Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
machining time
U
زمان براده برداری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
machining
U
براده برداری
metal cutting
U
براده برداری
removal of chips
U
براده برداری
metal cutting work
U
براده برداری
metal removing capacity
U
قدرت براده برداری
machining requirments
U
شرایط براده برداری
metal cutting element
U
عنصر براده برداری
machining method
U
روش براده برداری
machinable
U
قابل براده برداری
machinability
U
قابلیت براده برداری
metal cutting machine
U
دستگاه براده برداری
machining practice
U
تکنیک و روش براده برداری
metal cutting machine tool
U
ماشین ابزار براده برداری
non cutting shaping
U
فرم دهی بدون براده برداری
xerography
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencils
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph
U
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
filing
U
براده
filings
U
براده
abrasive grit
U
براده
swarf
U
براده
discharge of chips
U
تخلیه براده ها
drillings
U
براده فلزات
iron filings
U
براده اهن
flow chip
U
براده پیوسته
fragmental chip
U
براده فلز
curly chip
U
براده پیچیده
machines
U
براده برداشتن
removal of chips
U
برداشت براده
machine
U
براده برداشتن
borings
U
براده فلز
shot blasting
U
براده اهن
discontinuous chip
U
براده گسسته
cuttings
U
براده فلزات
metal removal
U
برداشت براده
scobs
U
براده اهن
machined
U
براده برداشتن
line haul
U
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
cache
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
steel wool
U
براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
realtime
U
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
circuits
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
U
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
access time
U
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
U
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
present
U
زمان حاضر زمان حال
presenting
U
زمان حاضر زمان حال
presents
U
زمان حاضر زمان حال
arrival
U
زمان حضور زمان رسیدن
arrivals
U
زمان حضور زمان رسیدن
response time
U
زمان جواب زمان پاسخگویی
seek time
U
زمان جستجو زمان طلب
presented
U
زمان حاضر زمان حال
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
tour of duty
U
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
times
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule
U
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
time
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
timed
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
imprescriptible
U
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
unemployment compensation
U
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
equation of time
U
خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
execution
U
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
loom time
U
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
interlook dormant period
U
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
frequency
U
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequencies
U
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
splits
U
زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
vector
U
برداری
vectors
U
برداری
embodiment
U
در برداری
decerebration
U
مخ برداری
topography
U
نقشه برداری
footstep
U
گام برداری
samplery
U
نمونه برداری
extirpation
U
اندام برداری
sampling
U
نمونه برداری
gaud
U
کلاه برداری
treading
U
گام برداری
treads
U
گام برداری
gyrectomy
U
شکنج برداری
fraudulence
U
کلاه برداری
enervation
U
عصب برداری
exploitation
U
بهره برداری
tread
U
گام برداری
footsteps
U
گام برداری
stripping
U
قالب برداری
duplicated
U
نسخه برداری
duplicates
U
نسخه برداری
duplicating
U
نسخه برداری
surveying
U
نقشه برداری
topectomy
U
تکه برداری
resultant
U
جمع برداری
mapping
U
نقشه برداری
lobectomy
U
قطعه برداری
land surveying
U
نقشه برداری
duplicate
U
نسخه برداری
swindles
U
کلاه برداری
swindled
U
کلاه برداری
duplication
U
نسخه برداری
operation
U
بهره برداری
photogeny
U
عکس برداری
ovariectomy
U
تخمدان برداری
subordination
U
فرمان برداری
surveyor's level
U
ترازنقشه برداری
decoding
U
رمز برداری
swindle
U
کلاه برداری
vector analysis
U
تحلیل برداری
vector diagram
U
نمودار برداری
vector display
U
نمایش برداری
utilization
U
بهره برداری
weight lifting
U
وزنه برداری
ingathering
U
خرمن برداری
rip-off
U
کلاه برداری
rip-offs
U
کلاه برداری
i know him by his step
U
از گام برداری
insurability
U
بیمه برداری
vectorical angle
U
زاویه برداری
vectored interrupt
U
وقفه برداری
vector field
U
میدان برداری
vector pair
U
زوج برداری
vector power
U
توان برداری
vector processor
U
پردازنده برداری
vector product
U
حاصلضرب برداری
vector quantities
U
اندازههای برداری
vector quantity
U
کمیت برداری
hemispherectomy
U
نیمکره برداری
decerebellation
U
مخچه برداری
listings
U
سیاهه برداری
listing
U
سیاهه برداری
gained
U
بهره برداری
gains
U
بهره برداری
deafferentation
U
اوران برداری
gain
U
بهره برداری
copies
U
نسخه برداری
copied
U
نسخه برداری
march
U
قدم برداری
marched
U
قدم برداری
marches
U
قدم برداری
marching
U
قدم برداری
copied
U
کپی برداری
copying
U
کپی برداری
frauds
U
کلاه برداری
survey
U
نقشه برداری
biopsy
U
بافت برداری
copies
U
کپی برداری
copy
U
نسخه برداری
copy
U
کپی برداری
copying
U
نسخه برداری
surveyed
U
نقشه برداری
fraud
U
کلاه برداری
utilizations
U
بهره برداری ها
usages
U
بهره برداری ها
usage
U
بهره برداری
using
U
بهره برداری
utilisation
[British]
U
بهره برداری
denervation
U
عصب برداری
exploitation
[utilization]
U
بهره برداری
utilisations
U
بهره برداری ها
arrow diagram
U
نمودار برداری
cannibalization
U
قطعه برداری
surveys
U
نقشه برداری
short cycle annealing
U
سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
cryptoperiod
U
زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
early time
U
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
mapping
U
نقشه برداری کردن
vector product
U
ضرب برداری
[ریاضی]
bed load sampling
U
نمونه برداری از بار کف
defrauding
U
کلاه برداری کردن
cross product
U
ضرب برداری
[ریاضی]
base cover
U
عکس برداری اولیه
defrauded
U
کلاه برداری کردن
defraud
U
کلاه برداری کردن
defrauds
U
کلاه برداری کردن
linear space
U
فضای برداری
[ریاضی]
directed area product
U
ضرب برداری
[ریاضی]
royalties
U
حق بهره برداری از چیزی
utilizing
U
بهره برداری کردن
surveying
U
مساحی نقشه برداری
to pace off
U
باگام برداری شمردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com