Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 268 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pigmentation
U
رنگی شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
gadget
U
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
gadgets
U
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
enhance
U
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhance
U
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhanced
U
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhanced
U
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhances
U
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhances
U
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhancing
U
صفحه نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhancing
U
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
graphics
U
UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
area
U
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
areas
U
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
colour
U
صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
colour
U
سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
colour
U
صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
colour
U
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colour
U
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colour
U
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
colours
U
صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
colours
U
سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
colours
U
صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
colours
U
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colours
U
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colours
U
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
realised
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realises
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realising
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realize
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realized
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizes
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizing
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
bar
U
خط یا بلاک ضخیم رنگی
bars
U
خط یا بلاک ضخیم رنگی
dither
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
dithered
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
dithers
U
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
bleed
U
1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
bleeds
U
1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
monochrome
U
صفحه نمایش کامپیوتر که متن و گرافیک را سیاه و سفید و سایه دار و نه رنگی نشان میدهد
solid
U
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solids
U
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
dual
U
صفحه LCD رنگی که تصویر را در دو مرحله بهنگام میکند
contour
U
خط فاصل درنقشههای رنگی
black
U
سیاه رنگی
blacked
U
سیاه رنگی
blacker
U
سیاه رنگی
blackest
U
سیاه رنگی
blacks
U
سیاه رنگی
figurine
U
مجسمه سفالین رنگی
figurines
U
مجسمه سفالین رنگی
mat
U
مرز تمام رنگی که اطراف تصویر که کوچکتر از پنجره نمایش است نمایش داده میشود
mats
U
مرز تمام رنگی که اطراف تصویر که کوچکتر از پنجره نمایش است نمایش داده میشود
clobber
U
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered
U
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbering
U
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers
U
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
confetti
U
کاغذ رنگی برای تزئین درجشنها
snooker
U
مثل بیلیاردانگلیسی با51 گوی قرمز و 6 گوی رنگی مختلف بین دو نفر یا دوتیم
crayon
U
مداد رنگی مومی
crayons
U
مداد رنگی مومی
pencil
U
مداد رنگی
pencilling
U
مداد رنگی
pencils
U
مداد رنگی
colored
U
رنگی
coloured
U
رنگی
carmine
U
ماده رنگی قرمز دانه
pigment
U
ماده رنگی ماده ملونه
pigment
U
باماده رنگی رنگ کردن
pigment
U
رنگ غیر محلول ماده رنگی
pigment
U
ماده رنگی
pigments
U
ماده رنگی ماده ملونه
pigments
U
باماده رنگی رنگ کردن
pigments
U
رنگ غیر محلول ماده رنگی
pigments
U
ماده رنگی
pallor
U
زرد رنگی
pastel
U
خمیرمواد رنگی
pastel
U
مداد رنگی
lake
U
لاک رنگی
lakes
U
لاک رنگی
pal
U
line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
pals
U
line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
Christmas tree
U
جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
Christmas trees
U
جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
coloration
U
رنگی
triad
U
1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads
U
1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
achroma
U
بی رنگی
achroma
U
بی رنگی مو
achromatisation
U
بی رنگی
achromatization
U
بی رنگی
achromatism
U
بی رنگی
achromia
U
بی رنگی مو
anaglyph
U
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
aperture mask
U
استفاده در صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای قرمز و سبز و آبی
aqua relle
U
نقاشی اب و رنگی
aquarelle
U
نقاشی اب و رنگی
bells and whistles
U
یک توضیح غیر رسمی ازویژگیهای بیشتر یک سیستم کامپیوتری که شامل گرافیک نمایش رنگی
benzene
U
هیدروکربور معطر وبی رنگی بفرمول 6H6C که ازتقطیر قطران بدست میامد بنزین
bituminous paint
U
رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
Other Matches
dye sublimation printer
U
چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
trichromat
U
سه رنگی
trichromatism
U
سه رنگی
ingrain
U
نخ رنگی
tinct
U
رنگی
pigmental
U
رنگی
dichromatism
U
دو رنگی
trichroism
U
سه رنگی
chromaticity
U
رنگی
hued
U
رنگی
chromatic
U
رنگی
dichroism
U
دو رنگی
discoloration
U
بی رنگی
coloured cement
U
سیمان رنگی
pigment cell
U
یاخته رنگی
colored pencil
U
مداد رنگی
colored glass
U
شیشه رنگی
color trace recorder
U
رسام رنگی
color television
U
تلویزیون رنگی
color printer
U
چاپگر رنگی
chroma
U
مشخصههای رنگی
chromatic aberration
U
خطای رنگی
chromophotograph
U
عکس رنگی
photochrome
U
عکس رنگی
opalescence
U
شیری رنگی
color camera
U
دوربین رنگی
color code
U
رمز رنگی
color graphics
U
گرافیک رنگی
cingulum
U
خط رنگی ومارپیچ
dye stuff
U
ماده رنگی
dyestuff
U
ماده رنگی
colorant
U
مواد رنگی
vitta
U
نوار رنگی
unifiable
U
قابل هم رنگی
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
heliochrome
U
عکس رنگی
heliochrome
U
عکاسی رنگی
kinemacolour
U
سینمای رنگی
monotint
U
نگار یک رنگی
monotint
U
عکس یک رنگی
ocellus
U
حلقه رنگی
oleograph
U
عکس رنگی
paraffin wax
U
موم رنگی
pentachromic
U
پنج رنگی
photochromy
U
عکاسی رنگی
pigment dye
U
ماده رنگی
pleochroism
U
چند رنگی
polychroism
U
چند رنگی
stined glass
U
شیشه رنگی
figurin
U
مجسمه سفالین رنگی
candy-striped
U
دارای نوارههای رنگی
Color films(T. V).
