Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lacrosse field
U
زمین لاکراس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fumble
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumbled
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumbles
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
bounce pass
U
پاس با ضربه به زمین لاکراس
Other Matches
lacrosse
U
لاکراس
laxman
U
بازیگر لاکراس
collar
U
گلوی چوب لاکراس
goal crease
U
نیمدایره جلودروازه لاکراس
collars
U
گلوی چوب لاکراس
brush off
U
پرده در بازی لاکراس
netting
U
قسمت توردار چوب لاکراس
high sticking
U
خطا با ضربه چوب لاکراس
cradles
U
حفظ گوی در تور چوب لاکراس
cradler
U
بازیگر ماهر در حفظ گوی لاکراس
cradle
U
حفظ گوی در تور چوب لاکراس
cradled
U
حفظ گوی در تور چوب لاکراس
hurling
U
نوعی هاکی یا لاکراس بین دوتیم 51 نفره
box lacrosse
U
مسابقه لاکراس بین دو تیم 6نفره در تالار سرپوشیده
boxla
U
مسابقه لاکراس بین دو تیم 6نفره در تالار سرپوشیده
jab checking
U
فروبردن غیرمجاز مستقیم چوب لاکراس به بدن حریف
dip dodge
U
رد شدن از حریف با تغییردادن چوب لاکراس به دست دیگر
indian pendants
U
ریسمانهای انتهای چوب که کیسه لاکراس با ان سست یاتنگ میشود
goal light
U
چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
bombed out
U
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bomb
U
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bombed
U
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bombs
U
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
end strings
U
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
guarding
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guard
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guards
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
bridged
U
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridge
U
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges
U
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
U
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
goal judge
U
داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
surface to surface missile
U
موشک زمین به زمین
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall.
U
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
U
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
earth's attraction
U
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface to surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile
U
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
earth
U
زمین
land
U
زمین
grazed
U
زمین
grazes
U
زمین
extra terrestrial
U
زمین
land n
U
زمین
this earthly round
U
زمین
soiling
U
زمین
lackland
U
بی زمین
tellus
U
زمین
geodetically
U
زمین
ground surface
U
کف زمین
ground line
U
خط زمین
soil
U
زمین
graze
U
زمین
rooter
U
زمین کن
acres
U
زمین
norland
U
زمین
earthing
U
زمین
earths
U
زمین
grass roots
U
کف زمین
acre
U
زمین
soils
U
زمین
domain
U
زمین
domains
U
زمین
aerospace
U
جو زمین
floored
U
کف زمین
cinder tracks
U
زمین دو
floor
U
کف زمین
ground
[British]
[floor]
U
کف زمین
ground
U
کف زمین
floors
U
کف زمین
ground
U
: زمین
terrain
U
زمین
ground
U
زمین
field
U
زمین
globes
U
زمین
globe
U
زمین
floor
U
کف زمین
cinder track
U
زمین دو
fielded
U
زمین
real estate
U
زمین
fields
U
زمین
geodesy
U
زمین سنجی
geochemistry
U
زمین شیمی
foreland
U
زمین جلوامده
earthing
U
اتصال زمین
flat ground
U
زمین مسطح
feature line
U
خط عوارض زمین
flat ground
U
زمین تخت
field of play
U
زمین بازی
floor
U
محدوده زمین
floored
U
محدوده زمین
ended
U
زمین حریف
end
U
زمین حریف
earthing strap
U
تسمه زمین
earthling
U
اهل زمین
earthward
U
بطرف زمین
earthwards
U
سوی زمین
earthwards
U
بطرف زمین
crusts
U
پوسته زمین
I fell down.
U
افتادم زمین
crust
U
پوسته زمین
elevated ground
U
زمین بلند
floors
U
محدوده زمین
emblements
U
محصول زمین
emblements
U
حاصل زمین
earthward
U
بسوی زمین
earth's crust
U
پوسته زمین
geoisotherm
U
همدمای زمین
upland
U
زمین بلند
geosphere
U
زمین سپهر
geostrategy
U
زمین شناسی
geotaxis
U
زمین گرایی
geotropism
U
زمین گرایی
glebe
U
زمین وقف
glebe
U
زمین خاک
basements
U
زیر زمین
basement
U
زیر زمین
graben
U
فرو زمین
greenside
U
در مجاورت زمین
terrain
U
زمین عملیات
terrain
U
نوع زمین
geolatry
U
زمین پرستی
isogeotherm
U
همدمای زمین
geotherm
U
همدمای زمین
speculation
U
زمین خواری
bogs
U
زمین باطلاقی
bog
U
زمین باطلاقی
lairds
U
صاحب زمین
laird
U
صاحب زمین
borderlands
U
زمین سرحدی
borderland
U
زمین سرحدی
geoid
U
زمین وار
paralysis
U
زمین گیری
geoid
U
زمین دیسه
uplands
U
زمین کوهستانی
uplands
U
زمین بلند
upland
U
زمین کوهستانی
earthmoving
U
حرکت زمین
cricket field
U
زمین کریکت
abuttals
U
زمین همسایه
continous earth
U
زمین دائمی
abuttals
U
زمین مجاور
alkali earth
U
زمین قلیایی
compartments of terrain
U
قسمتهایی از زمین
alkaline earth
U
زمین قلیایی
compartments of terrain
U
دهلیزهای زمین
artificial ground
U
زمین مصنوعی
abuttals
U
زمین سرحدی
abuttal
U
زمین مجاور
contour line
U
خط برجستگی زمین
earthquakes
U
زمین لرزه
broken ground
U
زمین ناهموار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com