Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
brainchild
U
زاییده افکار
conception
U
زاییده افکار
concept
U
زاییده افکار
idea
U
زاییده افکار
internal conception
U
زاییده افکار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
parous
U
زاییده
sextipara
U
زن شش شکم زاییده
to s e the light
U
زاییده شدن
biogenic
U
زیست زاییده
parous
U
بچه زاییده
born
U
زاییده شده
multipara
U
زن چند شکم زاییده
still born
U
مرده زاییده شده
multiparous
U
چند شکم زاییده
newborn
U
تازه زاییده شده
natimortality
U
امار مرده زاییده شدگان
afterborn
U
زاییده شده پس ازمرگ پدر بعدی
rock scorpion
U
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
new born
U
زاییده شده تازه تولد یافته
farrows
U
همه بچه خوک هایی که دریک وهله زاییده می شوند
farrowing
U
همه بچه خوک هایی که دریک وهله زاییده می شوند
farrowed
U
همه بچه خوک هایی که دریک وهله زاییده می شوند
farrow
U
همه بچه خوک هایی که دریک وهله زاییده می شوند
breast
U
افکار
breasts
U
افکار
public opinion
U
افکار عمومی
daydream
U
افکار پوچ
daydreamed
U
افکار پوچ
train of thought
U
رشته افکار
musing
U
غرق در افکار
daydreams
U
افکار پوچ
ideas if reference
U
افکار عطفی
thought
U
افکار خیال
good deeds
U
افکار نیکو
daydreaming
U
افکار پوچ
thoughts
U
افکار خیال
strong minded
U
دارای افکار مردانه
vox populi
U
اراء یا افکار مردم
In deference to public opinion.
U
به احترام افکار عمومی
To have enlightened ideas. To be an intellectual.
U
افکار روشنی داشتن
cardinal sin
U
عملمغایر با افکار عمومی
mind readers
U
کاشف افکار دیگران
parochialism
U
محدودیت در افکار وعقایدمحلی
wishful thinking
U
افکار واهی و پوچ
mind reader
U
کاشف افکار دیگران
mind reading
U
کشف افکار دیگران
telepathy
U
ارتباط افکار با یکدیگر
bemuse
U
غرق افکار شاعرانه کردن
to think out loud
U
افکار خود را
[بلند]
گفتن
to think aloud
U
افکار خود را
[بلند]
گفتن
self revelation
U
افشاء افکار واحساسات شخصی
eggheads
U
روشنفکر دارای افکار بلند
ideology
U
مبحث افکار وارزوهای باطنی
To pick other peoples brains.
U
از افکار دیگران استفاده کردن
idealogy
U
مبحث افکار وارزوهای باطنی
egghead
U
روشنفکر دارای افکار بلند
ideologies
U
مبحث افکار وارزوهای باطنی
I don't know what to make of him.
U
من افکار او
[مرد]
را درک نمی کنم.
representationalist
U
معتقد بفلسفه ایده هاو افکار
cause cTlFbre
U
موردیکهنظر افکار عمومیرا بهخود جلبکند
A dialogue .
U
گفت وشنود ( بحث وتبادل افکار ونظریات )
ideologist
U
ایده ئولوگ کسی که در مورد افکار وعقاید مطالعه میکند
intrusive thoughts
U
اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
self absorption
U
غرق در خویش غرق شدن در افکار
academic freedom
آزادی طلاب و محققین در تدریس وتحقیق و نشر افکار خود بدون انکه موسسهای که دراستخدام انند بتواند به انان تعرضی بکند و یا ایشان را درفشار بگذارد
brain washing
U
مغزشویی روشی که به وسیله ان و ازطریق اعمال تدابیر و اعمال مختلف افکار و اعتقادات فردرا زایل و اعتقادات دیگری راجایگزین ان می کنند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com