Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cycle time
U
زمان رفت و برگشت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
recurrence interval
U
زمان برگشت
return perion
U
زمان برگشت
regression time
U
زمان برگشت
TDR
U
آزمایش برای یافتن محل خطای کابل , ارسال یک سیگنال روی کابل و بررسی مدت زمان برگشت آن
turn around time
U
زمان برگشت
turnaround time
U
زمان برگشت
Other Matches
back to battery
U
برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
line haul
U
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
caches
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
realtime
U
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
circuits
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
U
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
access time
U
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
U
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
present
U
زمان حاضر زمان حال
presented
U
زمان حاضر زمان حال
presenting
U
زمان حاضر زمان حال
response time
U
زمان جواب زمان پاسخگویی
arrival
U
زمان حضور زمان رسیدن
arrivals
U
زمان حضور زمان رسیدن
presents
U
زمان حاضر زمان حال
seek time
U
زمان جستجو زمان طلب
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
tour of duty
U
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
time
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule
U
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
times
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
timed
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
imprescriptible
U
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
unemployment compensation
U
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
equation of time
U
خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
execution
U
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
relapse
U
برگشت
relapses
U
برگشت
revert
U
برگشت
relapsed
U
برگشت
recoveries
U
برگشت
tergiversation
U
برگشت
recovery
U
برگشت
relapsing
U
برگشت
capsizal
U
برگشت
d.c. restoration
U
برگشت دی سی
d.c. reinsertion
U
برگشت سی دی
reverted
U
برگشت
reverting
U
برگشت
turnarounds
U
برگشت
upturn
U
برگشت
recoils
U
برگشت
recoiling
U
برگشت
recoiled
U
برگشت
reverts
U
برگشت
return
U
برگشت
returned
U
برگشت
turnrounds
U
برگشت
right of reversion
U
برگشت
returning
U
برگشت
returns
U
برگشت
back water
U
برگشت اب
turnaround
U
برگشت
reversals
U
برگشت
reversal
U
برگشت
regression line
U
خط برگشت
regression
U
برگشت
turnabout
U
برگشت
turnabouts
U
برگشت
recurrenge
U
برگشت
recrvdescence
U
برگشت
recrudescence
U
برگشت
reflux
U
برگشت
refluence
U
برگشت
recoil
U
برگشت
return line
U
خط برگشت
veers
U
برگشت
retrogression
U
برگشت
regurgitation
U
برگشت
retrocession
U
برگشت
veer
U
برگشت
veered
U
برگشت
reoccur
U
برگشت
retrocedence
U
برگشت
drawback
U
برگشت
turnover
U
برگشت
drawbacks
U
برگشت
loom time
U
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
re-
U
برگشت دادن
re
U
برگشت دادن
back water curve
U
منحنی برگشت اب
reverberation
U
برگشت امواج
reverberations
U
برگشت امواج
reversible
U
برگشت پذیر
back
U
درعقب برگشت
irreversible
U
برگشت ناپذیر
backward reaction
U
واکنش برگشت
backspace
U
برگشت به عقب
grid return
U
سیم برگشت
irrevocably
U
بطور بی برگشت
turns
U
برگشت شناگر
turning point
U
نقطه برگشت
retrogress
U
پس رفتن برگشت
rebounded
U
ضربه برگشت
rebound
U
ضربه برگشت
retrogresses
U
پس رفتن برگشت
retrogressing
U
پس رفتن برگشت
regressive
U
برگشت کننده
flashback
U
برگشت شعله
flashbacks
U
برگشت شعله
turnaround form
U
شکل برگشت
turnaround documents
U
مستندات برگشت
turnaround documents
U
اسناد برگشت
reflector
U
برگشت دهنده
reflectors
U
برگشت دهنده
turning points
U
نقطه برگشت
retrograde
U
برگشت دهنده
irrevocable
U
غیرقابل برگشت
armstand dive
U
بالانس برگشت
turn
U
برگشت شناگر
return flight
U
پرواز برگشت
rebounds
U
ضربه برگشت
rebounding
U
ضربه برگشت
backs
U
درعقب برگشت
retrogressive
U
برگشت کننده
track return
U
مدار برگشت
reversibility
U
برگشت پذیری
return wire
U
سیم برگشت
revocable
U
قابل برگشت
flyback pulse
U
پالس برگشت
ground return
U
برگشت زمینی
return pipe
U
لوله برگشت
image reversal
U
برگشت تصویر
retrogressed
U
پس رفتن برگشت
return flow
U
جریان برگشت
payback period
U
دوره برگشت
nonlinear regression
U
برگشت غیرخطی
irreversibility
U
برگشت ناپذیری
returnable
U
قابل برگشت
retrocedent
U
برگشت کننده
reverses of fortune
U
برگشت روزگار
linear regression
U
برگشت خطی
irremeable
U
برگشت نا پذیر
short return
U
برگشت کوتاه
return conductor
U
سیم برگشت
irriversible
U
برگشت ناپذیر
retrocessive
U
برگشت کننده
rematch
U
مسابقه برگشت
repercussion
U
انعکاس برگشت
return cargo
U
محموله برگشت
regression analysis
U
تحلیل برگشت
reapparition
U
برگشت عود
return current
U
جریان برگشت
irrevocability
U
برگشت ناپذیری
regression equation
U
معادله برگشت
regression coefficient
U
ضریب برگشت
downward travel
U
ضربه برگشت
echo
U
برگشت امواج رادار
echoed
U
برگشت امواج رادار
echoing
U
برگشت امواج رادار
echoes
U
برگشت امواج رادار
recovery
U
برگشت به حالت اولیه
revocable credit
U
اعتبار قابل برگشت
regress
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
revert
U
برگشت به وضعیت طبیعی
reverting
U
برگشت به وضعیت طبیعی
reversibility principle
U
اصل برگشت پذیری
revocable letter of credit
U
اعتبار قابل برگشت
step backwards
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
recoveries
U
برگشت به حالت اولیه
regression
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
reverted
U
برگشت به وضعیت طبیعی
trips
U
رفت یا برگشت فنر
regressing
U
پس رفت کردن برگشت
regresses
U
پس رفت کردن برگشت
regressed
U
پس رفت کردن برگشت
regress
U
پس رفت کردن برگشت
He came back with his tail between his legs.
U
دست از پ؟ درازتر برگشت
plotter repeatability
U
قابلیت برگشت رسام
reverberation
U
برگشت دادن امواج
ratchet effect
U
اثر برگشت ناپذیر
return ticket
U
بلیط رفت و برگشت
reverberations
U
برگشت دادن امواج
lapse
U
برگشت انحراف موقت
lapses
U
برگشت انحراف موقت
lapsing
U
برگشت انحراف موقت
tripped
U
رفت یا برگشت فنر
trip
U
رفت یا برگشت فنر
turnaround cycle
U
مدت رفت و برگشت
magnetic yoke
U
سیم برگشت مغناطیسی
microscopic reversibility
U
برگشت پذیری میکروسکوپی
drawbacks
U
برگشت حقوق گمرکی
day return
U
بلیط رفتو برگشت
drawback
U
برگشت حقوق گمرکی
nonreimbursable
U
غیر قابل برگشت
payback period
U
دوره برگشت سرمایه
renewable energy
U
انرژی برگشت پذیر
irreversible steels
U
فولادهای برگشت ناپذیر
atavism
U
برگشت بخوی نیاکان
throw back
U
برگشت به خصال نیاکان
introversion
U
برگشت بسوی درون
backstroke
U
برگشت عقب زنی
grid return
U
سیم برگشت شبکه
capital recovery factor
U
ضریب برگشت سرمایه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com