Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
Other Matches
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
exchanges
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
sorted
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
shell sort
U
الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
refresh
U
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshes
U
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshed
U
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
format
U
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats
U
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
minor sort key
U
یک فیلد داده که منبع دومی ازتمایزات را که به وسیله انهارکوردها مرتب می شوندفراهم میکند
list
U
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
bubble sort
U
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
references
U
دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند
reference
U
دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند
merge sorting algorithm
U
الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
pages
U
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
page
U
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged
U
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
ordering
U
مرتب سازی
ascending sort
U
مرتب سازی صعودی
external sort
U
مرتب سازی خارجی
internal sort
U
مرتب سازی داخلی
major sort
U
مرتب سازی اصلی
sort field
U
میدان مرتب سازی
descending sort
U
مرتب سازی نزولی
sort field
U
فیلد مرتب سازی
ascends
U
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascended
U
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascend
U
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
multipass sort
U
مرتب سازی چند عبوری
dp
U
پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده
regenerator
U
وسیلهای که در ارتباطات استفاده میشود و سیگنال دریافتی را مرتب میکند و ارسال میکند. و برای گشترش محدوده شبکه به کار می روند
minor sort
U
مرتب سازی جزیی جورسازی فرعی
filing system
U
نرم افزار مرتب سازی فایل
major sort key
U
یک فیلد حاوی اطلاعات که توسط ان اکثر اقلام داده هامی توانند تشخیص داده شده و مرتب شوند
griper
U
کسیکه مرتب شکایت میکند
collating sort
U
مرتب کردن داده
data processing
U
مرتب کردن داده ها
collections
U
و مرتب کردن در پایگاه داده
collection
U
و مرتب کردن در پایگاه داده
sorting network
U
شبکه مرتب کردن داده ها
sort generator
U
برنامهای که یک برنامه مرتب نموده تولید میکند
filing
U
1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
tabulating
U
پانچ کارت پردازش شده مثل عمل مرتب سازی
selectively
U
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selective
U
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
list
U
مجموعه موضوعات مرتب شده داده
alphasort
U
مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
microsoft
U
فکس و پیام های شبکه دریافتی و ارسالی به PL را مرتب میکند
managers
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queues
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queueing
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queued
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
manager
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
format
U
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
formats
U
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
back-seat drivers
U
مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat driver
U
مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
binary look up
U
روش جستجوی سریع برای استفاده از لیست مرتب داده
sorts
U
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sort
U
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
mercury delay line
U
روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
sorted
U
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
parallel
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
paralleling
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallels
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
paralleled
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallelling
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallelled
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
international standards organization
U
سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
formatter
U
سخت تافزار یا نرم افزاری که متن را طبق قواعد مشخصی مرتب میکند
groundhopper
[British English]
U
طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور
[از خانه]
تیم خود را دیدار میکند.
sequences
U
تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
sequence
U
تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
planners
U
برنامه نرم افزاری که قرار ملاقاتها و جلسههای مهم را ضبط و مرتب میکند به یک روش مط لوب
planner
U
برنامه نرم افزاری که قرار ملاقاتها و جلسههای مهم را ضبط و مرتب میکند به یک روش مط لوب
arrays
U
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array
U
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
raster graphics
U
روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
tiles
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tile
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
texts
U
برنامهای که فایل متن را طبق قوانین از پیش تعیین شده مرتب میکند مثل پهنای خط و اندازه صفحه
text
U
برنامهای که فایل متن را طبق قوانین از پیش تعیین شده مرتب میکند مثل پهنای خط و اندازه صفحه
sortkey
U
فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل
sort field
U
فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل
supervisors
U
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
supervisor
U
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
information
U
داده پردازش شده و مرتب شده برای تامین قواعد با معنی
gather
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gathered
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
listing
U
خط وط برنامه چاپ شده یا نمایش داده شده به صورت مرتب
listings
U
خط وط برنامه چاپ شده یا نمایش داده شده به صورت مرتب
tag sort
U
مرتب سازی برچسب جورسازی برچسب
semi processed data
U
داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
refreshed
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
sophistication
U
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
media
U
خطا در رسانه ذخیره سازی که داده را خراب میکند
capacitor
U
وسیلهای از که فرفیت یک ماده برای ذخیره سازی داده استفاده میکند
dictionary
U
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries
U
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
areas
U
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
area
U
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
systematic
U
مرتب
tidier
U
مرتب
fair
<adj.>
U
مرتب
tidies
U
مرتب
regular
<adj.>
U
مرتب
businesslike
U
مرتب
prissy
U
مرتب
serials
U
مرتب
well groomed
U
مرتب
irregular
U
نا مرتب
well-groomed
U
مرتب
well-ordered
<adj.>
U
مرتب
tidying
U
مرتب
tidy
<adj.>
U
مرتب
uncluttered
<adj.>
U
مرتب
tidied
U
مرتب
steady
<adj.>
U
مرتب
proper
<adj.>
U
مرتب
tidiest
U
مرتب
decent
<adj.>
U
مرتب
ordered
U
مرتب
orderly
U
مرتب
orderlies
U
مرتب
serial
U
مرتب
index
U
مرتب کر دن
presentable
<adj.>
U
مرتب
neatest
U
مرتب
trim
<adj.>
U
مرتب
indexes
U
مرتب کر دن
he was neat
U
مرتب
trimmest
U
مرتب
straight
<adj.>
U
مرتب
regulars
U
مرتب
indexed
U
مرتب کر دن
neater
U
مرتب
business like
U
مرتب
kilter
U
مرتب
in good order
<adj.>
U
مرتب
methodic
U
مرتب
shipshape
U
مرتب
trims
U
مرتب
neat
<adj.>
U
مرتب
tidy
U
مرتب کردن
arranges
U
مرتب کردن
arranging
U
مرتب کردن
Orderly . In good order . Tidy . Ship - shape .
U
مرتب ومنظم
cleaned
U
مرتب کردن
clean
U
مرتب کردن
cleans
U
مرتب کردن
regularised
U
مرتب کردن
tidies
U
مرتب کردن
clear up
U
مرتب کردن
order
U
مرتب کردن
tidiest
U
مرتب کردن
well ordered
U
مرتب و منظم
well conditioned
U
مرتب و منظم
collate
U
مرتب کردن
collated
U
مرتب کردن
unrehearsed
U
ازقبلآماده - مرتب
collates
U
مرتب کردن
cleanest
U
مرتب کردن
regularize
U
مرتب کردن
collating
U
مرتب کردن
marshaled
U
مرتب کردن
straighten up
<idiom>
U
مرتب کردن
arranged
U
مرتب کردن
trimmest
U
مرتب پاکیزه
marshaling
U
مرتب کردن
marshalled
U
مرتب کردن
trim
U
مرتب پاکیزه
regularises
U
مرتب کردن
regularized
U
مرتب کردن
regularising
U
مرتب کردن
marshals
U
مرتب کردن
periodical
U
که مرتب رخ میدهد
to map out
U
مرتب کردن
regularizing
U
مرتب کردن
periodic
U
که مرتب رخ میدهد
Shipshape . In apple pie order.
U
مرتب ومنظم
j'adoube
U
مرتب می کنم
arrange
U
مرتب کردن
graduating
U
مرتب کردن
tidying
U
مرتب کردن
graduates
U
مرتب کردن
collocate
U
مرتب کردن
collocated
U
مرتب کردن
collocates
U
مرتب کردن
trims
U
مرتب پاکیزه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com