English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
goose step U رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
goose-stepping U رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-steps U رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-step U رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-stepped U رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose step U رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
buckle U زانو شدن خمیدگی زانو
buckles U زانو شدن خمیدگی زانو
buckled U زانو شدن خمیدگی زانو
right justify U هم تراز کردن از راست تنظیم کردن از راست
galvanism U تماس برق بابدن
genuflexion U خم کردن زانو
genuflecting U زانو خم کردن
genuflected U زانو خم کردن
genuflects U زانو خم کردن
genuflect U زانو خم کردن
to bend the knee U خم کردن زانو
genuflection U خم کردن زانو
dexiotropic U واقع در طرف راست بکار برندهء دست راست راست دست
dexiotropous U واقع در طرف راست بکار برندهء دست راست راست دست
underhook U گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
alpha herculis U الفا- زانو زده الفا- بر زانو نشسته
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
kill spring U فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
attention to port U احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
The main road bears to the right. U این جاده اصلی به کمی راست [مورب در سمت راست] ادامه دارد.
bi directional U چاپگری که میتواند حروف را از چپ به راست و از راست به چپ با توجه به حرکت نوک به جلو و عقب روی صفحه چاپ کند.
orthotropous U دارای تخمک راست راست اسه
one two U ضربههای چپ و راست ضربه چپ با هوک راست
To lead an idle life. U راست راست راه رفتن ( ول بیکار )
plain dealing U معامله راست حسینی راست باز
off U خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
half face U نیم به راست راست یانیم به چپ چپ
columnleft U فرمان ستون به چپ چپ یا به راست راست
unbend U راست کردن
straightens U راست کردن
prink U راست کردن
straightened U راست کردن
deskew U راست کردن
straightening U راست کردن
erect U راست کردن
set right U راست کردن
unbent U راست کردن
erects U راست کردن
erected U راست کردن
erecting U راست کردن
unbends U راست کردن
straighten U راست کردن
to play fair U مردانه و سر راست معامله کردن یا بازی کردن
straightens U راست کردن یا شدن
straightening U راست کردن یا شدن
straightened U راست کردن یا شدن
straighten U راست کردن یا شدن
erect U سیخ راست کردن
erected U سیخ راست کردن
image erection U راست کردن تصویر
erecting U سیخ راست کردن
right justify U هم تراز کردن از راست
erects U سیخ راست کردن
erectable U قابل راست کردن یا بنا کردن
directed U مستقیم راست راهنمایی کردن
To cook up a story <idiom> [یک مشت راست ودروغ سر هم کردن]
to play square U راست وحسینی بازی کردن
to spin a yarn <idiom> U [یک مشت راست ودروغ سر هم کردن]
direct U مستقیم راست راهنمایی کردن
to tell a coke-and-bull story <idiom> U [یک مشت راست ودروغ سر هم کردن]
starboard U بطرف راست حرکت کردن
directs U مستقیم راست راهنمایی کردن
acey deucy U کوتاهتر کردن رکاب راست ازرکاب چپ
to beat about the bush سر راست حرف نزدن بطورغیرمستقیم کاری را کردن
to cry wolf too often U کردن هنگام راست بودن هم کسی باورنکند
righting U شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
right U شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
straight from the shoulder <idiom> U راست وپوست کنده گفتن ،بیغل غش صحبت کردن
outside pass U رد کردن چوب امدادی بادست چپ به دست راست یار
righted U شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
rectification U تصویر کردن یک عکس مورب هوایی روی یک سطح افقی راست کردن عکس
thrust U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusts U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusting U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
informally U بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation U بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
side step U فرمان یک قدم به چپ یا به راست برداشتن یک قدم به چپ یا به راست
unformed U بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
mooreup U زانو
knee U زانو
trap U زانو
knees U زانو
elbows U زانو
elbowed U زانو
elbow U زانو
knapper U زانو
pipe bend or knee U زانو
knee high U تا زانو
marrow bone U زانو
marrow bones U زانو
gooseneck U زانو
goose neck U زانو
knee-deep U زانو رس
kneeler U زانو زن
hiza U زانو
knee deep U زانو رس
geniculation U زانو
run through <idiom> U ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
hercules U زانو زده
kneel U زانو زدن
popliteal tendon U پی زیر زانو
kneeled U زانو زدن
patellae U کاسه زانو
kneels U زانو زدن
knee U زانو دارکردن
hock U ختمی پس زانو
knee joint U زانو زانویی
knee pan U کاسه زانو
knee piece U زانو بند
kneehole U جای زانو
kneeling position U وضعیت به زانو
kneepan U کاسه زانو
the water was overknee U اب از زانو میگذشت
popliteal artery U شریان پس زانو
popliteus U ماهیچه پس زانو
down on your knees U زانو بزنید
kneecaps U کاسه زانو
kneecap U کاسه زانو
weak kneed U سست زانو
weak-kneed U سست زانو
overknee U از زانو گذرنده
scutum U کاسه زانو
knee joint U مفصل زانو
tendinitis U ورم زانو
knees U زانو دارکردن
patella U کاسه زانو
cross legged U چهار زانو
herculis U زانو زده
knee cap U کاسه زانو
patellae U کشکک زانو
knee cap U گنده زانو
patella U کشکک زانو
knee-high U بلند تا سر زانو
marrow bones U قاب زانو
marrow bone U قاب زانو
tendimitis U ورم زانو
knee hole U جای زانو
flattest U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest U بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently U آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
guide left U فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
hercules U بر زانو نشسته راقص
avalement U حالت فنری زانو
patellar reflex U بازتاب پرش زانو
patellar U مانند کاسه زانو
knee jerk reflex U بازتاب پرش زانو
patellate U مانند کاسه زانو
herculis U بر زانو نشسته راقص
popliteal tendon U وتر پشت زانو پی
patellar tendon U زردپی کشکک زانو
housemaid's knee U اماس کاسه زانو
knee pain U زانو درد [پزشکی]
deice U بدون یخ کردن
Taoism U روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
kneehole U جای زانو ویادرزیر میزتحریر
to kneel U پیش کسی زانو زدن
to bow one's knee or back U زانو یا کمر کسی خم شدن
bermuda shorts U شلوار کوتاه تا زیر زانو
knee-jerk U حرکت غیر ارادی زانو
delouse U بدون شپش کردن
disequilibrate U بدون تعادل کردن
delouses U بدون شپش کردن
delousing U بدون شپش کردن
unseam U بدون درز کردن
depolarize U بدون قطب کردن
denitrify U بدون نیترات کردن
degum U بدون صمغ کردن
deloused U بدون شپش کردن
hamstrung U زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrings U زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstringing U زردپی طرفین حفره پشت زانو
knuckle kneed U دارای زانوهای برامده دچاربرامدگی زانو
hamstring U زردپی طرفین حفره پشت زانو
parataxis U مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law U مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
live in a small way U بدون سر و صدا زندگی کردن
prejudge U بدون رسیدگی قضاوت کردن
unvoice U بدون صدا ادا کردن
ad-libs U بدون نوشته صحبت کردن
prejudged U بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges U بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudging U بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-lib U بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbing U بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbed U بدون نوشته صحبت کردن
achylous U بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched U بدون انشعاب بدون شعبه
offhand U بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed U بدون اضطراب بدون کشش
kow-tow U زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-towing U زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
knee paddling U پاروزدن تخته موج با دست روی زانو
knock knee U کجی زانو به درون دراثرمرض یا نرسیدن موادغذایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com