Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
semi indirect lighting
U
روشن سازی نیم مستقیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
illumination by diffusion
U
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
basic
U
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basics
U
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
direct dyes
U
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
illumination
U
روشن سازی
illuminations
U
روشن سازی
lighting
U
روشن سازی نورپردازی
enucleation
U
توضیح روشن سازی
direct lighting
U
روشن سازی غیرمستقیم
demanded
U
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demand
U
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demands
U
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
carries
U
محل ذخیره سازی وام های ایجاد شده در جمعهای موازی به جای ارسال مستقیم
carried
U
محل ذخیره سازی وام های ایجاد شده در جمعهای موازی به جای ارسال مستقیم
carry
U
محل ذخیره سازی وام های ایجاد شده در جمعهای موازی به جای ارسال مستقیم
carrying
U
محل ذخیره سازی وام های ایجاد شده در جمعهای موازی به جای ارسال مستقیم
partial carry
U
فضای ذخیره سازی موقت تمام ارقام نقلی جمع کننده موازی بجای ارسال مستقیم
conditional
U
دستور برنامه سازی که کنترل برنامه را طبق خروجی یک رویداد غیر مستقیم میکند
dasd
U
Device Storage DirectAccess اسباب حافظه بادستیابی مستقیم دستگاه انباره دستیابی مستقیم
direct admission
U
مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
directs
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directed
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
direct exchange
U
تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
direct
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
cost fraction
U
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
flashed
U
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash
U
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes
U
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
illuminati
U
روشن ضمیران روشن فکران
daylight
U
روز روشن روشن کردن
daylit
U
روز روشن روشن کردن
direct command
U
فرماندهی مستقیم فرماندهی بلاواسطه تیراندازی به روش فرمان مستقیم
elicitation
U
کسب اطلاعات غیر مستقیم بازجویی غیر مستقیم
direct fire sights
U
زاویه یا بهای تیر مستقیم دوربینهای تیر مستقیم
half tone screen
U
صفحه سایه روشن زدن درعکاسی پرده سایه روشن
vignetting
U
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
flares
U
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
illuminates
U
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminating
U
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
flare
U
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
illuminate
U
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
explain
U
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explained
U
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explains
U
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explaining
U
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy
U
پوچ سازی باطل سازی
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
formularization
U
کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation
U
مقهور سازی مطیع سازی
frustrations
U
خنثی سازی محروم سازی
frustration
U
خنثی سازی محروم سازی
imagery
U
مجسمه سازی شبیه سازی
erasable
U
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
straight line
U
خط مستقیم
straight line code
U
کد خط مستقیم
first-hand
U
مستقیم
firsthand
U
مستقیم
attributive
U
مستقیم
levels
U
مستقیم
directs
U
مستقیم
levelled
U
مستقیم
straighter
U
مستقیم
upstanding
U
مستقیم
on line
U
مستقیم
bee line
U
خط مستقیم
direct
<adj.>
U
مستقیم
straightest
U
مستقیم
straight line
U
مستقیم
leveled
U
مستقیم
beeline
U
خط مستقیم
unintermediate
<adj.>
U
مستقیم
right
U
مستقیم
righted
U
مستقیم
righting
U
مستقیم
directed
U
مستقیم
straight
U
مستقیم
straightish
U
مستقیم
level
U
مستقیم
straight line code
U
کد مستقیم
dump
U
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
backstair
U
غیر مستقیم
direct support
U
پشتیبانی مستقیم
direct current
U
جریان مستقیم
direct labour
U
دستمزد مستقیم
direct selling
U
فروش مستقیم
straight line
U
دارای خط مستقیم
on line help
U
کمک مستقیم
intuitions
U
درک مستقیم
intuition
U
درک مستقیم
positive relation
U
رابطه مستقیم
straight edge
U
لبه مستقیم
sonna deung koot
U
دست مستقیم
direct load
U
بارگذاری مستقیم
specific cost
U
هزینه مستقیم
line storm
U
طوفان مستقیم
direct material
U
مواد مستقیم
close supervision
U
نظارت مستقیم
proximate
U
بیفاصله مستقیم
direct taxes
U
مالیاتهای مستقیم
straight line
U
بخط مستقیم
straight left
U
چپ مستقیم در بوکس
directness
U
مستقیم بودن
sideway
U
غیر مستقیم
proximate cause
U
علت مستقیم
d.c.
U
جریان مستقیم
through call
U
مکالمه مستقیم
d.c
U
جریان مستقیم
ambagious
U
غیر مستقیم
rectilinear
U
مستقیم الخط
direct selection
U
انتخاب مستقیم
indirect
U
غیر مستقیم
rectiliner
U
مستقیم الخط
hottest
U
خط تلفن مستقیم
wall pass
U
پاس مستقیم
direct aggression
U
پرخاشگری مستقیم
hotter
U
خط تلفن مستقیم
air line
U
خط مستقیم هوایی
straightening flute drill
U
مته مستقیم
direct address
آدرس مستقیم
hot
U
خط تلفن مستقیم
direct file
U
فایل مستقیم
straight position
U
فرم مستقیم
direct hit
U
اصابت مستقیم
direct hits
U
اصابت مستقیم
direct taxation
U
مالیات مستقیم
direct relationship
U
ارتباط مستقیم
dressing
U
مستقیم کنی
direct access
U
دسترسی مستقیم
airlines
U
خط مستقیم هوایی
direct dye
U
رنگینه مستقیم
airline
U
خط مستقیم هوایی
random access
U
دستیابی مستقیم
direct damage
U
ضرر مستقیم
direct object
U
مفعول مستقیم
direct coupling
U
کوپلینگ مستقیم
direct coupling
U
جفتگری مستقیم
direct cost
U
هزینه مستقیم
direct conversion
U
تبدیل مستقیم
direct control
U
کنترل مستقیم
highroad
U
صراط مستقیم
highroads
U
صراط مستقیم
dressings
U
مستقیم کنی
direct access
U
دستیابی مستقیم
visual fire
U
تیر مستقیم
spur offtake
U
ابگیر مستقیم
straightest
U
قسمت مستقیم
direct fire
U
اتش مستقیم
direct outlet
U
ابگیر مستقیم
direct observation
U
دیدبانی مستقیم
straight
U
قسمت مستقیم
uniaxial bending
U
خمش مستقیم
direct file
U
پرونده مستقیم
straighter
U
قسمت مستقیم
uncurl
U
مستقیم شدن
Go straight ahead.
مستقیم بروید.
forward resistance
U
مقاومت مستقیم
direct pressure
U
فشار مستقیم
direct process
U
فرایند مستقیم
direct processing
U
پردازش مستقیم
direct lighting
U
روشنایی مستقیم
direct address
U
نشانی مستقیم
video disk
U
دسترسی مستقیم
as the crow files
U
بخط مستقیم
direct relationship
U
وابستگی مستقیم
aright
U
مستقیم مستقیما
direct tax
U
مالیات مستقیم
direct reading
U
قرائت مستقیم
direct support
U
کمک مستقیم
direct fire
U
تیر مستقیم
forward voltage
U
ولتاژ مستقیم
direct support unit
U
یکان پشتیبانی مستقیم
chutes
U
مسیر مستقیم مسابقه
directed
U
: مستقیم معطوف داشتن
direct
U
: مستقیم معطوف داشتن
direct support
U
پشتیبانی مستقیم کردن
dma
U
انتقال مستقیم به حافظه
straightening roll
U
غلطک مستقیم کنی
directs
U
: مستقیم معطوف داشتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com