English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
regime U رژیم
regimes U رژیم
rTgimes U رژیم
operating condition U رژیم
operating conditions U رژیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dieting U رژیم غذایی
dieting U رژیم گرفتن
diets U رژیم گرفتن
diets U رژیم غذایی
food program U رژیم تغذیه
saturation state U رژیم اشباع
dieted U رژیم گرفتن
diet U رژیم غذایی
ratings U رژیم اسمی
dieted U رژیم غذایی
rating U رژیم اسمی
diet U رژیم گرفتن
sovietization U انطباق با رژیم شوروی
royalism U طرفداری از رژیم سلطنتی
space charge limited current state U رژیم بار پیرامونی
residual current state U رژیم جریان مانده
I'm on a diet. من رژیم غذایی دارم.
capitalism U رژیم سرمایه داری
dietetic U وابسته به رژیم غذایی
dietary U مربوط به رژیم غذایی
sovietize U مطابق رژیم شوروی کردن
monarchy U سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
monarchies U سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
totalitarianism U رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
totalism U رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
stagnation thesis U تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
dietetics U فن پرهیز یا رژیم غذایی مبحث اغذیه
opportunism U به سرعت بر حسب اوضاع سیاسی یا تغییر رژیم وزمامدار
reynold's number U این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com