English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
aniline U رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
onion skin U پوست پیاز [از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
dyestuff U مواد رنگی و رنگرزی
She has been a good wife to him. U همسر خوبی برایش بوده
disperse U [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
unbundled software U نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
He has a poor service record in this company. U دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
coloury U دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
flophouses U اطاق ارزان قیمت
flophouse U اطاق ارزان قیمت
abrash U دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
five and ten U مغازه اجناس ارزان قیمت
cheap labor U نیروی کار ارزان قیمت
calico U پارچههای پنبهای ارزان قیمت
good deal <idiom> U قیمت ارزان باکیفیتی بالا
barrelhouse U میکده ورقاصخانه ارزان قیمت
he is a bad husband U خانه دار خوبی نیست
graphics U UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
bargain hunter U کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
honky tonk U محل رقص یا کلوپ شبانه ارزان قیمت
datacom U امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
fastness of bleaching U ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
flea market U بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea markets U بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
price stability U ثبات قیمت
price stabilization U ثبات قیمت
multicolour U استاندارد آداپتور گرافیک رنگی مناسب در کامپیوترهای IBM PC
fair price U قیمت مناسب
it is unsuitable U مناسب نیست
black will take no other hue U بالای سیاهی رنگی نیست
madder U گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
It doesnt matter. it is nothing. U چیزی نیست ( عیب ندارد )
it does not matter U عیب ندارد چیزی نیست
dye-stuff U ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
market value U قیمت مناسب برای خریداروفروشنده
He's not suited for a doctor. U او [مرد] برای یک پزشک مناسب نیست.
I think this is not appropriate. U من فکر می کنم که این مناسب نیست.
there is nothing in it U چیز مهمی دران نیست پروپایی ندارد
that is i. to this purpose U برای این مقصود مناسب یاکافی نیست
Farahan U فراهان [این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
colours U چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colour U چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
He's a good director but he doesn't bear [stand] comparison with Hitchcock. U او [مرد ] کارگردان خوبی است اما او [مرد] قابل مقایسه با هیچکاک نیست.
bituminous paint U رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
sector U شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sectors U شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
freight U وسیله حملی که ازنظر قیمت مناسب است ولی کند عمل میکند
quercetin U ماده رنگی کریسیتین [این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
dead wool U پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
non-directional design U طرح فراگیر [این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
hand-held U کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
She is not well disposed towards me . She is not on particularly . fricndly terms with me . U با من میانه یی ( میانه خوبی ؟ میانه چندانی ) ندارد
direct dyes U رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
The violin is out of tune . U ویولن کوک نیست ( کوک ندارد )
It is no joke . U این شوخی ندارد ( شوخی نیست )
giffen good U نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
vat dyeing U رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
kinked demand curve U و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
cream-colored wool U پشم شکری [این نوع پشم مخلوطی از پشم سفید درجه یک با پشم های رنگی نیز بوده و جداسازی آن یا غیرممکن و یا دشوار می باشد. این اصطلاح به پشم زرد رنگ نیز اطلاق می شود.]
bacteriolysis U مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
over dyeing U [رنگرزی الیاف رنگ شده با دو رنگ متفاوت جهت به دست آمدن رنگ سوم. بطور مثال رنگرزی الیاف آبی با رنگینه زرد جهت سبز شدن الیاف.]
presumption hominis U قرینه ضعیفه که به فرض وجود ان طرف مجبور به ابراز ادله معارض نیست چون این قرینه به تنهایی ولو با نبودن دلیل معارض قدرت اثباتی ندارد
re attachment U در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
dye sublimation printer U چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
paired registers U دو ثبات پایه با اندازه کلمه که با هم به عنوان یک ثبات با طول زیاد به کار می روند.
reserve price U قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
Quchan U قوچان [شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
He that blows in the dust fills his eyes. <proverb> U کسى که شرم ندارد وجدان هم ندارد.
