English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
continous earth U زمین دائمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
permafrost U لایه منجمد دائمی اعماق زمین
Other Matches
standing orders U دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
standing order U دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
retainers U حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
retainer U حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
standing U دائمی
perennial U دائمی
ceaseless U دائمی
constants U دائمی
permanent U دائمی
constant U دائمی
continous U دائمی
sequential U دائمی
perennials U دائمی
first string U دائمی
permanent storage U انباره دائمی
permanent saving U پس انداز دائمی
continous rolling U نورد دائمی
permanent magnet U اهنربای دائمی
permanent storage U انبارش دائمی
consistent flow U جریان دائمی
permanent load U بار دائمی
permanent error U خطای دائمی
permanent consumption U مصرف دائمی
permanent storage U حافظه دائمی
permanent fault U عیب دائمی
continous operation U کار دائمی
continous cycle U گردش دائمی
permanent way U مسیر دائمی
permanent tooth U دندان دائمی
permanent income U درامد دائمی
permanent structures U ساختمانهای دائمی
permanent store U انباره دائمی
regular salary U حقوق دائمی
permanent hardness U سختی دائمی
continous running U گردش دائمی
constant power U توان دائمی
standing committee U کمیته دائمی
permanent insane U مجنون دائمی
everlasting U همیشگی دائمی
steady state U حالت دائمی
steady flow U جریان دائمی
standing army U ارتش دائمی
continual U دائمی همیشگی
regular army U ارتش دائمی
premanent way U خط ثابت خط دائمی
persistent inflation U تورم دائمی
costant load U بار دائمی
creep limit U حد انبساط دائمی
permanent U دائمی ماندنی
eternal U بی پایان دائمی
permanent U سیر دائمی
sustained speed U سرعت دائمی
permanent color U رنگ دائمی
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
perpetual motion machine U ماشین خودکار دائمی
fatigue bending machine U دستگاه خمش دائمی
keelboat U قایق با تیر دائمی کف
indefinite leave to remain [British E] U جواز اقامت دائمی
sustained short circuit U اتصال کوتاه دائمی
permanent residence permit U جواز اقامت دائمی
cruising speed U سرعت دائمی اتومبیل
continuous rain بارش باران دائمی
fereter U [معابد دائمی در کلیساها]
continous milling machine U دستگاه فرز دائمی
continous strand furnace U کوره رشتهای دائمی
continous heating furnace U کوره حرارتی دائمی
continous mixer U مخلوط کننده دائمی
continous traction U نیروی کشش دائمی
continous conveyor U بالابر دائمی و ثابت
permanent magnet steel U فولاد اهنربای دائمی
fatigue bending test U ازمایش خمش دائمی
continous anealing furnace U کوره ملتهب دائمی
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
continous rod mill U دستگاه نورد سیم دائمی
alternating stress U تنش نوسان دار دائمی
continous casting method U روش ریخته گری دائمی
continous casting plant U تاسیسات ریخته گری دائمی
continous tinning line U تاسیسات قلع کاری دائمی
perpetuate U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuates U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuated U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuating U دائمی کردن جاودانی ساختن
perennially U بطور ماندگاریا دائمی همیشه
perpetual stock record U سابقه دائمی موجودی انبار
engram U تحولات دائمی هسته سلول
engramme U تحولات دائمی هسته سلول
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
permanent emplacement U موضع دائمی یکان یا جنگ افزار
mandate U قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
mandate U حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی
permanent income hypothesis U فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
hallucinosis U حالت هذیانی و وهمی ابتلاء به توهم دائمی
alnico U الیاژی از اهن جهت ساخت اهنربای دائمی
engramme U اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
engram U اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
cross to bear/carry <idiom> U رنج دادن کاری بصورت دائمی انجام میگیرد
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
flag station U جایی که قطاربادیدن پرچم ویژه نگاه میدارندوایستگاه دائمی نیست
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
thefts U بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
theft U بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
contour flight U پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john U موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik U زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drop U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose U دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point U نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost U لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
tenant in fee simple U متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
permanent income hypothesis U این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
geomagnetism U نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography U نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
presidium U هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
hydrographer U نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile U موشک زمین به زمین
continous immersion test U ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
ground resolution U قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. U بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade U قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
perpetual inventory U فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
surface-to-surface U موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface U موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction U جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
perpetual bonds U اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
air pollution monitoring U مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
surface missile U موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
terrain U زمین
land U زمین
rooter U زمین کن
soil U زمین
cinder track U زمین دو
norland U زمین
this earthly round U زمین
acre U زمین
acres U زمین
lackland U بی زمین
grass roots U کف زمین
soils U زمین
graze U زمین
grazed U زمین
tellus U زمین
land n U زمین
grazes U زمین
floor U کف زمین
soiling U زمین
floored U کف زمین
floors U کف زمین
cinder tracks U زمین دو
globe U زمین
ground surface U کف زمین
aerospace U جو زمین
fields U زمین
earth U زمین
geodetically U زمین
domain U زمین
domains U زمین
floor U کف زمین
ground [British] [floor] U کف زمین
real estate U زمین
extra terrestrial U زمین
ground U : زمین
earths U زمین
ground line U خط زمین
ground U کف زمین
field U زمین
ground U زمین
earthing U زمین
globes U زمین
fielded U زمین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com