Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
conversion angle
U
زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
azimuth angle
U
زاویه گرای نجومی هواپیما
angle drift
U
انحراف زاویه مسیر
bank angle
U
زاویه سراشیب مسیر
drift angle
U
زاویه انحراف مسیر
conversion angle
U
زاویه حامل مسیر ناو
turn and slip
U
زاویه دور زدن و لغزش مسیر هواپیما
crab angle
U
زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
true track
U
تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
apogee
U
زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
transit bearing
U
گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
angle of arrival
U
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
graduated circle of an alidade
U
دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
longitudinal dihedral
U
اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
grivation
U
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
angle of convergence
U
زاویه تقرب زاویه پارالاکس
angle of repose
U
زاویه تعادل زاویه ارامش
angle of rotation
U
زاویه دوران زاویه چرخش
declination
U
زاویه انحراف زاویه میل
entering angle
U
زاویه ورودی زاویه دخول
loss angle
U
زاویه تلف زاویه تلفات
novatio non presumiter
U
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
fast
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes
U
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane
U
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
groove
U
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup
U
انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
grooves
U
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
multithread
U
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
landing approach
U
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion
U
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
bombing angle
U
زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
crane rail
U
مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
constant angle arch dam
U
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
conversion scale
U
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
transiguration
U
تبدیل صورت تبدیل هیئت
skeptic
U
شک گرای
restitution
U
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
angle offset method
U
روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
superelevation
U
تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
parallactic angle
U
زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
socialists
U
جامعه گرای
socialist
U
جامعه گرای
feudal
U
تیول گرای
dermotropic
U
پوست گرای
doctrinaire
U
ایین گرای
egalitarian
U
تساوی گرای
centralists
U
مرکز گرای
meliorist
U
بهبود گرای
magnetic azimuth
U
گرای مغناطیسی
capitalists
U
سرمایه گرای
lipophilic
U
چربی گرای
incalescent
U
گرما گرای
heliotrope
U
افتاب گرای
militarist
U
جنگ گرای
grid bearing
U
گرای شبکه
grid azimuth
U
گرای شبکه
centralist
U
مرکز گرای
evolutionist
U
فرگشت گرای
halophile
U
ابشور گرای
equalitarian
U
تساوی گرای
extrovert
U
برون گرای
realists
U
تحقق گرای
capitalist
U
سرمایه گرای
nationalists
U
ملت گرای
nationalist
U
ملت گرای
realistic
U
تحقق گرای
nudist
U
برهنگی گرای
sectarian
U
فرقه گرای
unitary
U
توحید گرای
individualists
U
فرد گرای
individualist
U
فرد گرای
realistically
U
راستین گرای
realist
U
راستین گرای
realist
U
تحقق گرای
compass direction
U
گرای مغناطیسی
compass azimuth
U
گرای مغناطیسی
communalist
U
اشتراکی گرای
realists
U
راستین گرای
realistic
U
راستین گرای
back azimuth method
U
گرای وارونه
extroverts
U
برون گرای
assumed azimuth
U
گرای فرضی
militarists
U
جنگ گرای
materialist
U
ماده گرای
materialists
U
ماده گرای
realistically
U
تحقق گرای
oxyphil
U
اسید گرای
solipsist
U
نفس گرای
pneumotropic
U
ریه گرای
separatist
U
جدا گرای
structuralists
U
ساخت گرای
ultramodernist
U
فرانو گرای
true azimuth
U
گرای حقیقی
pragmatist
U
مصلحت گرای
theocentric
U
خدا گرای
progressivist
U
پیشرفت گرای
theist
U
یزدان گرای
relative bearing
U
گرای نسبی
supremacists
U
برتری گرای
unitarian
U
توحید گرای
supremacist
U
برتری گرای
impressionists
U
برداشت گرای
photophilic
U
نور گرای
oxyphile
U
اسید گرای
saprophytic
U
پوده گرای
ruralist
U
روستا گرای
escapist
U
گریز گرای
structuralist
U
ساخت گرای
impressionist
U
برداشت گرای
segregationist
U
جدایی گرای
escapists
U
گریز گرای
summit
U
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
transit route
U
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
summits
U
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
midcourse guidance
U
هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
regionalistic
U
منطقهای ناحیه گرای
regionalist
U
منطقهای ناحیه گرای
hygrophyte
U
گیاه رطوبت گرای
visionaries
U
الهامی رویا گرای
corrected azimuth
U
گرای تصحیح شده
visionary
U
الهامی رویا گرای
reactionaries
U
مخالفت گرای بی منطق
reactionary
U
مخالفت گرای بی منطق
closing azimuth error
U
اشتباه گرای بستن پیمایش
true azimuth
U
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
imperialistic
U
استعمار گرای بهره جویانه
compass azimuth
U
گرای قطب نمای کشتی
back azimuth method
U
گرای معکوس در اخراج اشعه
azimuth
U
گرای نجومی راس القدم
assembler
U
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
binary to hexadecimal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
binary to octal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
quixotic
U
ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
layihg azimuth
U
گرای روانه کردن لوله توپ
traditionalist
U
پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalists
U
پیرو روایات وسنن سنت گرای
base of trajectory
U
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
fire lane
U
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
militarists
U
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
militarist
U
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
gyroscope
U
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
gyroscopes
U
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
lies
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
ozone
U
نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
introverts
U
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introvert
U
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
apex angle
U
زاویه راسی هدف زاویه راسی
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg
U
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
conversions
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
convoy routing
U
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
angle of traverse
U
زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
grid magnatic angle
U
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
convoy route
U
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
azimuth deviation
U
اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
canton
U
زاویه
corners
U
زاویه
angle of attack
U
زاویه تک
pike
U
زاویه
angle t
U
زاویه تی
cornering
U
زاویه
corner
U
زاویه
angle
U
زاویه
localities
U
زاویه
isogonic line
U
خط هم زاویه
angles
U
زاویه
locality
U
زاویه
cantons
U
زاویه
elevations
U
زاویه فراز
angle cut
U
زاویه برش
trigonous
U
دارای سه زاویه
angled
U
زاویه دار
alidad
U
زاویه سنج
bevelled edge square
U
زاویه حاده
angle of bevel
U
زاویه حاده
inclination
U
زاویه میل
complementary
U
زاویه مکمل
angle of dip
U
زاویه میل
angle of elevation
U
زاویه درجه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com