Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bleeding
[running]
U
رنگ پس دادن الیاف و نخ های رنگ شده پس از رنگرزی و بافته شدن فرش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
over dyeing
U
[رنگرزی الیاف رنگ شده با دو رنگ متفاوت جهت به دست آمدن رنگ سوم. بطور مثال رنگرزی الیاف آبی با رنگینه زرد جهت سبز شدن الیاف.]
vat dyeing
U
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
burl
[nep]
U
گلوله ای یا نپ شدن الیاف در سطح بافته شده بدلیل پیچش الیاف بدور یکدیگر
bath dye
U
حمام رنگرزی الیاف
dyeability
U
قابلیت رنگرزی الیاف
curing time
U
مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
braided
U
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braid
U
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braids
U
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
monofilament
U
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
dye-stuff
U
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
braid shield
U
روکشی از الیاف بافته شده ولاستیک روی یک یا چند هادی عایق شده از یکدیگر
bungee
U
ریسمان الاستیکی متشکل ازرشتههای لاستیکی که توسط الیاف بافته شده نخی پوشانده شده
greige carpet
U
فرش خود رنگ
[فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
filikli
U
[نوعی فرش با پرز بلند و نسبتا زبر و خشن و بیشتر از جنس پشم بز که در مناطق عشایری ترکیه و آذربایجان شوروی بافته شده، گره ها بدور نخ تار زده شده و کل فرش پس از اتمام بافت رنگرزی می شود.]
filament
U
الیاف
[بلند و ممتد مثل ابریشم و یا الیاف مصنوعی]
wool sorting
U
دسته بندی الیاف
[بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
wicker work
U
سبد جگن بافته ترکه بافته دریچه در بچه
synthetic fibers
U
الیاف شیمیایی
[الیاف مصنوعی]
calendaring
U
قرار دادن الیاف کتان یاپارچه در محلول داغ و غلیظ سود برای افزایش مقاومت وشفافیت ان
jijim
[cicim]
U
جاجیم
[دست بافته های نسبتا زبر که به شاه سون نیز شناخته شده و بصورت راه راه و پود نما بافته می شود.]
Kurdish rug
U
فرش کردی
[مناطق بافت به صورت پراکنده بوده و بافته های آن نیز تمایز خاصی از نظر نقشه با دیگر شهرها ندارند. در آن از لچک ترنج گرفته تا افشان و هراتی بافته می شود.]
moult
U
[پودنما شدن فرش در اثر از دست دادن پرزها، ریزش الیاف از سطح فرش]
nep
U
پرز
[تل]
[گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
saddle cover
U
رو زینی
[اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
saddle bag
U
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
Pazyryk rug
U
فرش پازیریک
[این فرش از قدیمی ترین فرش های بافته شده که در منطقه ای به هم نام در یخچال های طبیعی سیبری می باشد بود. دانشمندان معتقدند محل بافته شدن جایی غیر از سیبری بوده است.]
shoulders
U
[اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
floral design
U
طرح گل و بته
[قدیمی ترین فرش بافته شده با این طرح مربوط به قرن هجدهم میلادی در منطقه قفقاز روسیه می باشد. این طرح به گونه های مختلف بافته شده و ریشه در فرهنگ کشور دارد مثل گل لاله در فرش ترکیه.]
