English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
international economic relations U روابط اقتصادی بین المللی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
e c e U کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
internationals U وابسته به روابط بین المللی
international U وابسته به روابط بین المللی
economic relations U روابط اقتصادی
reciprocal agreement U قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
economic nationalism U ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
labor relations U روابط کارگر و کارفرما روابط کارگری
european monetary agreement U موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
civil military relations U روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
reestablishment of diplomatic relations U برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] U حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
economic liberalism U مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
economic aggregates U مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
international practice U عرف بین المللی روش جاری بین المللی
psychophysics U علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
economic imperialism U جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
dynamic condition U شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
international loans U استقراض بین المللی بدهیهای بین المللی
quarterly journal of economics U مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
business cycle U دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
economic and social council U شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
economic order quantity U کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
autarky U خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
market socialism U سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
marxist economics U نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
relations U روابط
communal relationship U روابط ناحیهای
rapporchment U تجدید روابط
diplomatic relations U روابط سیاسی
marital relations U روابط زناشویی
paratactic U فاقد روابط
public affairs U روابط عمومی
public relations U روابط عمومی
space relations U روابط فضایی
social relations U روابط اجتماعی
sexual relations U روابط جنسی
terming U روابط فصل
termed U روابط فصل
term U روابط فصل
diplomatic relations U روابط دیپلماتیک
industrial relations U روابط صنعتی
financial relations U روابط مالی
good relations U روابط حسنه
disengagement U متارکه روابط
ideological relations U روابط ارمانی
come to rupture U قطع روابط کردن
ideological relations U روابط ایده ئولوژیک
come to a rupture U قطع روابط کردن
break of relations U قطع روابط کردن
severance of diaplomatic relations U قطع روابط سیاسی
interruption of diplomatic relations U قطع روابط سیاسی
breach of diplomatic relations U قطع روابط سیاسی
means end relations U روابط وسیله- هدف
rupture of diplomatic relations U قطع روابط دیپلماتیک
rupture of diplomatic relations U قطع روابط سیاسی
good neigbourly relations U روابط حسن همجواری
flesh and blood <idiom> U روابط نزیک داشتن
interstate relations U روابط بین الدول
phalanstery U روابط تعاونی اجتماعی
rapprochement U ایجاد روابط حسنه
community relations U قسمت روابط عمومی
industrial relations U روابط کارگر وکارفرما
psychophysics U مبحث روابط روان وماده
electro magnetism U علم روابط فیزیکی میان
anthropology U مبحث روابط انسان با خدا
sociometry U سنجش روابط افراد جامعه
amity U روابط حسنه حسن تفاهم
The sever ones connections ( relation ) with someone . U روابط خود را با کسی قطع کردن
minnesota spacial relations test U ازمون روابط فضایی مینه سوتا
to break off diplomatic relations U روابط دیپلماتیکی را قطع کردن [سیاست]
dynamic relation U روابط میان جوهروعرض یاعلت و معلول
psychophysical U وابسته بعلم روابط میان تن وروان
to off negotiations U اعلان قطع گفتگو یا روابط کردن
interdenominational U وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
ententes cordiales U روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
ententes U روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
community relations U روابط همکاری بین سازمانهای نظامی وقشرهای اجتماعی
entente U روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
pragmatics U مطالعه و بررسی روابط میان علائم و استفاده انها
input output analysis U تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
international U بین المللی
internationals U بین المللی
international line U خط بین المللی
international date line U خط موافقتنامه بین المللی
international dualism U دوگانگی بین المللی
international reserves U اندوختههای بین المللی
international reserves U ذخائر بین المللی
internationals U بازیگر بین المللی
international equilibrium U تعادل بین المللی
international treaties U عهود بین المللی
international etiquette U نزاکت بین المللی
international practice U رویه بین المللی
cosmopolitanism U بین المللی بودن
international migration U مهاجرت بین المللی
international meeting U مجمع بین المللی
international liquidity U نقدینگی بین المللی
international custom U عرف بین المللی
international telephone circuit U خط تلفنی بین المللی
international acts U اسناد بین المللی
international acts U مستندات بین المللی
lingua franca U زبان بین المللی
Esperanto U زبان بین المللی
international call U مکالمه بین المللی
