Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
block time
U
زمان سپری شده ا لحظه شروع حرکت هواپیما تالحظه توقف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
roll in point
U
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
zero hour
U
لحظه شروع ازمایشات سخت لحظه بحرانی
sailing date
U
تاریخ شروع سفر دریایی زمان حرکت
cycle
U
زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
cycles
U
زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
cycled
U
زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
interlook dormant period
U
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
ti;me to go
U
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
approach end
U
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
set up
U
مدت زمان بین سیگنال شروع یک برنامه و شروع آن
hold
U
زمان سپری شده توسط مدار ارتباطی حین تماس
holds
U
زمان سپری شده توسط مدار ارتباطی حین تماس
spots
U
زمان مختصر لحظه
spot
U
زمان مختصر لحظه
interval timer
U
شیوهای که بوسیله ان زمان سپری شده میتواند توسط یک سیستم کامپیوتری بررسی شود
tour of duty
U
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
outer fix
U
محوطه توقف خارجی هواپیما
line haul
U
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
ramp
U
منطقه اصلی توقف هواپیما درفرودگاه
ramps
U
منطقه اصلی توقف هواپیما درفرودگاه
down time
U
زمان توقف
idle period
U
زمان توقف
ramps
U
محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
ramp
U
محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
machine down time
U
زمان توقف ماشین
machine idle time
U
زمان توقف ماشین
rerun
U
محلی دربرنامه که اجرا ازآنجا شروع میشود پس از توقف یا خرابی
dwell
U
ساکن شدن زمان توقف
dwelled
U
ساکن شدن زمان توقف
dwells
U
ساکن شدن زمان توقف
bomb out
U
شروع شیرجه از هواپیما
thresholds
U
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshold
U
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshholds
U
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
departure end
U
نقطه شروع کنده شدن هواپیما از زمین
vertical
U
متن نمایش داده شده که بالا وپایین صفحه کامپیوتر حرکت میکند در هر لحظه یک خط
post time
U
زمان شروع اسبدوانی
commencement of employment
U
زمان شروع اشتغال
air start
U
طرز قرارگرفتن هواپیما درهوا در شروع مسابقه هواپیمابری
initial setting time of concrete
U
زمان شروع گرفتن سیمان
early start
U
زودترین زمان شروع یک فعالیت
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
time of flight
U
زمان پرواز هواپیما
approach time
U
زمان تقرب هواپیما
streamers
U
یک دسته نوار که بجای شروع و توقف در میان بلوکهای مجزای داده با سرعتی بالا ومستمر عمل میکند
streamer
U
یک دسته نوار که بجای شروع و توقف در میان بلوکهای مجزای داده با سرعتی بالا ومستمر عمل میکند
sorties
U
شروع حرکت
sortie
U
شروع حرکت
response
U
1-زمان بین شروع یک عمل کاربر
responses
U
1-زمان بین شروع یک عمل کاربر
launch time
U
زمان پرواز هوایی هواپیما
awaiting aircraft availability
U
زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
late time
U
زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
underway
U
شروع حرکت قایق در اب باکنترل
send-offs
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
send-off
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
send off
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
snapshots
U
1-ضبط وضعیتهای کامپیوتر در یک لحظه . 2-ذخیره سازی محتوای صفحه پر در حافظه اصلی در یک لحظه
snapshot
U
1-ضبط وضعیتهای کامپیوتر در یک لحظه . 2-ذخیره سازی محتوای صفحه پر در حافظه اصلی در یک لحظه
stop
[Engineering]
U
توقف
[برخورد]
[محدودیتی برای حرکت یک سیستم مکانیکی و یا تکه ای]
[مهندسی]
tabbing
U
حرکت نشانه گر در برنامه کلمه پرداز از یک محل توقف tab به دیگری
end stop
[Engineering]
U
توقف
[برخورد]
[محدودیتی برای حرکت یک سیستم مکانیکی و یا تکه ای]
[مهندسی]
mounts
U
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
mount
U
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
prudent limit of endurance
U
حداکثر زمان پرواز مطمئن هواپیما از نظر سوخت
prudent limit of patrol
U
حداکثر زمان گشت مطمئن هواپیما از نظر سوخت
cruising speed
U
سرعت حرکت هواپیما یا کشتی
lateral tell
U
پیشگیری هواپیما در حرکت عرضی
barriers
U
تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
barrier
U
تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
halt
U
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halted
U
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halts
U
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
half area
U
محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
turnaround cycle
U
مدت زمان بارگیری و رفت وبرگشت خودرو یا هواپیما یاکشتی
air controlman
U
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
yawed
U
پهلو بپهلو حرکت دادن هواپیما
heading
U
جهت حرکت کشتی یا هواپیما به طرف
headings
U
جهت حرکت کشتی یا هواپیما به طرف
to taxi to a standstill
U
حرکت آخر تا به ایست رسیدن
[هواپیما]
yaw
U
پهلو بپهلو حرکت دادن هواپیما
desired leading
U
سمت حرکت مطلوب هواپیما یا ناو
The aircrafts was flying in a northerly direction.