coloration
[American]
U
فن رنگرزی
dyeing
U
رنگرزی
intinction
U
رنگرزی
colouring
[British]
U
فن رنگرزی
coloration
U
فن رنگرزی
dyeing vat
U
خم رنگرزی
coloring
[American]
U
فن رنگرزی
colouration
[British]
U
فن رنگرزی
colouration
U
فن رنگرزی
linter
U
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
dyeing bath
U
حمام رنگرزی
undyed
<adj.>
U
رنگرزی نشده
jet dyeing machine
U
ماشین رنگرزی جت
solid-shade dyeing
U
رنگرزی یکنواخت
unevenness dyeing
U
رنگرزی نایکنواخت
dyeing machine
U
ماشین رنگرزی
brushability
U
قابلیت رنگرزی
stainer
U
ماده رنگرزی
unevenness dyeing
U
رنگرزی ناهمگون
dyestuff
U
مواد رنگی و رنگرزی
dyed-in-the-wool
U
پیش از بافت رنگرزی شده
tinctorial
U
لونی وابسته به رنگ یا رنگرزی
oxydizing agents
U
مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
caustic soda
U
سود سوزآور
[ماده قلیایی در رنگرزی]
heat setting
U
ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
disperse
U
[درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
essential elements
U
[پارامترهای اصلی جهت بافت و یا مقدمات بافندگی و رنگرزی]
carbonet hardness
U
درجه سختی آب و عاملی جهت تعیین رنگرزی بهتر
fibers
U
الیاف
Esparak
U
گیاه اسپرک
[که در تهیه رنگینه های زرد در رنگرزی استفاده می شود.]
setting time
U
[مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
fiber optics
U
الیاف نوری
glass fibers
U
الیاف شیشه
fibrillation
U
تشکیل الیاف
undyed
<adj.>
U
الیاف خام
acetate fibers
U
الیاف استاتی
raffia
U
الیاف رافیا
vulcanized fiber
U
الیاف وولکانیده
man-made fiber
U
الیاف شیمیایی
to unravel woven
[knitted]
fabric
U
از هم جداکردن
[الیاف]
ramie
U
الیاف گیاه
ravel
U
از هم جداکردن الیاف
man-made fiber
U
الیاف مصنوعی
vegetable fiber
U
الیاف گیاهی
processed silk
U
ابریشم پخته
[ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
post knotting
U
پشت زنی
[تعویض گره ها بعد از اتمام فرش]
[گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
cotton-carder
U
جدا کننده الیاف
shrinkage
U
جمع شدن الیاف
stripping of dye
U
رنگبری کردن از الیاف
bleaching
U
رنگ زدایی الیاف
manila rope
U
الیاف یا طناب مانیلا
viscose rayon
U
الیاف سلولزی مصنوعی
piassava
U
الیاف نخل پیاساوا
coir
U
الیاف سخت وزبر
Manila
U
از الیاف گیاهی نساجی
orientation of fibers
U
نظم و یکنواختی الیاف در نخ
decorticate
U
بصورت الیاف در اوردن از
crepe paper
U
کاغذ الیاف درشت
hydrophobic
U
[الیاف مصنوعی ضد جذب آب]
tissues
U
بافته
meshes
U
بافته
intertissued
U
در هم بافته
knitwork
U
بافته
tissue
U
بافته
mesh
U
بافته
wale
U
بافته
textural
U
بافته
meshing
U
بافته
grained
U
بافته
tin mordent
U
دندانه قلع
[در رنگرزی]
[که بیشتر اثر سفیدکنندگی داشته و رنگ های روشن را بوجود می آورد.]
fascicule
U
دسته یا مجموعه کوچک الیاف
fascicle
U
دسته یامجموعه کوچک الیاف
yarn
U
الیاف داستان افسانه امیز
tows
U
پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
flaxy filaments
U
رشته هایا الیاف کتان
polyester
U
الیاف یاپارچه پولی استر
yarns
U
الیاف داستان افسانه امیز
plucker
U
ماشین الیاف بازکن پشم
adhesion of fibers
U
خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
tow
U
پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
density
U
تراکم الیاف
[در یک مساحت معین]
acetate rayon process
U
فرایند تهیه الیاف استاتی
fasciculus
U
دسته یا مجموعه کوچک الیاف
spun glass
U
شیشه مذاب الیاف مانند
textiles
U
پارچه بافته
weft
U
چیز بافته
inbuilt
U
درون بافته
tress
U
گیس بافته
conjunctive tissue
U
بافته ملتحمه
interlace
U
[تزئینات در هم بافته]
splices
U
مفصل بافته
splice
U
مفصل بافته
flemish eye
U
چشمی بافته
