English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
attitude survey U زمینه یابی نگرش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
survey U زمینه یابی
surveyed U زمینه یابی
surveys U زمینه یابی
survey tests U ازمونهای زمینه یابی
inversions U تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversion U تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
middle distance U فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
theory U نگرش
theories U نگرش
attitude U نگرش
attitudes U نگرش
tone-on-tone U [بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
involution U توان یابی قوه یابی
attitude test U ازمون نگرش
social attitude U نگرش اجتماعی
partitions U بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
partition U بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
foreground U سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
bourgeois <adj.> U از ویژگی های این طبقه متوسط، به طور معمول با اشاره به ارزشهای مادی ادراک شده و یا نگرش مرسوم
sofar U سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
maxwellian view U نگرش ماکسولی دید ماکسولی
contexts U زمینه
predispositions U زمینه
backgrounds U پس زمینه
predisposition U زمینه
flat paint U زمینه
sketched U زمینه
design U زمینه
tendencies U زمینه
basis U زمینه
ichnograph U زمینه
ground note U نت زمینه
terrain U زمینه
sketch U زمینه
tendency U زمینه
sketches U زمینه
ground U زمینه
context U زمینه
designs U زمینه
flash color U زمینه
setting U زمینه
outlining U زمینه
outlines U زمینه
conspectus U زمینه
outlined U زمینه
backgrounds U زمینه
background U پس زمینه
settings U زمینه
background U زمینه
outline U زمینه
foreground U پیش زمینه
protective ground U زمینه حفافتی
blue print U زمینه ابی
roots U سرچشمه زمینه
predispose U زمینه را مهیاساختن
predisposed U زمینه را مهیاساختن
root U سرچشمه زمینه
predisposes U زمینه را مهیاساختن
predisposing U زمینه را مهیاساختن
ichnography U زمینه سازی
ambient U پس زمینه معمولی
wherein U درچه زمینه
ground colour U رنگ زمینه
figure ground U شکل و زمینه
display background U زمینه نمایش
background process U فرایندهای پس زمینه
background communication U ارتباط پس زمینه
background current U جریان زمینه
background level U تراز زمینه
planning U زمینه سازی
intriguing U زمینه سازی
background noise U اختلال پس زمینه
intrigues U زمینه سازی
intrigue U زمینه سازی
background printing U چاپ پس زمینه
host crystal U بلور زمینه
background radiation U تابش زمینه
groundwork U زمینه اساس
contrasted U رنگ زمینه
contrasting U رنگ زمینه
contrasts U رنگ زمینه
main color U رنگ زمینه
ground color U رنگ زمینه
dominant design U زمینه اصلی
background sound U موسیقی پس زمینه
in this connextion U دراین زمینه
background music U موسیقی پس زمینه
ambient music U موسیقی پس زمینه
contrast U رنگ زمینه
matrixes U زمینه ملاط
theme U ریشه زمینه
themes U ریشه زمینه
background noise U صدای پس زمینه
matrix U زمینه ملاط
levelling U ارتفاع یابی
edging U حاشیه یابی
edgings U حاشیه یابی
trapping U غلط یابی
extrapolation U برون یابی
extrapolations U برون یابی
fringing U ریشه یابی
accessed U دست یابی
acquisitions U هدف یابی
direction finding U جهت یابی
locations U مکان یابی
location U مکان یابی
debugger U اشکال یابی
cost finding U ارزش یابی
castaways U عمق یابی
error detection U خطا یابی
factoring U عامل یابی
access U دست یابی
fault diagnosis U عیب یابی
castaway U عمق یابی
orientation U جهت یابی
ranging U مسافت یابی
fault finding U عیب یابی
fault detection U عیب یابی
calibration U خصلت یابی
positioning U موقع یابی
insinuation U رخنه یابی
troubleshooting U اشکال یابی
knowledge acquisition آگاهی یابی
localization U موضع یابی
mark sensing U نشان یابی
obstacle sense U حس مانع یابی
position finding U موقعیت یابی
achievements U دست یابی
achievement U دست یابی
marketing U بازار یابی
quadricycle U چهارچرخه یابی
range finding U مسافت یابی
troubleshooting U عیب یابی
summation U مجموع یابی
sourcing U منابع یابی
signal detection U علامت یابی
matchmaking U زوج یابی
patterning U طرح یابی
orientating U جهت یابی
attainments U دست یابی
attainment U دست یابی
goniometry U زاویه یابی
acquisition U هدف یابی
termination U پایان یابی
accessing U دست یابی
accesses U دست یابی
orientates U جهت یابی
orientate U جهت یابی
i. and evdevolution U توان یابی
interpolations U میان یابی
interpolations U درون یابی
interpolation U درون یابی
interpolation U میان یابی
addressing U نشانی یابی
predisposing factor U عامل زمینه ساز
spectrum of war U زمینه ها یا طیف جنگ
spectrum of war U جنگ در تمام زمینه ها
survey research U پژوهش زمینه یاب
It is in short supply. U زمینه اش دربازار کم است
field lens adjustment زمینه تنظیم لنز
fielded U زمینه رزمی صحرایی
contrasting U زمینه طرح و سایه
contrasts U زمینه طرح و سایه
contrasted U زمینه طرح و سایه
undertones U ته صدا موجود در زمینه
field U زمینه رزمی صحرایی
undertone U ته صدا موجود در زمینه
fields U زمینه رزمی صحرایی
background recalculation U محاسبه مجدد پس زمینه
contrast U زمینه طرح و سایه
extrapolate U برون یابی کردن
maximum direction finding U جهت یابی حداکثر
interpolating U درون یابی کردن
interpolates U درون یابی کردن
parallel access U با دست یابی موازی
performance evaluation U ارز یابی کارایی
interpolated U درون یابی کردن
interpolate U درون یابی کردن
marginal costing U هزینه یابی نهائی
locate mode U باب مکان یابی
extrapolates U برون یابی کردن
item scaling U مقیاس یابی پرسشها
job costing U هزینه یابی کار
extrapolated U برون یابی کردن
marginal costing U هزینه یابی نهایی
localization of function U موضع یابی کارکرد
quick access U با دست یابی تند
radio direction finding U جهت یابی بی سیم
soundest U عمق یابی کردن
sounds U عمق یابی کردن
sounded U عمق یابی کردن
spot U مسافت یابی کردن
spots U مسافت یابی کردن
random processing U با دست یابی تصادفی
ranging pole U شاخصهای مسافت یابی
detailing U یات و مسیر یابی
detail U یات و مسیر یابی
sound ranging U مسافت یابی صوتی
space orientation U موقعیت یابی فضایی
spatial orientation U موقعیت یابی فضایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com