U
هواپیما در جهت شمال حرکت می کرد
catch
U
نیروی اولیه بازوی شناگر در شروع حرکت ماهی گرفتن
wraparound
U
حرکت نشانه گر در صفحه تصویری کامپیوتر از انتهای یک خط یا شروع خط بعد
break
U
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
breaks
U
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
etd
U
زمان تقریبی حرکت
time and motion study
U
بررسی زمان و حرکت
launch time
U
زمان حرکت هوایی
liners
U
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
ground loop
U
تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
liner
U
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
heading select feature
U
عرشه کمکی برای انتخاب سمت حرکت هواپیما
helo
U
پیام عمومی شروع کار که دریک سیستم اشتراک زمان توسط ترمینالها بکار می رود
word wrap
U
حرکت نشانه گر روی صفحه تصویر کامپیوتر از انتهای یک خط به شروع خط بعدی
crab angle
U
زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
road time
U
زمان حرکت ستون در روی جاده
speed
U
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت
speeding
U
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت
speeds
U
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت
airspeed
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeeds
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
indents
U
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indent
U
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indenting
U
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
k day
U
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
mileage on departure
[arrival]
U
اندازه مسافت طی شده در زمان حرکت
[ورود]
خودرو
holdees
U
پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
splash screen
U
صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
time
U
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
timed
U
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
times
U
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
control surface angle
U
زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
control column
U
فرمانی برای کنترل حرکت هواپیما حول محور طولی وعرضی که میتواند بصورت میله یا رل باشد
persistence
U
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
station time
U
زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
glide path
U
مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
time distance
U
مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
time over target
U
زمان رسیدن روی هدف زمانی که هواپیما روی هدف می رسد
scrolls
U
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scroll
U
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
clypeate
U
سپری
landing gear
U
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
altitude sickness
U
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
elapsing
U
سپری شدن
elapses
U
سپری شدن
elapse
U
سپری شدن
expired
U
سپری شده
surviving
U
سپری کردن
survives
U
سپری کردن
passage
U
سپری شدن
survive
U
سپری کردن
survived
U
سپری کردن
expirations
U
سپری شدن
to run on
U
سپری شدن
passages
U
سپری شدن
cesser
U
سپری شدن
expiration
U
سپری شدن
t beam
U
تیر سپری
touchdowns
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdown
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling
U
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
upping
U
سپری شده سربالایی
lapse
U
زوال سپری شدن
while
U
سپری کردن گذراندن
upped
U
سپری شده سربالایی
lapsing
U
زوال سپری شدن
elapsed time
U
مدت سپری شده
up
U
سپری شده سربالایی
lapses
U
زوال سپری شدن
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
plane director
U
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aft
U
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
air mileage indicator
U
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
expiring
U
سپری شدن بپایان رسیدن
expires
U
سپری شدن بپایان رسیدن
expire
U
سپری شدن بپایان رسیدن
spoiler
U
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
screwpropeller
U
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
space charter
U
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
start off
U
شروع کردن شروع شدن
cache
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
coordinated turn
U
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
moments
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
branch cutoff
U
دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
realtime
U
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
transition altitude
U
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
azimuth indicator
U
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
circuits
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
U
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
launching area
U
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
aprons
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
apron
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
troop space
U
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
initiation
U
شروع کار شروع
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
stand fast
U
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
jiffy
U
یک لحظه
simultaneous
U
در یک لحظه
instant
U
لحظه
seconds
U
لحظه
momentarily
U
لحظه لحظه
minute
U
ان لحظه
seconding
U
لحظه
instants
U
لحظه
momently
U
هر لحظه
seconded
U
لحظه
flashed
U
لحظه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com