English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sophistry U زبان بازی برهان تراشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mountebankery U زبان بازی
charlatanry U زبان بازی
charlatanism U زبان بازی
prevaricate U زبان بازی کردن
equivocate U زبان بازی کردن
palter U زبان بازی کردن
prevaricates U زبان بازی کردن
prevaricated U زبان بازی کردن
equivocating U زبان بازی کردن
equivocates U زبان بازی کردن
double talk U چاپلوسی و زبان بازی
equivocated U زبان بازی کردن
prevaricating U زبان بازی کردن
quibbled U زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbling U زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibble U زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbles U زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
disassembler U برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
demonstrations U برهان
theorems U برهان
demonstration U برهان
theorem U برهان
proof U برهان
reasoning U برهان
proofs U برهان
logic U برهان
reductio ad absurdum U برهان خلف
indirect proof U برهان غیرمستقیم
enthymeme U برهان موجز
pleading U برهان نمایی
proof by contradiction U برهان خلف [ریاضی]
theorematic U متضمن برهان قضیهای
shaved U ریش تراشی
shaves U ریش تراشی
shave U ریش تراشی
neographism U نویسه تراشی
neologisms U واژه تراشی
neolalia U واژه تراشی
neologism U واژه تراشی
shaping U صفحه تراشی
rationalization U دلیل تراشی
redressing U باز تراشی
moon knife U چاقوی پوست تراشی
razors U تیغ صورت تراشی
pullery U کارگاه پوست تراشی
granulating hammer U تیشه سنگ تراشی
razor U تیغ صورت تراشی
grainer U تیغ پشم تراشی
stone work U جایگاه سنگ تراشی
crandall U چکش سنگ تراشی
blocking-out U قلم سنگ تراشی
shaving U اصلاح صورت تراشی
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
To raise difficulties . To creat obstacles. U اشکال تراشی کردن
bush-hammered U ابزار سنگ تراشی
sculpture in miniature U پیکر تراشی کوچک اندام
sculpture U پیکر تراشی سنگتراشی کردن
carver U قلم سنگ تراشی سازنده
statuary U مجسمه ساز هیکل تراشی
sculptures U پیکر تراشی سنگتراشی کردن
kevel U چوب یکنوع تیشه برای سنگ تراشی
shinny U بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
translators U برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator U برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages U استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages U برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language U استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language U برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly U زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
host language U زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler U که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol U Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
parpen U سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
targets U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental U زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targeted U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
author language U زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
He is speechless (inarticulate). U سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal U زبان ساده شده زبان اسمبلی
professional slang U زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
mealymouthed U ادم چرب زبان شیرین زبان
harlequinade U بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame U مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay U بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship U مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat U بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game U وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
to make a trick U با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
fire fight U ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney U بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring U بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib U ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
inning U گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
languages U مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
Arabic U زبان تازی زبان عربی
glib U چرب زبان زبان دار
interpret U ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted U ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
language U مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpreting U ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets U ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
charlatanic U امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game U بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade U نمایش لال بازی ودلقک بازی
postulate U هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulates U هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulating U هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulated U هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
scottish gaelic U زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
Bureaucracy . Red tape . U کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
assembler U یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
apl U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
round robin (tournament or contest) <idiom> U بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
oxtongue U گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
deforests U درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting U درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested U درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforest U درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
billiard point U در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score U افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game U افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
language lab U زبان
apt language U زبان ای پی تی
grss language U زبان جی پی اس اس
abusers U بد زبان
apl language U زبان ای پی ال
as one man U با یک زبان
abuser U بد زبان
c++ U زبان ++C
languages U زبان
rpg language U زبان ار پی جی
languages U زبان ها
language U زبان
language U زبان
tongue [language] U زبان
tongue U زبان
glossa U زبان
hound's tongue U سگ زبان
tongueless U بی زبان
two tongued U زبان
report progarm generator U زبان ار- پی- جی
tongues U زبان
dialects U زبان محلی
dialect U ی در زبان استاندارد
smooth tongued U چرب زبان
romanian U زبان رومانی
romanic U زبان رومی
snobol language U زبان اسنوبول
dialect U زبان محلی
linguistics U زبان شناسی
linguistics U علم زبان
mother tongues U زبان مادری
slip of the tongue U لغزش زبان
dialects U ی در زبان استاندارد
serbian U زبان صربستانی
semitic language U زبان سامی
servian U زبان صربی
lingo U زبان ویژه
scythian U زبان سکایی
brickbat U زخم زبان
silver tongued U چرب زبان
simscript language U زبان سیمسکریپت
mother tongue U زبان مادری
simula language U زبان سیمیولا
sankskirt U زبان سانسکریت
slavic U زبان اسلاوی
roumanian U زبان رومانی
She has a vicious tongue . U بد زبان است
lingoes U زبان ویژه
Afrikaans U زبان آفریکانز
welch U زبان ولز
dumb U زبان بسته
dumber U زبان بسته
sugary U شیرین زبان
diatribes U زخم زبان
dumbest U زبان بسته
diatribe U زخم زبان
stuttering U لکنت زبان
zibet U زبان هندی
stammering U لکنت زبان
vulgate U زبان عامیانه
language laboratories U آزمایشگاه زبان
welcher U زبان ولز
welsher U زبان ولز
licks U زبان زدن
zend U زبان زند
voluble U خوش زبان
delphinium U گل زبان در قفا
delphiniums U گل زبان در قفا
loll U زبان بیرون
lolled U زبان بیرون
lolling U زبان بیرون
written language U زبان نوشتاری
grammars U دستور زبان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com