international comity U نزاکت بین المللی
high seas U ابهای بین المللی
international court U دادگاه بین المللی
internationalize U بین المللی کردن
internationalization U بین المللی کردن
internationality U بین المللی بودن
international union U اتحادیه بین المللی
international union U اتحادیههای بین المللی
international trade U تجارت بین المللی
lingua francas U زبان بین المللی
international U بازیگر بین المللی
standard time U وقت بین المللی
world wars U جنگ بین المللی
system international U سیستم بین المللی
[as] compared to international standards U در معیارهای بین المللی
by international standards U در معیارهای بین المللی
world war U جنگ بین المللی
internationally U از لحاظ بین المللی
internationalism U احساسات بین المللی
international master U استاد بین المللی شطرنج
international gold standard U پایه طلای بین المللی
international exchange U مرکز تلفن بین المللی
international switching center U مرکز سوئیچینگ بین المللی
curtis cup U جام بین المللی گلف
accords U پیمان غیررسمی بین المللی
accorded U پیمان غیررسمی بین المللی
international division of labor U تقسیم کار بین المللی
international demonstration effect U اثر نمایشی بین المللی
accord U پیمان غیررسمی بین المللی
international monetary fund U صندوق بین المللی پول
commodore international, ltd. U شرکت بین المللی کمودور
international practice U طریقه معمول به بین المللی
devis cup U جام بین المللی دویس
international refugee organization U سازمان بین المللی اوارگان
international road transport U ترابری بین المللی جاده ای
international organisation for standard U موسسه بین المللی استاندارد
international investment U سرمایه گذاری بین المللی
international standard atmosphere U اتمسفر استاندارد بین المللی
international standards organization U سازمان استانداردهای بین المللی
international monetary reserves U ذخائر پولی بین المللی
bank for international settlements U بانک پرداختهای بین المللی
international balance of payments U تراز پرداختهای بین المللی
iec U کمیسیون بین المللی الکترونیک
rugby test match U مسابقه بین المللی رگبی
law of international institutions U حقوق سازمانهای بین المللی
International Space Station [ISS] U ایستگاه فضایی بین المللی
public law U حقوق بین المللی عمومی
International System of Units U دستگاه بین المللی یکاها
overseas trade fair U نمایشگاه بین المللی بازرگانی
post union U اتحاد پستی بین المللی
international match U مسابقه بین المللی [ورزش]
Test match U مسابقه بین المللی کریکت
Test matches U مسابقه بین المللی کریکت
systeme international d'units U دستگاه بین المللی واحدها
international date line U خط تقسیم نیروهای بین المللی
international date line U خط بین المللی تغییر تاریخ
international system of units U دستگاه بین المللی احاد
balance of international payment U موازنه پرداختهای بین المللی
balance of international payments U تراز پرداختهای بین المللی
international chamber of commerce U اتاق بازرگانی بین المللی
geopolitic U علمی که روابط بین موقعیت جغرافیایی سرزمینها را باپیدایش و نابودی قدرتهای بزرگ و امپراطوریها مطالعه میکند
international call U سیستم واحدهای الکتریکی بین المللی
international federation U فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
international council U شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
ifip U فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
Bank for International Settlements [BIS] U بانک تسویه پرداخت بین المللی
international classification of U طبقه بندی بین المللی بیماریها
international atomic energy agency U اژانس بین المللی انرژی اتمی
CIAM U همایش بین المللی معماری مدرن
wimbledon U جام بین المللی تنیس ویمبلدون
permanent court of international arbitra U دیوان دایمی داوری بین المللی
leiter international performance test U ازمون عملی بین المللی لایتر
berne list U کتاب علایم شناسایی بین المللی
Corporate Modernism U سبک معماری بین المللی مدرن
cosmopolitan U وابسته به همه جهان بین المللی
berne list U کتاب معرفهای بین المللی مرس
ordinary foul U خطای بازی بین المللی واترپولو
world conference of computer in educatio U کنفرانس بین المللی اموزش کامپیوتر
roentgen U واحد بین المللی تشعشع اشعه مجهول
ifips U اتحادیه بین المللی انجمنهای پردازش اطلاعات
ccitt U کمیته مشاوره بین المللی تلگراف وتلفن
rules of road U قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
olympic review U نشریه رسمی کمیته بین المللی المپیک
coulomb U سیستم بین المللی واحد بار الکتریکی
convention merchandies per route U قرارداد بین المللی جهت حمل کالا
international air transport association U اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
iso U Organization InternationalStandards سازمان بین المللی استانداردها
The SI unit of force is the newton. U یکای سیستم بین المللی نیرو نیوتن است.
symbolic form U علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
battle clasp U نشان و علامت شرکت در جنگ بین المللی اول
transponder india U رادار مراقبتی یدکی یا رادارهوانوردی شخصی بین المللی
By international standards Germany maintains a leading role. U در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
Participation rates are low compared to international standards. U میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
international road haulage U حمل نقل بار بین المللی بوسیله جاده
SI U Dunites SystemeInternational استاندارد سیستم بین المللی متری
cosmopolis U شهر بین المللی مرکز تجمع نژادهای مختلف
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com