Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
in the face of
U
روبروی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
oppositely
U
روبروی هم
from opposite directions
U
از دوطرف روبروی هم
straight away
U
روبروی سبد
facing the church
U
روبروی کلیسا
opposite the house
U
روبروی خانه
opposite to the house
U
روبروی خانه
enfilade
U
روبروی هم قرار دادن
Our office is facing (opposite)the restaurant.
U
دفتر ما روبروی رستوران است
line of engagement
U
ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
vertical angles
U
گوشههای روبروی تارک زوایای مقابل به راس
subtense
U
خطی که روبروی کمان یاگوشهای واقع شود
front
U
مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
fronting
U
مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
increment
U
انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
increments
U
انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
ram
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
h engine
U
موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
clock code position
U
سمت روبروی دماغه هواپیمایا کشتی هدف رو به دماغه هواپیما
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com