Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
marsh land
U
زمین شوره زار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
deer lick
U
زمین شوره
Other Matches
shale
U
شوره سر
dandruff
U
شوره سر
saltpetre marker
U
شوره پز
dandriff
U
شوره
saltpeter
U
شوره
pityriasis capitis
U
شوره سر
nitrates
U
شوره
nitrate
U
شوره
saltpetre
U
شوره
nitriferous
U
شوره زا
dander
U
شوره سر
scruff
U
شوره سر
dandriff
U
شوره سر
furfur
U
شوره
furfur
U
شوره سر
scurvy
U
پوشیده از شوره
nitrous
U
دارای شوره
nitrous
U
شوره دار
aquafortis
U
جوهر شوره
efflorescent
U
شوره زده
efflorescence
U
شوره زدگی
efflorescence
U
شوره زنی
pityriasis
U
شوره پوست
salsola
U
علف شوره
salt peter
U
شوره قلمی
saltpetre making
U
شوره پزی
saltwort
U
علف شوره
scurfy
U
شوره دار
nitriferous
U
شوره خیز
dandruff
{sg}
U
شوره سر
[پزشکی]
scurf
U
شوره سر
[پزشکی]
glasswort
U
علف شوره
kali
U
علف شوره
nitre
U
شوره اشنان
nitriferous
U
شوره دار
furfuraceous
U
شوره دار
niter
U
شوره اشنان
pityriasis
U
شوره جلدی سبوسه
salt grass
U
علف شوره زار
scurf
U
شوره سر وازده اجتماع
lepidote
U
دارای پوستههای شوره
nitro muriate acid
U
تیزاب شوره و نمک
nitrify
U
تبدیل به نمک شوره شدن
lepidote
U
پوشیده از شوره یا پولکهای شورهای
nitrify
U
تبدیل به نمک شوره کردن
solon chak
U
خاک شوره زار زمینهای بایر
salt peter
U
نیترات پتاسیم شوره برگ تنباکو
nitrates
U
نمک معدنی یانمک الی جوهر شوره
nitrate
U
نمک معدنی یانمک الی جوهر شوره
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
leprose
U
فلس دار شوره دار
halophyte
U
گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
effloresce
U
شکوفه کردن شوره کردن
hydrographer
U
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
U
موشک زمین به زمین
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall.
U
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
U
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface to surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
U
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface missile
U
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
ground
U
زمین
domains
U
زمین
fielded
U
زمین
ground
[British]
[floor]
U
کف زمین
land
U
زمین
domain
U
زمین
geodetically
U
زمین
globe
U
زمین
ground
U
: زمین
land n
U
زمین
rooter
U
زمین کن
floors
U
کف زمین
acres
U
زمین
floor
U
کف زمین
grazes
U
زمین
acre
U
زمین
norland
U
زمین
grazed
U
زمین
grass roots
U
کف زمین
floor
U
کف زمین
earthing
U
زمین
extra terrestrial
U
زمین
terrain
U
زمین
floored
U
کف زمین
graze
U
زمین
field
U
زمین
tellus
U
زمین
cinder track
U
زمین دو
soil
U
زمین
this earthly round
U
زمین
soiling
U
زمین
real estate
U
زمین
soils
U
زمین
cinder tracks
U
زمین دو
earth
U
زمین
aerospace
U
جو زمین
ground line
U
خط زمین
earths
U
زمین
globes
U
زمین
ground surface
U
کف زمین
lackland
U
بی زمین
fields
U
زمین
ground
U
کف زمین
elevated ground
U
زمین بلند
emblements
U
حاصل زمین
feature line
U
خط عوارض زمین
gridition
U
زمین فوتبال
My birthday falls on a Staurday.
U
جشن زمین
emblements
U
محصول زمین
crust
U
پوسته زمین
ground potential
U
پتانسیل زمین
soccer field
U
زمین فوتبال
floor
U
محدوده زمین
ground plate
U
صفحه زمین
geotaxis
U
زمین گرایی
ground effect
U
اثر زمین
ground detector
U
اشکارساز زمین
crusts
U
پوسته زمین
isogeotherm
U
همدمای زمین
floors
U
محدوده زمین
ground detector
U
تستر زمین
ground cushion
U
بالشتک زمین
floored
U
محدوده زمین
playground
U
زمین بازی
ground conection
U
اتصال زمین
gridiron
U
زمین فوتبال
field of play
U
زمین بازی
flat ground
U
زمین تخت
geoid
U
زمین وار
bogs
U
زمین باطلاقی
geoid
U
زمین دیسه
geoisotherm
U
همدمای زمین
geotropism
U
زمین گرایی
geotherm
U
همدمای زمین
laird
U
صاحب زمین
geolatry
U
زمین پرستی
bog
U
زمین باطلاقی
lairds
U
صاحب زمین
geosphere
U
زمین سپهر
borderlands
U
زمین سرحدی
greenside
U
در مجاورت زمین
graben
U
فرو زمین
flat ground
U
زمین مسطح
foreland
U
زمین جلوامده
backfall
U
زمین خوردگی
borderland
U
زمین سرحدی
paralysis
U
زمین گیری
geochemistry
U
زمین شیمی
glebe
U
زمین خاک
glebe
U
زمین وقف
geodesy
U
زمین سنجی
speculation
U
زمین خواری
geostrategy
U
زمین شناسی
end
U
زمین حریف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com