U
فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
sequential color television
U
تلویزیون رنگی مرحلهای
false colour
U
فیلم رنگی مصنوعی
composite color signal
U
پیام رنگی مرکب
encaustic tile or brick
U
اجرکاشی هفت رنگی
curcumin
U
ماده رنگی زردچوبه
conventionalization
U
هم رنگی با ایین و رسوم
dyestuff
U
مواد رنگی و رنگرزی
polychrome
U
تهیه عکسهای رنگی
pool ball
U
هر یک از گویهای رنگی اسنوکر
orcin
U
ماده رنگی گلسنگ
pullicate
U
یکجور دستمال رنگی
purpurin
U
ماده رنگی روناس
neutral density faceplate
U
صفحه رنگی تلویزیون
quercitron
U
نوعی ماده رنگی
minus color signal
U
پیام رنگی منفی
ring tailed
U
دارای حلقههای رنگی در دم
safranin
U
ماده رنگی زعفران
simultaneous color television
U
تلویزیون رنگی همزمان
technicolour
U
روش فیلم رنگی
tetrachromatism
U
دید چهار رنگی
indigotine
U
ماده رنگی نیل
indigotin
U
ماده رنگی نیل
pigmentary
U
رنگی رنگ دار
color monitor
U
صفحه نمایش رنگی
chromophore
U
گروه رنگی ملکول
chromogen
U
دانههای رنگی گیاهان
color gate
U
دریچه پیام رنگی
carrier color signal
U
پیام رنگی حامل
composite color monitor
U
مونیتور رنگی مرکب
red, green, blue
U
سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
chromophore
U
عامل رنگی ملکول
Rosybrown
<adj.>
<noun>
U
رنگی میان صورتی وقهوه ای
ocher
<adj.>
<noun>
U
رنگی میان قهوه ای و زرد
Tan
<adj.>
<noun>
U
رنگی میان قهوه ای و کرم
slate
<adj.>
<noun>
U
رنگی میان آبی و خاکستری
Salmon
<adj.>
<noun>
U
رنگی میان صورتی و نارنجی
orthochromatic
U
شبیه عکسهای رنگی طبیعی
black will take no other hue
U
بالای سیاهی رنگی نیست
redorange
<adj.>
<noun>
U
رنگی میان قرمز و نارنجی
Blueviolet
<adj.>
<noun>
U
رنگی بین آبی و بنفش
r.m.a. color code
U
علایم رنگی جامعه رادیوسازان
Rosewood
U
رنگی میان بنفش و قهوه ای
Redviolet
U
رنگی میان بنفش و قرمز
colored progressive matrices test
U
ازمون ماتریسهای مدرج رنگی
bacino
U
سفال لعاب دار رنگی
tone
U
[ذات و خلوص رنگی یک رنگینه]
pastel
<adj.>
U
رنگهای خفیف
[با مداد رنگی]
colour hard copy device
U
اسباب نسخه چاپی رنگی
You have rubbed your coat against some wet paint .