interthreaded
U
بهم بافته
pigtails
U
گیس بافته
splicing
U
مفصل بافته
braided cordage
U
طناب بافته
pigtail
U
گیس بافته
tresses
U
گیس بافته
spliced
U
مفصل بافته
textile
U
پارچه بافته
webs
U
منسوج بافته
grommet strop
U
حلقه بافته
plaiting
U
موی بافته
plaited
U
موی بافته
tressed
U
بافته شده
plaits
U
گیس بافته
plaiting
U
گیس بافته
plait
U
موی بافته
plaits
U
موی بافته
plaited
U
گیس بافته
web
U
منسوج بافته
plait
U
گیس بافته
abrash
U
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
cellulose
U
الیاف سلولز
[در پنبه کنف و غیره]
protein fiber
U
الیاف پروتئینی
[مانند ابریشم و پشم]
mildew
U
کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
oakum
U
پس مانده الیاف شاهدانه کنف لایی
oakum
U
الیاف قیراندود کنف مخصوص درزگیری
vegetable fiber
U
الیاف سلولزی
[مثل پنبه و کنف]
carding
U
موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
texture
U
بافته پارچه منسوج
tissues
U
رشته پارچهء بافته
interlaced scan
U
پوییدن درهم بافته
guernsey
U
لباس بافته پشمی
tissue
U
رشته پارچهء بافته
cabled
U
مفتول فلزی بافته
interlaced scannig
U
تقطیع بهم بافته
interlaced
U
درهم بافته مشبک
interlacing
U
تقطیع بهم بافته
textures
U
بافته پارچه منسوج
cable
U
مفتول فلزی بافته
line interlace
U
تقطیع بهم بافته
hepatization
U
سفت شدگی بافته
kapok
U
الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
blade
U
کاردک تیز جهت بریدن الیاف اضافی
tip fading
U
[رنگ پریدگی الیاف در مجاورت نور آفتاب]
flocculus
U
دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
ingrain
U
نخی که قبلا الیاف ان رنگ شده است
henequen
U
الیاف محکم وزرد رنگ گیاه صباره
dacron
U
نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
close grain
U
دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
close grained
U
دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
natural fiber
U
الیاف طبیعی
[مثل پشم، پنبه و ابریشم]
pigtails
U
گیسوی بافته وپشت سر انداخته
urban rug
U
[فرش بافته شده در شهر]
fabric
U
بافته عنصر تار و پود
pigtail
U
گیسوی بافته وپشت سر انداخته
tuque
U
کلاه بافته پشمی زمستانی
fabrics
U
بافته عنصر تار و پود
interweave
U
نقش شلوغ و درهم بافته
baberpole border
U
شیرازه بافته شده از دو رنگ
brushwood hurdle
U
سرشاخه بافته شده کنار هم
yacht rope
U
طناب ساخته شده از الیاف نرم و سفید مانیل
flock
U
[الیاف ریز و خرد شده که قابلیت ریسندگی دارند.]
aniline
U
رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
platting
U
حصیر بافته برای کلاه سازی
hydrogen bonding
U
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
chrome dyes
U
کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
fustic wood
U
[نوعی چوب درخت توت که رنگ زردی از چوب آن برای رنگرزی پشم به دست می آید.]
mycelium
U
توده بهم بافته مولد قارچ وباکتری
scarlet
U
[زمینه فرش بافته شده قرمز یکدست]
to pace the web
U
پارچه بافته را به نسبت تندی بافت به نوردپیچیدن
patina
U
[جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
carding brush
U
شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
cable laid rope
U
طنابیکه ازسه رشته سه لایی بافته شده باشد
sliver
U
فتیله نخ
[الیاف کشیده شده و موازی که هنوز تاب داده نشده اند.]
acrylic fibers
U
الیاف مصنوعی اکریلیک
[گاه در فرش بصورت تقلبی به جای پشم استفاده می شود]
unidirectional composite
U
ساختاری که همه الیاف یارشتههای ان موازی بوده ومعمولا در جهت نیروی وارده میباشند
S-twist
[S-spun]
U
نخ چپ تاب
[جهت پیچیدن الیاف بدور یکدیگر در این نوع نخ مانند حرف اس لاتین است.]
single yarn
U
نخ یک لا
[این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com