There is no point in it . It doest make sense . It is meaningless. U معنی ندارد ! ( مورد و مناسبت ندارد )
triad U 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads U 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
he is second to none U دومی ندارد بالادست ندارد
arithmetic register U ثبات حسابی ثبات محاسباتی
current standard cost U مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing U تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
All is not gold that glitters. <proverb> U هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
air stability U وضعیت ثبات جوی در طبقات مختلف وضع ثبات جوی
winchester disk U دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
trial and error <idiom> U یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
underprice U قیمت پایین تراز قیمت بازار
intinction U رنگرزی
coloration [American] U فن رنگرزی
coloring [American] U فن رنگرزی
colouration [British] U فن رنگرزی
colouring [British] U فن رنگرزی
dyeing vat U خم رنگرزی
colouration U فن رنگرزی
dyeing U رنگرزی
coloration U فن رنگرزی
solid U رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solids U رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
step frame U استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
dyeing bath U حمام رنگرزی
brushability U قابلیت رنگرزی
solid-shade dyeing U رنگرزی یکنواخت
undyed <adj.> U رنگرزی نشده
unevenness dyeing U رنگرزی نایکنواخت
unevenness dyeing U رنگرزی ناهمگون
stainer U ماده رنگرزی
dyeing machine U ماشین رنگرزی
jet dyeing machine U ماشین رنگرزی جت
value added U قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
transparently U برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent U برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
dyeability U قابلیت رنگرزی الیاف
bath dye U حمام رنگرزی الیاف
stock watering U سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price U فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index U یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
shadow price U شبه قیمت قیمت ضمنی
normal price U قیمت عادی قیمت معمولی
last price U اخرین قیمت حداقل قیمت
quantum valebat U در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
leaving files open U به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
dyed-in-the-wool U پیش از بافت رنگرزی شده
tinctorial U لونی وابسته به رنگ یا رنگرزی
his parentage isunknown U اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
caustic soda U سود سوزآور [ماده قلیایی در رنگرزی]
curing time U مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
heat setting U ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
oxydizing agents U مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
carbonet hardness U درجه سختی آب و عاملی جهت تعیین رنگرزی بهتر
essential elements U [پارامترهای اصلی جهت بافت و یا مقدمات بافندگی و رنگرزی]
spiral of wages and prices U حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
hand-me-downs U ارزان
microcomputer U ارزان
low priced U ارزان
micro U ارزان
micros U ارزان
cheapest U ارزان
hand me down U ارزان
hand-me-down U ارزان
inexpensive U ارزان
cheap U ارزان
penny a line U ارزان
cheaper U ارزان
jitney U ارزان
inexpensively U ارزان
cut rate U ارزان
it is past all hope U جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
setting time U [مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
Esparak U گیاه اسپرک [که در تهیه رنگینه های زرد در رنگرزی استفاده می شود.]
niceties U خوبی
admirableness U خوبی
Excellency U خوبی
charmingness U خوبی
agreeableness U خوبی
goodliness U خوبی
goodness U خوبی
primeness U خوبی
agreeability U خوبی
Excellencies U خوبی
wellness U خوبی
nicety U خوبی
niceness U خوبی
to look down U ارزان شدن
red eye U ویسکی ارزان
cheap labor U کار ارزان
doss-house U مسافرخانهی ارزان
cheap money U پول ارزان
jerry built U ارزان بناشده
cheapskate U ادم ارزان خر
gimcrack U بازیچه ارزان
jerry-built U ارزان بناشده
undersell U ارزان تر فروختن
brummagem U پست ارزان
easy money U پول ارزان
flivver U اتومبیل ارزان
grotty U ارزان و کثیف
off season U ارزان تر از معمول
penny gaff U نمایشگاه ارزان
doss-houses U مسافرخانهی ارزان
to sell off U ارزان فروختن
bargain U خرید ارزان
look down U ارزان شدن
to pull down U ارزان کردن
dirt cheap U بسیار ارزان
gasper U سیگارت ارزان
processed silk U ابریشم پخته [ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
our library is well stocked U خوبی دارد
with the best of them <idiom> U به خوبی هرکس
graces U زیبایی خوبی
the work was well paid U پول خوبی
excellence U خوبی تفوق
gracing U زیبایی خوبی
poverty is a good test U خوبی است
the watch is warranted U خوبی ساعت
graced U زیبایی خوبی
good wishes U ارزوی خوبی
I made a decent profit. U سود خوبی بر دم
bovarism U بوواری خوبی
epicurus U و خوبی است
fineness U لطافت خوبی
lambhood U بره خوبی
grace U زیبایی خوبی
a nice guy U مرد خوبی
a nice guy U آدم خوبی
as good as U بهمان خوبی
woodbine U سیگار برگ ارزان
gladstone U نوعی شراب ارزان
hand-me-downs U لباس ارزان ودوخته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com