Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lighting hours
U
زمان روشنایی یا سوختن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
burn out
U
تمام شدن سوخت به طور غیرمنتظره خاتمه سوزش زمان خاتمه سوزش سوختن
it is insensitive to light
U
روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
iceblink
U
روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
line haul
U
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
cache
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
consumption
U
سوختن
burn
U
سوختن
to burn out
U
سوختن
broils
U
سوختن
broiling
U
سوختن
broiled
U
سوختن
burns
U
سوختن
broil
U
سوختن
combustion
U
سوختن
burn in
U
سوختن
realtime
U
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
smoulders
U
سوختن ودودکردن
smoldered
U
سوختن ودودکردن
singes
U
سوختن بودادن
singeing
U
سوختن بودادن
singed
U
سوختن بودادن
singe
U
سوختن بودادن
afire
U
در حال سوختن
smoldering
U
سوختن ودودکردن
smolders
U
سوختن ودودکردن
to grin and bear it
U
سوختن وساختن
smoulder
U
سوختن ودودکردن
smouldered
U
سوختن ودودکردن
to fret and fume inwardly
U
سوختن وساختن
incinerates
U
بااتش سوختن
blow out
U
سوختن انفجار
smouldering
U
سوختن ودودکردن
pyric
U
مربوط به سوختن
incinerating
U
بااتش سوختن
heating value
U
گرمای سوختن
melted
U
از گرما سوختن
smolder
U
سوختن ودودکردن
incinerated
U
بااتش سوختن
heat value
U
گرمای سوختن
heat of combustion
U
گرمای سوختن
incinerate
U
بااتش سوختن
circuit
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuits
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
U
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
singed
U
بطور سطحی سوختن
scorch
U
بطور سطحی سوختن
degressive burning
U
سوختن طولانی خرج
burn
U
سوختن مشتعل شدن
flares
U
باشعله نامنظم سوختن
flammable
U
قابل سوختن اتشگیر
burnout of a crystal rectifier
U
سوختن یکسوکننده دیودی
burns
U
سوختن مشتعل شدن
burns
U
دراتش شهوت سوختن
bakes
U
سوختن خشک کردن
baked
U
سوختن خشک کردن
bake
U
سوختن خشک کردن
scorches
U
بطور سطحی سوختن
singeing
U
بطور سطحی سوختن
singe
U
بطور سطحی سوختن
to burn away
U
سوختن و تمام شدن
singes
U
بطور سطحی سوختن
flare
U
باشعله نامنظم سوختن
progressive burning
U
سوختن تدریجی خرج
to fret and fume inwardly
U
سوختن ودم نزدن
burn
U
دراتش شهوت سوختن
smouldered
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldering
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulder
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
to g. with passion
U
دراتش شهوت یاعشق سوختن
smolders
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smolder
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldering
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldered
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulders
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
coordinated illumination
U
روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
sizzles
U
صدای سوختن کباب روی اتش
sizzled
U
صدای سوختن کباب روی اتش
sizzle
U
صدای سوختن کباب روی اتش
sizzling
U
صدای سوختن کباب روی اتش
to souse a burning house
U
اب پاشیدن روی خانه درحال سوختن
burn down
<idiom>
U
کاملا سوختن (معمولابرای ساختمان استفاده میشود)
burn up
<idiom>
U
کاملا سوختن (معمولا برای چیزهایی غیرازساختمان)
carry one's bat
U
تا پایان بازی ادامه دادن کارتوپزن بدون سوختن
burnout velocity
U
سرعت موشک در خاتمه سوختن خرج و تمام شدن ان
access time
U
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
U
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
presents
U
زمان حاضر زمان حال
