English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to quit oneself of U رهائی یافتن از
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
disembarrassment U رهائی
reliever U رهائی دهنده
propagating U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates U گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error <idiom> U یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
discover U یافتن
detect U یافتن
detected U یافتن
find U یافتن
detecting U یافتن
detects U یافتن
finds U یافتن
discovered U یافتن
discovering U یافتن
discovers U یافتن
terminates U خاتمه یافتن
expands U بسط یافتن
dwindling U تدریجاکاهش یافتن
dwindles U تدریجاکاهش یافتن
dwindled U تدریجاکاهش یافتن
dwindle U تدریجاکاهش یافتن
to come to know U اگاهی یافتن
relaxing U تخفیف یافتن
relaxes U تخفیف یافتن
terminated U خاتمه یافتن
relax U تخفیف یافتن
to be transferred U انتقال یافتن
deploy U گسترش یافتن
to be through U فراغت یافتن
taper off U کاهش یافتن
to a greatness U بزرگی یافتن
sublate U تغییرشکل یافتن
attain U دست یافتن
attained U دست یافتن
attaining U دست یافتن
transcends U برتری یافتن
transcending U برتری یافتن
attains U دست یافتن
expand U بسط یافتن
expanding U بسط یافتن
transcended U برتری یافتن
transcend U برتری یافتن
to be prolonged U امتداد یافتن
deploys U گسترش یافتن
deploying U گسترش یافتن
to extricate oneself U رهایی یافتن
dominate U تفوق یافتن
accruing U گسترش یافتن
to take courage U خرات یافتن
wane U کاهش یافتن
waned U کاهش یافتن
wanes U کاهش یافتن
to reach for knowledge U برای یافتن
waning U کاهش یافتن
to pull round U بهبودی یافتن
accruing U افزایش یافتن
accrues U گسترش یافتن
wrap up U خاتمه یافتن
wind up U پایان یافتن
to undergo a change U تغییر یافتن
learn U اگاهی یافتن
learns U اگاهی یافتن
accrue U افزایش یافتن
accrue U گسترش یافتن
accrues U افزایش یافتن
to look oneself again U بهبود یافتن
to grow better U بهبودی یافتن
diminish U نقصان یافتن
to get off U رهایی یافتن از
to get fame U شهرت یافتن
diminishes U تقلیل یافتن
dominated U تفوق یافتن
dominates U تفوق یافتن
to gain the upper hand U غلبه یافتن
to gain in nealth U بهبودی یافتن
terminate U خاتمه یافتن
to get ones hand in U دست یافتن به
to get rid of U رهایی یافتن از
diminish U تقلیل یافتن
diminishes U نقصان یافتن
ensure U اطمینان یافتن
ensured U اطمینان یافتن
ensures U اطمینان یافتن
ensuring U اطمینان یافتن
insures U اطمینان یافتن
insuring U اطمینان یافتن
overcome U غلبه یافتن
recover U بهبودی یافتن
recovering U بهبودی یافتن
recovers U بهبودی یافتن
luxuriate U شکوه یافتن
luxuriated U شکوه یافتن
convect U انتقال یافتن
luxuriates U شکوه یافتن
come through U وقوع یافتن
luxuriating U شکوه یافتن
get out U رهایی یافتن
hold out U بسط یافتن
overcomes U غلبه یافتن
overcoming U غلبه یافتن
lay hands on something U چیزی را یافتن
keep one's head above water U رهایی یافتن
diverge U انشعاب یافتن
diverged U انشعاب یافتن
diverges U انشعاب یافتن
immix U امیزش یافتن
hunt out U با جستجو یافتن
come round U شفا یافتن
come off U وقوع یافتن
achieve U دست یافتن
tensing U تشدید یافتن
tensest U تشدید یافتن
tenses U تشدید یافتن
tenser U تشدید یافتن
tensed U تشدید یافتن
tense U تشدید یافتن
outspread U گسترش یافتن
shrink U کاهش یافتن
shrinking U کاهش یافتن
break out U شیوع یافتن
bunchout U برامدگی یافتن
achieved U دست یافتن
achieves U دست یافتن
achieving U دست یافتن
end U خاتمه یافتن
come off U تحقق یافتن
ended U خاتمه یافتن
ends U خاتمه یافتن
circumfuse U گسترش یافتن
center U تمرکز یافتن
shrinks U کاهش یافتن
recvperate U بهبودی یافتن
conquer U پیروزی یافتن بر
conquering U پیروزی یافتن بر
conquers U پیروزی یافتن بر
centralisation U مرکزیت یافتن
lessen U تقلیل یافتن
pull round U بهبودی یافتن
lessened U تقلیل یافتن
protend U امتداد یافتن
lessening U تقلیل یافتن
specialization U تخصص یافتن
prefers U ترجیح یافتن
recuperate U بهبودی یافتن
recuperated U بهبودی یافتن
recuperates U بهبودی یافتن
recuperating U بهبودی یافتن
overpower U استیلا یافتن بر
overpowered U استیلا یافتن بر
overpowers U استیلا یافتن بر
prefer U ترجیح یافتن
preferring U ترجیح یافتن
pickup U بهبودی یافتن
lessens U تقلیل یافتن
perennate U دوام یافتن
accedes U دست یافتن
accedes U راه یافتن
acceding U دست یافتن
acceding U راه یافتن
overmaster U برتری یافتن بر
outreach U برتری یافتن
misalign U تغییر یافتن
meliorate U بهبود یافتن
pick up health U بهبود یافتن
acceded U راه یافتن
acceded U دست یافتن
penetract U راه یافتن
overspread U بسط یافتن
overmatch U تفوق یافتن
alter U تغییر یافتن
altered U تغییر یافتن
altering U تغییر یافتن
alters U تغییر یافتن
accede U دست یافتن
accede U راه یافتن
look oneself again U بهبود یافتن
booms U توسعه یافتن
decreased U نقصان یافتن
spread U گسترش یافتن
decrease U کاهش یافتن
to alter [to] U تغییر یافتن
spreads U گسترش یافتن
decreased U کاهش یافتن
take steps <idiom> U آمادگی یافتن
up and about <idiom> بهبود یافتن
developments U تکامل یافتن
development U تکامل یافتن
decreases U کاهش یافتن
decreases U نقصان یافتن
over U پایان یافتن
over- U پایان یافتن
stations U استقرار یافتن
to get back on one's feet U بهبودی یافتن
rise U خاتمه یافتن
rises U خاتمه یافتن
demise U وفات یافتن
realizing U تحقق یافتن
to develop U تکامل یافتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com