English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
flare angle U زاویه گسترش یا گشادگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
deploy U اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploying U اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploys U اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
dilation U گشادگی
apertures U روزنه گشادگی
aperture U روزنه گشادگی
hagioscope U [گشادگی اریب در دیوار کلیسا]
deployment operating base U پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
force tabs U نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
graduated circle of an alidade U دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
longitudinal dihedral U اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
grivation U زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
declination U زاویه انحراف زاویه میل
loss angle U زاویه تلف زاویه تلفات
entering angle U زاویه ورودی زاویه دخول
angle of repose U زاویه تعادل زاویه ارامش
angle of convergence U زاویه تقرب زاویه پارالاکس
angle of rotation U زاویه دوران زاویه چرخش
bombing angle U زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
distance angle U زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
constant angle arch dam U بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
angle offset method U روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
superelevation U تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
parallactic angle U زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
deploy U گسترش
propagation U گسترش
development U گسترش
extension U گسترش
deploying U گسترش
expanses U گسترش
expanse U گسترش
develops U گسترش
develop U گسترش
deploys U گسترش
dispersal U گسترش
extensions U گسترش
promotion U گسترش
line of deployment U خط گسترش
spread U گسترش
promotions U گسترش
spreads U گسترش
developments U گسترش
deployment U گسترش
expansion U گسترش
deploying U گسترش یافتن
extensibility U گسترش پذیری
prompt deployment U گسترش فوری
generation U افرینش گسترش
generations U افرینش گسترش
widening of market U گسترش بازار
accrue U گسترش یافتن
accrues U گسترش یافتن
accruing U گسترش یافتن
flank development U گسترش جناحی
deploy U گسترش یافتن
deploys U گسترش یافتن
expansion path U مسیر گسترش
abroad U گسترش یافته
wide angle U عدسی گسترش
outspread U گسترش یافتن
wide-angle U عدسی گسترش
deployment diagram U دیاگرام گسترش
prompt deployment U گسترش مناسب
deployment U تفرقه گسترش
eco development U بوم گسترش
sign extension U گسترش علامت
credit expansion U گسترش اعتبار
deployment diagram U طرح گسترش
expansible U گسترش پذیر
image speard U گسترش تصویر
widening of capital U گسترش سرمایه
vertical expansion U گسترش عمودی
job enlargement U گسترش شغلی
circumfuse U گسترش یافتن
deployed U گسترش یافته
development plan U طرح گسترش
path of expansion U مسیر گسترش
bank expansion U گسترش بانکی
applied <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
deployed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
inserted <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
spread U گسترش یافتن
develops U گسترش وضعیت
develops U گسترش دادن
installed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
spreads U گسترش یافتن
develop U گسترش وضعیت
disposition U ارایشات گسترش
develop U گسترش دادن
to develop [into] U گسترش دادن [به]
appointed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
expansion U گسترش توسعه
to grow [into] U گسترش دادن [به]
expansion U گسترش انبساط
to unfold U گسترش دادن
lies U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
generates U گسترش یافتن افریدن
to spread [across] [over] U گسترش یافتن [سرتاسر]
generate U گسترش یافتن افریدن
generated U گسترش یافتن افریدن
relocation U تجدید گسترش دادن
elater U خاصیت انبساط و گسترش
automatic volume expansion U گسترش خودکار صدا
generating U گسترش یافتن افریدن
bank development U گسترش شبکه بانکی
redeployment U گسترش مجدد دادن
growth company U شرکت در حال گسترش
redeployment U تجدید گسترش کردن
spaces U گسترش دادن متن
expanding industry U صنعت در حال گسترش
dispersion U تفرقه گسترش یکان
space U گسترش دادن متن
apogee U زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
spread U بسط وتوسعه یافتن گسترش
open ranks U گسترش باز درسواره نظام
extensible U آنچه قابل گسترش است
spreads U بسط وتوسعه یافتن گسترش
expansion U توسعه گسترش دادن کشیدن
battery groung pattern U طرح گسترش توپهای اتشبار
expandable U آنچه قابل گسترش باشد
apex angle U زاویه راسی هدف زاویه راسی
deployed U مستقر گسترش یافته در روی زمین
To extend the scope of ones activities . U میدان عملیات خودرا گسترش دادن
breeding ground U محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
extending U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
breeding grounds U محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
extend U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extends U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
basic plus U نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
problem child U فیل جناح وزیر درصورتی که راه گسترش ان مسدود باشد
remedial maintenance U باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
disposition U صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
metastasize U گسترش یافتن مرض ازیک نقطهء بدن به نقطه دیگر
grid magnatic angle U زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
angle of traverse U زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
monroe doctrine U سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
EEMS U در یک IBM PC پیشرفت EMS روش استاندارد گسترش حافظه اصلی مناسب با PC
scalable software U برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
secure hypertext transfer protocol U گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند
isogonic line U خط هم زاویه
angle of attack U زاویه تک
corner U زاویه
cornering U زاویه
corners U زاویه
angle t U زاویه تی
locality U زاویه
pike U زاویه
canton U زاویه
localities U زاویه
cantons U زاویه
angle U زاویه
angles U زاویه
azimuth angle U زاویه گرا
clearance angle U زاویه ازاد
clinometer U زاویه یاب
center spuare U زاویه تمرکز
fusion angle U زاویه فوزیون
flap angle U زاویه فلپ
bearing angle U زاویه حامل
facial angle U زاویه دیدfascia
facial angle U زاویه چهره
f.angte U زاویه وجهیه
bearing angle U زاویه یاطاقان
rake angle U زاویه شیب
bending angle U زاویه خمش
blade angle U زاویه تیغه
bond angle U زاویه پیوند
bragg angle U زاویه براگ
goniameter U زاویه سنج
entering angle U زاویه ورود
critical angle U زاویه بحرانی
critical angle of attack U زاویه حمله
cutting angle U زاویه برش
dead group U زاویه بیروح
dependum angle U زاویه ته دنده
dead zone U زاویه بیروح
declination U زاویه انحراف
dehedral angle U زاویه دو وجهی
deflection angle U زاویه انحراف
front rake U زاویه شیب
back rake angle U زاویه شیب
electrical angle U زاویه الکتریکی
dead area U زاویه بیروح
defilade U زاویه بیروح
drift angle U زاویه سوق
clinometer U زاویه سنج
splay U زاویه بازشو
diffraction angle U زاویه پراش
coign U سنگ زاویه
contact angle U زاویه تماس
deflection angle U زاویه خمش
goniometer U زاویه یاب
tilt angle U زاویه انحراف
theodo;ite U زاویه سنج
target angle U زاویه هدف
tail setting angle U زاویه نصب دم
spherical angle U زاویه مرکزی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com