English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sandy soil U زمین ماسه زار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
sand trap U قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
sandy earth U زمین ماسه دار
Other Matches
to puddle clay and sand U ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
building sand U خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
quicksand U ماسه روان ماسه دانه نچسبیده
quicksand U ماسه ناپای ماسه غلطان
old red sandstone U سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
gritting U ماسه
sands U ماسه
crushed stone sand U ماسه
ballast U ماسه
gritted U ماسه
sand U ماسه
gravel U ماسه
yield of cdoncrete U ماسه
grit U ماسه
green sand U ماسه تر
desilter U ماسه گیر
gritting U ماسه درشت
grit U ماسه درشت
sand stone U ماسه سنگ
gritted U ماسه درشت
sanded U ماسه دار
body sand U ماسه پر کننده
greensand U ماسه سبز
sand pile U توده ماسه
sandstorm U ماسه باد
sand layer U لایه ماسه
quarrying U معدن شن و ماسه
sand U ماسه ریختن شن
sandstorms U ماسه باد
arenaceous U ماسه وار
detritic sand U ماسه فرسایهای
quarry U معدن شن و ماسه
fine sand U ماسه ریز
sand dressing U ماسه پاشی
quarries U معدن شن و ماسه
sand filling U ماسه گرفتگی
he was neat U بی ماسه خالص
sandstone U سنگ ماسه
marine sand U ماسه بادی
sandblasting U ماسه پرانی
marine sand U ماسه دریایی
pit sand U ماسه معدنی
quicksand U ماسه متحرک
quicksand U ماسه بادی
running sand U ماسه بادی
sanding U ماسه گذاری
sanbar U کران ماسه
sandblast U باپاشیدن ماسه
sands U ماسه ریختن شن
dune sand U ماسه بادی
uniform sand U ماسه یکدست
uniform sand U ماسه یکنواخت
sandstone U ماسه سنگ
masonry sand U ماسه ملاتی
sand equivalent U همسنگ ماسه
sand clay U رس ماسه دار
sandband U کران ماسه
sand blasting U ماسه پاشی
sand trap U ماسه گیر
sand store U انبار ماسه
sandbanks U کرانه ماسه
sandbank U کرانه ماسه
magazines U مخزن ماسه
quick sand U ماسه روان
heap of sand U توده ماسه
masonry sand U ماسه بنایی
magazine U مخزن ماسه
sandrock U ماسه سنگ
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sandblast machine U ماشین ماسه پاش
calcareous sandstone U ماسه سنگ اهکی
sand mix U ماسه اغشته سرد
siliceous sandstone U ماسه سنگ سیلیس
sand pit U گود ماسه برداری
pipe sand trap U ماسه گیر لولهای
sand lime brick U اجر ماسه اهکی
core sand U ماسه ریخته گری
sand blast nozzle U شیپوره ماسه پاشی
grit U خاک ماسه سنگ
sand dredger U ماشین مکنده ماسه
sand cone method U طریقه جابجایی ماسه
gritting U درشت ماسه سنگ
gritting U خاک ماسه سنگ
gritted U درشت ماسه سنگ
gritted U خاک ماسه سنگ
grit U درشت ماسه سنگ
explosion shot U ضربه چوب به ماسه
sand blasting practice U عملیات ماسه پاشی
micaceous sandstone U ماسه سنگ میکادار
sand blast unit U واحد ماسه پاشی
feldspathic sandstone U ماسه سنگ فلدسپاتی
aggradation U فراسازی ماسه گرفتگی
molding sand U ماسه قالب گیری
backing sand U ماسه پشت قالب
foundry sand U ماسه ی ریخته گری
sabulous U ریگزار ماسه دار
sand asphalt U ماسه اغشته گرم یا سرد
blast grit U ماسه هوا داده شده
send yaghting U مسابقه با وسیله بادباندارروی شن و ماسه
brownstone U [ماسه سنگ قهوه ای رنگ]
molasse U سنگ ماسه اهکی رسدار
mottled sandstone U ماسه سنگ رگه دار
sandy limestone U سنگ اهک ماسه دار
argillaceous sand stone U ماسه سنگ خاک رسی
chalky sandstone U ماسه سنگ نرم اهکی
loamy sandstone U ماسه سنگ خاک رسی
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
sandpit U جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
fluke U قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
flukes U قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
sandbox [British] U جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
Dry sand absorbs water. U ماسه خشک آبرا جذب می کند
send sailing U مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
molding sand preparation plant U واحد تهیه ماسه قالب گیری
sand box U جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
proportioning U توزین شن و ماسه و سیمان و اب جهت تهیه بتن
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
wet classifler U سرندی که باان شن و ماسه را جهت دانه بندی شستشومیدهند
talik U زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight U پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john U موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
accretion هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
alluviation U رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
binders U ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
binder U ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
drop U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
core binder U ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
batcher U دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
dry pack U مخلوطی از سیمان و ماسه که برای مرمت ترکهای بتن بکار میرود
batches U اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batch U اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
compass rose U دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost U لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point U نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
coffins U جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
coffin U جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
ballast U هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
puddles U ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
puddle U ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
admixtures U موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
topography U نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism U نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
aggregate U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregates U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
hydrographer U نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile U موشک زمین به زمین
ground resolution U قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. U بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade U قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface-to-surface U موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface U موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction U جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface missile U موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
floored U کف زمین
acre U زمین
floor U کف زمین
this earthly round U زمین
soil U زمین
terrain U زمین
grass roots U کف زمین
grazes U زمین
grazed U زمین
graze U زمین
globe U زمین
acres U زمین
tellus U زمین
floors U کف زمین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com