arrival
U
زمان حضور زمان رسیدن
presenting
U
زمان حاضر زمان حال
seek time
U
زمان جستجو زمان طلب
arrivals
U
زمان حضور زمان رسیدن
response time
U
زمان جواب زمان پاسخگویی
present
U
زمان حاضر زمان حال
presented
U
زمان حاضر زمان حال
leg before
U
ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
outed
U
مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
out-
U
مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
out
U
مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
tour of duty
U
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
regression rate
U
سرعت خطی سوختن دانههای سوخت جامد در امتداد عمودبر سطح در نقطه موردنظر
illumination
U
روشنایی
electric lighting
U
روشنایی
night light
U
روشنایی شب
illuminations
U
روشنایی
rushlight
U
روشنایی کم
luminouity
U
روشنایی
lightness
U
روشنایی
peeped
U
روشنایی کم
luminance
U
روشنایی
lighted
U
روشنایی
lightest
U
روشنایی
peep
U
روشنایی کم
clearness
U
روشنایی
peeps
U
روشنایی کم
peeping
U
روشنایی کم
light
U
روشنایی
lighting
U
روشنایی
luminosity
U
روشنایی
times
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule
U
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
timed
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
luminous efficiency
U
ضریب روشنایی
illuminations
U
شدت روشنایی
luminous efficiency
U
راندمان روشنایی
luminous flux
U
شاره روشنایی
luminous intensity
U
شدت روشنایی
luminous flux
U
شار روشنایی
luminous flux
U
فلوی روشنایی
optics
U
علم روشنایی
luminous power
U
قوه روشنایی
lux meter
U
روشنایی سنج
glare
U
روشنایی زننده
glared
U
روشنایی زننده
glares
U
روشنایی زننده
glimmered
U
روشنایی ضعیف
ray
U
روشنایی تشعشع
phosphorescence
U
روشنایی شب تابی
flash
U
روشنایی مختصر
flashed
U
روشنایی مختصر
flashes
U
روشنایی مختصر
street lighting
U
روشنایی خیابان
sustained illumination
U
روشنایی مداوم
glimmer
U
روشنایی ضعیف
glimmers
U
روشنایی ضعیف
loom
U
هاله روشنایی
search light illumination
U
روشنایی با نورافکن
room lighting
U
روشنایی اطاق
candlelight
U
روشنایی شمع
illumination
U
شدت روشنایی
phot
U
واحد روشنایی
photology
U
دانش روشنایی
photometer
U
روشنایی سنج
looms
U
هاله روشنایی
looming
U
هاله روشنایی
loomed
U
هاله روشنایی
sustained illumination
U
روشنایی پایدار
constant luminance
U
روشنایی ثابت
brightness control
U
پیچ روشنایی
brightness signal
U
پیام روشنایی
illumination method
U
سبک روشنایی
ceiling light
U
روشنایی سقفی
intensity of illumination
U
شدت روشنایی
intensity level
U
سطح روشنایی
indirect lighting
U
روشنایی غیرمستقیم
incandescent lamp
U
لامپ روشنایی
continuous illumination
U
روشنایی مداوم
lambert
U
واحد روشنایی
asterism
U
روشنایی و نور
artifical light
U
روشنایی مصنوعی
lighting battery
U
باتری روشنایی
light point
U
منبع روشنایی
light meter
U
روشنایی سنج
light gap
U
فاصله روشنایی
light fluctuation
U
نوسان روشنایی
light control
U
کنترل روشنایی
light conditions
U
نسبتهای روشنایی
lighting control
U
کنترل روشنایی
light brightness control
U
کنترل روشنایی
light adaptation
U
انطباق با روشنایی
image brightness
U
روشنایی تصویر
illuminator
U
وسیله روشنایی
illuminating aperture
U
روزنه روشنایی
illuminance
U
شدت روشنایی
decorative ligthing
U
روشنایی تزیینی
gaslight
U
روشنایی گاز
earth light
U
روشنایی خاکستری
earth shine
U
روشنایی خاکستری
full beam spread
U
باندکامل روشنایی
electric light
U
روشنایی برقی
emergency lighting
U
روشنایی اضطراری
illumniation aperture
U
روزنه روشنایی
illuminating beam
U
پرتو روشنایی
illuminating device
U
تجهیزات روشنایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com