U
کت ات را مالیده یی به رنگ ( رنگی کرده ای )
Pear
<adj.>
U
رنگی مانند رنگ گلابی
color contrast
U
تضاد رنگی در زمینه فرش
ocellus
U
خال رنگی که مانند چشم باشد
xanthin
U
ماده رنگی روناس وگل زرد
color graphics adapter
U
وفق دهنده نگاره سازی رنگی
cga
U
وفق دهنده نگاره سازی رنگی
color band
U
نوار رنگی روی جعبه مهمات
lambrequin
U
نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
chromatolysis
U
تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
ceilure
U
[قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
propolis
U
ماده صمغی قهوهای رنگی شبیه موم
cellure
U
[قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
fastness of bleaching
U
ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
celure
U
[قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
disperse
U
[درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
fucus
U
رنگی که برای زیبایی پوست بکار میرود
pastellist
U
پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
MCGA
U
استاندارد آداپتور گرافیک رنگی در کامپیوترهای IBM PC
coloury
U
دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
cudbear
U
ماده رنگی که ازاشنه یادواله گرفته میشود
lutein
U
ماده زرد رنگی بفرمول 2O65H 04C
multicolour
U
استاندارد آداپتور گرافیک رنگی مناسب در کامپیوترهای IBM PC
chromolithograph
U
عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
chromoplast
U
یاخته رنگی که حاوی رنگ قرمز یا زرد میباشد
efflore scence
U
قشر سفید رنگی که در سطح بتن بوجود میاید
pullicate
U
پارچهای که برای درست کردن دستمال رنگی بکارمیرود
liquid crystal display colour pigmented
U
صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
spot
U
[لکه دار شدن فرش در اثر مواد رنگی و شمیایی]
cga
U
سیستم نمایش رنگی با resolation متوسط مربوط به ریز کامپیوتر
india paper
U
کاغذ مرکب خشک کن نرم وکرم رنگی که در چین ساخته میشود
pocket billiards
U
بیلیارد امریکایی با 51 گوی رنگی و 6 کیسه از شماره 1تا 51 بین 2 بازیگر
ega
U
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور صفحه نمایش رنگی با resolutin بالا
marking ink
U
مداد رنگی پاک نشدنی که برای رنگ زنی و نشان گذاری بکارمیرود
grey scale
U
سایه هایی که از نمایش بخشهای رنگی روی صفحه تک رنگ تولید میشود
sea marker
U
نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
milk of magnesia
U
مایع شیری رنگی که هیدرکسید منیزیم است وبعنوان ضد اسید وملین بکارمیرود
loom drawing
U
[نقشه فرش که بصورت تمام رنگی بر روی کاغذ شطرنجی رسم شود.]
shadowmask
U
صفحهای با سوراخهایی در مقابل صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای سه رنگ
thermal transfer
U
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax transfer printer
U
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax
U
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
discharge indicator disc
U
دیسک رنگی معمولا زرد یاقرمز برای نشان دادن تخلیه سیستم اطفاء حریق
abrash
U
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
redliner
U
خصوصیتی در گروه کاری یا نرم افزای کلمه پرداز که امکان رنگی کردن نوشتار متن در جاهای مختلف میدهد
aniline
U
رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
gouache
U
رنگ کاری با رنگی که در اب حل شده و با عسل و صمغ امیخته شده
chrominance signal
U
بخشی از سیگنال مانیتور رنگی که حاوی اطلاعات رنگ کم رنگ واشباع است
hemoglobin
U
ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
onion skin
U
پوست پیاز
[از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
quercetin
U
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
kilim
[glim]
U
گلیم
[زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
random access
U
قطعه الکترونیکی آداپتور گرافیکی ویدیو که سیگنالهای رنگی دیجیتال را به سیگنالهای الکتریکی که به صفحه نمایش فرستاده می شوند تبدیل میکند
ymck
U
تعریف رنگ بر پایه چهار رنگ که در نرم افزار DTP هنگام ایجاد فیلم رنگی مختلف برای چاپ استفاده میشود
madder
U
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
dye-stuff
U
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
composite video
U
سیگنال تصویری که سیگنال تک رنگ و رنگی را در یک سیگنال ترکیب میکند
fasciate
U
دارای راه راه رنگی
litmus
U
ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
Temerchin motife
U
نگاره تمرچین
[این نقش هشت ضلعی در فرش های افغانی، ترکمنی و قفقازی بکار رفته و ویژگی خاص آن تکرار حالتی از ماهی در طراحی است و بصورت چهار قاب مشابه با تضاد رنگی می باشد.]
realizing the palette
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
gold washing
U
شستن طلائی
[نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
warp patterning
U
طراحی با تار
[گاه با استفاده از تارهای رنگی و یا تارهای با ظرافت متفاوت از تار جهت بوجود آمدن جلوه های متفاوت در فرش استفاده می شود.]
color patches
U
نوارهای رنگی تور استتار نوارهای استتار
cream-colored wool
U
پشم شکری
[این نوع پشم مخلوطی از پشم سفید درجه یک با پشم های رنگی نیز بوده و جداسازی آن یا غیرممکن و یا دشوار می باشد. این اصطلاح به پشم زرد رنگ نیز اطلاق می شود.]
reciprocal border
U
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
Jacquard loom
U
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com