Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
photocopies
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopied
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
transcriptions
U
سواد برداری رونوشت
transcription
U
سواد برداری رونوشت
duplicators
U
ماشین تهیه رونوشت
duplicator
U
ماشین تهیه رونوشت
photomap
U
نقشه برداری بوسیله عکاسی
facsimiles
U
رونوشت عینی رونوشت
facsimile
U
رونوشت عینی رونوشت
heliograph
U
گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
copies
U
رونوشت
repeats
U
رونوشت
carbon copy
U
رونوشت
copying
U
رونوشت
transcript
U
رونوشت
repeat
U
رونوشت
transcripts
U
رونوشت
carbon copies
U
رونوشت
copied
U
رونوشت
copy
U
رونوشت
facsimiles
U
رونوشت مصدق
cetified copy
U
رونوشت مصدق
certified copy
U
رونوشت مصدق
carbon copies
U
رونوشت کاربنی
replication
U
رونوشت دفاع
transcripts
U
نسخه رونوشت
facsimile
U
رونوشت مصدق
letter book
U
رونوشت نامه
letter book
U
کتاب رونوشت
facsimile
U
رونوشت گرفتن
facsimiles
U
رونوشت گرفتن
carbon copy
U
رونوشت کاربنی
exact copy
U
رونوشت عین
transcribe
U
رونوشت برداشتن
dump
U
رونوشت انباشتن
transcribes
U
رونوشت برداشتن
memory dump
U
رونوشت ازحافظه
transcribing
U
رونوشت برداشتن
counterpart
U
همکار رونوشت
transcribed
U
رونوشت برداشتن
counterparts
U
همکار رونوشت
transcript
U
نسخه رونوشت
office copy
U
رونوشت مصدق
make a copy of
U
رونوشت برداشتن
true copy
U
رونوشت مطابق با اصل
facsimile
U
رونوشت عینی نمابرد
screen dump
U
رونوشت صفحه نمایش
facsimiles
U
رونوشت عینی نمابرد
deed of poll
U
سند بدون رونوشت
photoengrave
U
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
sonne photography
U
روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
copy of his letter is here with enclosed
U
رونوشت نامه وی ضمیمه است
microcopy
U
رونوشت خیلی کوچکتر از اصل
certified copy
U
رونوشت گواهی رسمی شده
continuous strip photography
U
عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
probate
U
رونوشت گواهی شده وصیت نامه
transcribing
U
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe
U
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed
U
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes
U
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
estreat
U
رونوشت گواهی شده پیش نویس دادگاه
xerographic
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
phototypography
U
چاپ بوسیله عکسبرداری
tenor
U
فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
tenors
U
فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
radiograms
U
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
radiogram
U
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
teleinformatic services
U
هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
copyhold
U
تصرف زمین بموجب رونوشت صورتی که درمحکمه ارباب تیول تنظیم میش
disaster dump
U
رونوشت از حافظه کامپیوترکه نتیجه اشتباه غیر قابل پوشش در برنامه است
authentication
U
به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
probate
U
تصدیق صحت وصیتنامه رونوشت مصدق وصیتنامه گواهی انحصار وراثت
photoengraving
U
گراور سازی بوسیله عکاسی
platinotype
U
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
latensification
U
تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
imagery sortie
U
پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
post mortem dump
U
رونوشت پس از واقعه روگرفت پس از واقعه
polygraph
U
رونوشت بردار نسخه بردار
polygraphs
U
رونوشت بردار نسخه بردار
infrared imagery
U
عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
roentgenography
U
عکس برداری بوسیله تابش اشعه مجهول
biosynthesis
U
تهیه مواد شیمیایی بوسیله موجودات زنده
box camera
U
دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
box cameras
U
دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
chromolithograph
U
عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
selenodetic
U
امور مربوط به تهیه نقشه یانقشه برداری از کره ماه
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
metal cutting machine
U
دستگاه براده برداری
acetylene generator
U
دستگاه تهیه استیلن
stroke writer
U
ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
spinner
U
دستگاه ریسندگی جهت تهیه نخ
roentgenoscope
U
دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
aerocartograph
U
دستگاه برجسته بین مخصوص تهیه نقشه
turbofan
U
دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
teleran
U
دستگاه هدایت هواپیما بوسیله تلویزیون ورادار
radio approach
U
دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
sonar
U
دستگاه کاشف زیر دریایی بوسیله امواج صوتی
electroencephalograph
U
دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز بوسیله برق
laying up
U
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
geneva stop
U
کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
oceanography
U
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
continuous strip imagery
U
عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
spectrozonal photography
U
عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
ink jet printer
U
دستگاه خروجی که بوسیله پاشیده شدن لایه نازکی ازجوهر چاپ میکند
stereoplanigraph
U
نوعی دستگاه تهیه نقشه بطریقه برجسته بینی باطریقه دستی و رسم با مدادالکترونیکی
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
photographing
U
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographed
U
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographs
U
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photograph
U
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
international commercial terms (incoterm
U
قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
angle offset method
U
روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
rubber banding
U
قابلیتی از CAD که به یک مولفه اجازه میدهد تا درطول صفحه نمایش بوسیله قلم الکترونیکی یا دستگاه ماوس به مکان مورد نظرکشیده شود
shoot
U
فیلمبرداری کردن عکسبرداری کردن
shoots
U
فیلمبرداری کردن عکسبرداری کردن
purvey
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
to print out
U
چاپ کردن در عکاسی
imagery
U
شبیه سازی عکاسی کردن
stencils
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
x ray
U
بااشعه ایکس امتحان کردن عکسبرداری با اشعه ایکس
hectograph
U
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
polar stereographic
U
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
photography
U
عکسبرداری
stripping
U
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
purveying
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
lens distortion
U
خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
schematize
U
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
radiography
U
عکسبرداری رادیو
photoreconnaissance
U
عکسبرداری اکتشافی
retaken
U
عکسبرداری شده
retake
U
عکسبرداری شده
retakes
U
عکسبرداری شده
retaking
U
عکسبرداری شده
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
castellation
U
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
lyophilization
U
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
process
U
تهیه کردن
processes
U
تهیه کردن
provide
U
تهیه کردن
catered
U
تهیه کردن
catering
U
تهیه کردن
supplying
U
تهیه کردن
administering
U
تهیه کردن
procure
U
تهیه کردن
administers
U
تهیه کردن
caters
U
تهیه کردن
cater
U
تهیه کردن
supplied
U
تهیه کردن
to find in
U
تهیه کردن
procuring
U
تهیه کردن
supply
U
تهیه کردن
procured
U
تهیه کردن
procures
U
تهیه کردن
provides
U
تهیه کردن
administered
U
تهیه کردن
afforded
U
تهیه کردن
affording
U
تهیه کردن
affords
U
تهیه کردن
preparing
U
تهیه کردن
prepares
U
تهیه کردن
prepare
U
تهیه کردن
blend
U
تهیه کردن
afford
U
تهیه کردن
blends
U
تهیه کردن
provision
U
تهیه کردن
administer
U
تهیه کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com