English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tidal flats U زمینهای ابگیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
utilized and unutilized lands U زمینهای دائروبائر
arable lands U زمینهای زراعی
background reflection U بازتاب زمینهای
background processing U پردازش زمینهای
background program U برنامه زمینهای
background program U برنامه پس زمینهای
continuous background radiation U تابش زمینهای پیوسته
undulating terrains U زمینهای موج دار
outland U زمینهای خارج از محوطه ملک
freeboard U حق ادعای مالکیت درمورد زمینهای خالصه
solon chak U خاک شوره زار زمینهای بایر
off road racing U مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
off roader U شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
robotics U زمینهای در هوش مصنوعی که مورد طراحی تولید و کاربردادم ماشینی است
intake U ابگیر
basins U ابگیر
weathering U ابگیر
riser U ابگیر
penstock U ابگیر
tankage U ابگیر
basin U ابگیر
pooled U ابگیر
pool U ابگیر
intakes U ابگیر
swamps U ابگیر
swamping U ابگیر
swamped U ابگیر
swamp U ابگیر
pools U ابگیر
sluices U ابگیر
sluiced U ابگیر
sluice U ابگیر
direct outlet U ابگیر مستقیم
barrel outlet U ابگیر لولهای
basined U دارای ابگیر
turnout U دهانه ابگیر
outlets U دهانه ابگیر
intake of a well U ابگیر یک چاه
height of rise U ارتفاع ابگیر
submerged intake U ابگیر مستغرق
spur offtake U ابگیر مستقیم
turnouts U دهانه ابگیر
fen U زمین ابگیر
sluicy U ابگیر مانند
receiving basin U حوضچه ابگیر
pipe outlet U ابگیر لولهای
outlet U دهانه ابگیر
intakes U دهانه ابگیر
intake U دهانه ابگیر
fens U زمین ابگیر
intake area U منطقه ابگیر
turnout area U ابخور یک ابگیر توزیع
river basin U ابگیر یا حوضه رودخانه
take out gate U دریچه ابگیر ابیاری
basins U حوزه رودخانه ابگیر
basin U حوزه رودخانه ابگیر
outlets U رانش ابگیر توزیع
outlet U رانش ابگیر توزیع
catchment areas U حوزه ابخیز ابگیر
catchment area U حوزه ابخیز ابگیر
branch head U دهانه ابگیر نهر درجه یک
ignisfatuus U روشنایی شبانه بر روی زمینهای باتلاقی که تصور میرفت ازاحتراق گازهای باتلاقی بوجودمیاید
causeway U راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
causeways U راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
bay U مخزن پشت ابگیر دهانه بند
bayed U مخزن پشت ابگیر دهانه بند
bays U مخزن پشت ابگیر دهانه بند
baying U مخزن پشت ابگیر دهانه بند
barrel offtake regulator U دهانه ابگیر با لوله دریچه دار
aerofoil type offtake regulator U دهانه ابگیر خودکار با جریان معکوس به فرم ائرودینامیک
delivery channel U نهر فرعی یا نهر ابگیر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com