slogger
U
پیاده
foot bridge
U
پل پیاده رو
walk
U
پیاده رو
ganway
U
پل پیاده رو
pignorate
U
پیاده
He had a nast fall.
U
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
U
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
alight
U
پیاده شدن
alighted
U
پیاده شدن
banquette
U
نیمکت پیاده رو
disembark
U
پیاده کردن
disembark
U
پیاده شدن
alighting
U
پیاده شدن
demodulator
U
پیاده کننده
armored infantry
U
پیاده مکانیزه
pedestrianism
U
پیاده روی
dismantling
U
پیاده کردن
kerbs
U
جدول پیاده رو
kerbs
U
حاشیه پیاده رو
kerb
U
جدول پیاده رو
turnable foot bridge
U
پل پیاده رو گردان
kerb
U
حاشیه پیاده رو
dismantled
U
پیاده کردن
alights
U
پیاده شدن
disassemble
U
پیاده کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com