English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
approach time U زمان نزدیک شدن به باند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
approached U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
His days are numbered. <idiom> U زمان فوت کردنش نزدیک است.
course light U روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
approach schedule U برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
interband transition U انتقال باند- باند
control surface U کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
find touch U بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
inside U ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides U ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
closes U نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer U نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close U نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closest U نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
line haul U زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
inshore U نزدیک کرانه نزدیک ساحل
point bland U بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
cache memory U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
realtime U زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
circuits U روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit U روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time U یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand. U آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
mid wicket U توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
band U باند
band width U باند
bands U باند
access time U کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM U فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
reference U نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references U نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
arrivals U زمان حضور زمان رسیدن
presents U زمان حاضر زمان حال
present U زمان حاضر زمان حال
presented U زمان حاضر زمان حال
presenting U زمان حاضر زمان حال
arrival U زمان حضور زمان رسیدن
seek time U زمان جستجو زمان طلب
response time U زمان جواب زمان پاسخگویی
hachi maki U باند دور سر
side band U باند کناری
bands U باند بانداژ
band U باند بانداژ
guard band U باند نگهبان
side band U ساید باند
airstrips U باند فرودگاه
airstrip U باند فرودگاه
run way U باند فرود
wideband U پهنای باند
strapping U باند پیچی
p band U باند فرکانس
interband U باند میانی
intermediate band U باند میانی
wave band U باند موج
k band U باند فرکانس
j band U باند فرکانس
strip U باند فرود
frequency band U باند فرکانس
x band U باند فرکانس
Gate U ورودی به باند
baseband U باند پایه
landing strips U باند فرود
photographic strip U باند عکاسی
bandwidth U پهنای باند
broad band U باند پهن
air strip U باند فرودگاه
approach route U مسیرفرود به باند
broad band U پهن باند
approach line U خط تقرب به باند
band width U پهنای باند
broadband U پهن باند
frequency band U باند بسامد
error band U باند خطا
Citizens' Band U باند شهروندان
Citizens' Band U باند خصوصی
runway U باند فرودگاه
x band U باند- ایکس
landing strip U باند فرود
runway U باند پرواز
runways U باند پرواز
runways U باند فرودگاه
waveband U باند موج
wavebands U باند موج
energy band U باند انرژی
read time U زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
ground speed U سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
band switch U کلید تغییر باند
mine strip U باند مین گذاری
approach route U مسیر تقرب به باند
interband telegraphy U تلگراف باند میانی
memory bandwidth U پهنای باند حافظه
modulation handwidth U پهنای باند مدولاسیون
broadband antenna U انتن با باند گسترده
landing mat U باند فرود اضطراری
approach end U ابتدای باند فرود
narrowband U پهنای باند باریک
frequency band compression U تراکم باند فرکانس
nominal bandwidth U پهنای باند نامی
broadband channel U کانال پهن باند
frequency band width U پهنای باند فرکانس
broadband exchange U تعویض پهن باند
broadband amplifier U فزونساز باند گسترده
launching pads U باند پرتاب موشک
launching pad U باند پرتاب موشک
bleeding U باند تداخل امواج
image band U باند فرکانس تصویر
air strip U باند فرود یاپرواز
wideband channel U کانال پهن باند
aperiodic antenna U انتن با باند گسترده
wideband channel U مجرای پهن باند
long wave band U باند موج بلند
broadband channel U مجرای پهنای باند
tour of duty U زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
overshoots U فرودسایشی هواپیما روی باند
overshooting U فرودسایشی هواپیما روی باند
overshoot U فرودسایشی هواپیما روی باند
intermediate frequency band filter U صافی باند فرکانس میانی
band change switch U کلید تغییر باند فرکانس
band pass filter circuit U مدار صافی باند پاس
interband recombination U ترکیب مجدد باند میانی
impluse bandwith U پهنای باند ضربه جریان
vestigial sideband transmission U پخش باند جانبی مانده
roll out U دویدن هواپیما روی باند
asymmetrical sideband transmission U پخش باند جانبی مانده
input output bandwidth U پهنای باند ورودی- خروجی
full beam spread U باند کامل روشن کننده
angle of departure U زاویه صعود هواپیما از روی باند
heliport U باند فرود و پرواز هلی کوپتر
landing strip U باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
turn off guidance U هدایت هواپیماروی باند تاکسی کردن
taxies U حرکت هواپیماها روی باند فرود
landing strips U باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
heliports U باند فرود و پرواز هلی کوپتر
strip alert U اماده باش روی باند فرود
gantlope U باند برای دست دعوت به مارزه
taxied U حرکت هواپیماها روی باند فرود
gantelope U باند برای دست دعوت به مبارزه
taxiing U حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxi U حرکت هواپیماها روی باند فرود
approach lane U مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
traffic control U کنترل امد و رفت درجاده یا باند پرواز
arresting barrier U چتر کم کننده سرعت هواپیمادر روی باند
strap U باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
contact lights U چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
strip U نوار مین گذاری باند فرود موقتی
straps U باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
best gold U تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
times U مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
timed U مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time U مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule U جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
imprescriptible U وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
aggregate U کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregates U کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
equation of time U خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
unemployment compensation U پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
execution U 1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
aldis lmap U چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
base band U مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
baseband U مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
loom time U مدت زمان بافت [از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
in band signalling U ارسال داده که سیگنال حمل آن در پهنای باند کابل یا رسانه ارسالی است
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
interlook dormant period U زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
frequency U زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequencies U زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
base band U روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
baseband U روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
splits U زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
band project filter U فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
fractional U اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
stream takeoff U حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
early time U زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
cryptoperiod U زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
short cycle annealing U سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
tensed U زمان فعل تصریف زمان فعل
tense U زمان فعل تصریف زمان فعل
tensest U زمان فعل تصریف زمان فعل
tensing U زمان فعل تصریف زمان فعل
tenses U زمان فعل تصریف زمان فعل
tenser U زمان فعل تصریف زمان فعل
at hand U نزدیک
nearer U نزدیک
nearest U نزدیک
proximate U نزدیک
nearing U نزدیک
imminent U نزدیک
hand-to-hand U نزدیک
hand to hand U نزدیک
near U نزدیک
contiguous U نزدیک
by U از نزدیک
upcoming U نزدیک
beside U نزدیک
forby U نزدیک
near upon U نزدیک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com