English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bristle U رویه تجاوزکارانه داشتن
bristled U رویه تجاوزکارانه داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
encroachingly U تجاوزکارانه
aggressively U تجاوزکارانه
aggressive U تجاوزکارانه
jingo U کسی که به عنوان میهن پرستی از سیاست جنگجویانه و تجاوزکارانه دولت خودطرفداری میکند
vital necessity U پدیدهای که دولتها با توسل به ان بسیاری از اعمال غیر منطقی یا نامشروع یا تجاوزکارانه خود را توجیه می کنند
longs U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> U بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
long U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
surfaces U رویه
comportment U رویه
ism U رویه
upper crust U رویه
surface U رویه
surfaced U رویه
vamp U رویه
tenors U رویه
tenor U رویه
outsides U رویه
policies U رویه
water surface U رویه اب
facets U رویه
immethodical U بی رویه
policy U رویه
insteps U رویه
instep U رویه
these t. were not U رویه
irregular U بی رویه
outside U رویه
encrustation U رویه
upper U رویه
uppers U رویه
facet U رویه
tactics U رویه
facings U رویه
facing U رویه
praxis U رویه
encrustations U رویه
metier U رویه
metiers U رویه
mTtiers U رویه
procedure U رویه
practice U رویه
to keep up U از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down U زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
systems U قاعده رویه
encrustation U رویه بندی
impolicy U رویه غلط
exfoliation U رویه سابی
pure procedure U رویه جامع
line U حدود رویه
system U قاعده رویه
planimeter U رویه پیما
cross section U رویه برش
recovery procedure U رویه ترمیمی
recursive procedure U رویه بازگشتی
the policy of the government U رویه دولت
cant U رویه اریب
card face U رویه کارت
dummy module U رویه ساختگی
tacks U پونز رویه
tacking U پونز رویه
in stream procedure U رویه با مسیل
precedents U رویه قضایی
cover U رویه لفاف
coverings U رویه لفاف
covers U رویه لفاف
finishing coat U اندود رویه
flippy U فلاپی دو رویه
sandal U کفش بی رویه
top U رویه عالی
encrustations U رویه بندی
precedent U رویه قضایی
procedure declaration U اعلان رویه
procedure oriented U رویه گرا
tack U پونز رویه
tacked U پونز رویه
pillow case U رویه بالش
rough surface U رویه زبر
schemed U ترتیب رویه
scheme U ترتیب رویه
surface U رویه فاهر
sandals U کفش بی رویه
practice U رویه پیشه
judicial precedent U رویه قضایی
surfaced U رویه دادن
schemes U ترتیب رویه
planing U رویه هموار
hard soil U رویه محکم
ostrich policy U رویه کبک
smooth surface U رویه صاف
ism U اعتقاد رویه
triacontahedral U سی رویه سی طرفی
scheme of life U رویه زندگی
control procedure U رویه کنترل
surface-to-air U رویه به هوا
road surface U رویه راه
facet theory U نظریه رویه ها
surface U رویه دادن
surfaced U رویه فاهر
top milk U رویه شیر
code page U رویه رمز
rubbed surface U رویه صاف
lines U حدود رویه
planes U رویه هموار
surfaces U رویه فاهر
planed U رویه هموار
single sided disk U دیسک یک رویه
plane U رویه هموار
pentahedral U پنج رویه
surfaces U رویه دادن
slope weir U شادروان با رویه شیبدار
surface treatment U عملیات سطح رویه
new departure U اغاز رویه تازه
slope weir U بندسرریز با رویه شیبدار
to change the tack U تغییر رویه دادن
revamps U دوباره رویه انداختن
procedure oriented language U زبان رویه گرا
revamped U دوباره رویه انداختن
overgrown U دارای رشد بی رویه
revamp U دوباره رویه انداختن
binder course U قشر زیرین رویه
revamping U دوباره رویه انداختن
input output procedure U رویه ورودی- خروجی
procedure U رویه طریقه فرایند
international practice U رویه بین المللی
low key posture U رویه محافظه کارانه
irregular act U عمل خلاف رویه
impolitic U مخالف رویه صحیح
to explain oneself U رویه یاقصدخودراشرح دادن
the old p should be continued U رویه پیش بایدادامه یابد
altar-stone U [سنگ رویه فوقانی محراب]
one time tape U نوار یک رویه کلید رمز
altar-slad U [سنگ رویه فوقانی محراب]
honesty is the best policy U راستی ودرستی بهترین رویه
flippy diskette U دیسکت با دو رویه قابل ضبط
one time pad U صفحات کلید رمز یک رویه
to take a course U رویه ایی را اتخاذ کردن
to change one's course U خط مشی یا رویه خودرا تغییردادن
deck board U کف یا رویه پالت حمل مهمات
frosting U رویه خامهای کیک یا شیرینی
tambour U رویه یادیواره متحرک چوبی
to pull in U دست از کار یا رویه خودکشیدن
cataloged procedure U رویه فهرست بندی شده
rolltop desk U میز تحریر دارای رویه کشودار
to mark out one's course U طرحی برای رویه خود ریختن
sop U رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sops U رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
resurfacing U شن بخورد راه دادن بازسازی رویه
planometer U صفحه همواری که رویه هارابدان می پیمایند ترازمسطحات
spas U Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
spa U Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
meaner U مقصود داشتن هدف داشتن
proffered U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering U تقدیم داشتن عرضه داشتن
resided U اقامت داشتن مسکن داشتن
meanest U مقصود داشتن هدف داشتن
cost U قیمت داشتن ارزش داشتن
resides U اقامت داشتن مسکن داشتن
proffer U تقدیم داشتن عرضه داشتن
reside U اقامت داشتن مسکن داشتن
mean U مقصود داشتن هدف داشتن
hoping U انتظار داشتن ارزو داشتن
differed U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hopes U انتظار داشتن ارزو داشتن
differing U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hope U انتظار داشتن ارزو داشتن
abhors U بیم داشتن از ترس داشتن از
hoped U انتظار داشتن ارزو داشتن
to have by heart U ازحفظ داشتن درسینه داشتن
abhorred U بیم داشتن از ترس داشتن از
differs U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
abhorring U بیم داشتن از ترس داشتن از
differ U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
proffers U تقدیم داشتن عرضه داشتن
moquette U پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
scrap heap policy U رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
hol U Language Order High زبان برنامه نویسی رویه گرا
upkeep U بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
prunella U پارچه پشمی که برای رویه کفش بکار میرودوپیشتربرای ردای وکیلان است
newton raphson U اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
tactics U دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
lead a dog's life <idiom> U زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
long for U اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
to have something in reserve U چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
faces U قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
face U قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
change over U تغییر روش تغییر رویه
counter march U تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
to be feverish U تب داشتن
monogyny U داشتن یک زن
to possess U داشتن
to be in a f. U تب داشتن
to have f. U تب داشتن
bears U داشتن
relieving U داشتن
owned U داشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com