English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
nutation U رقص محوری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
thrust U فشار محوری
thrust U بار محوری ضربه
thrusting U فشار محوری
thrusting U بار محوری ضربه
thrusts U فشار محوری
thrusts U بار محوری ضربه
rotate U محوری
rotated U محوری
rotates U محوری
egocentricism U خود محوری
egocentricity U خود محوری
pivotal U محوری
radial U محوری مربوط به رادیو
radials U محوری مربوط به رادیو
axis U مهره دوم گردن مهره محوری
adaxial U محوری
angular contact thrust ball bearing U بلبرینگ طولی محوری
anthropocentrism U انسان محوری
armature end play U بازی محوری ارمیچر
axial U محوری
axial bond U پیوند محوری
axial compression U فشار محوری
axial feed method U روش تغذیه محوری
axial flow U جریان محوری
axial flow impulse turbine U توربین محوری
axial flow turbine U توربین محوری
axial ligation U لیگاندپوشی محوری
axial load U بار محوری
axial mining U مین گذاری محوری
axial position U وضعیت محوری
axial position U حالت محوری قرارگاه محوری
axial rake angle U زاویه محوری
axial rotation symmerty U تقارن چرخشی محوری
axial runout U رانش محوری
axial runout U شوک محوری
axial runout U ضربه محوری
axial section U برش محوری
axial stress U تنش محوری
axial thrust U فشار محوری
axial thrust U بار محوری
axial vector U بردار محوری
axially parallel U موازی محوری
axially parallel U در راستای محوری
axially symmetric U متقارن محوری
axisymmetric U متقارن محوری
axil U گوشه یا زاویه بین شاخه یا برگ با محوری که از ان منشعب میشود
axile U محوری
buttress centres U فاصله محوری پشت بندها
compass swing U چرخش خط محوری
cylinder roller thrust bearing U یاطاقان غلطکی محوری
double thrust ball bearing U بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double thrust bearing U یاطاقان با فشار محوری دوبل
drilling thrust U فشار محوری مته کاری
end play U حرکت محوری یا خطی ناخواسته شفت
end thrust U فشار محوری
monaxial U یک محوری
offset distance U فاصله برون محوری
orbital overlap U همپوشانی محوری
ornithopter U هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
parataxic mode U شیوه ادراکی خود- محوری
pivot journal U یاطاقان گرد محوری
pivoting window U پنجره محوری
pluriaxial U چند محوری
pure bending U حالت خمشی که در ان نیروهای محوری وتلاش بتنی و لنگ خمشی برابر صفرست
rachis U اندام ساقهای یا محوری مهرههای پشت
reverse flow engine U توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
shaft extension U قسمت الحاقی محوری
sociocentrism U جامعه- محوری
sympodium U منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
tilt and swivel U که روی محوری نصب شده است تا بتواند در بهترین جهت مناسب اپراتور بچرخد
tog method U روش دیدبانی محوری
triaxial U سه محوری
triaxial compression test U ازمایش فشار سه محوری
triaxial deformation U تغییر شکل سه محوری
triaxial shear test U ازمایش سه محوری
trochoid U محوری فرفرهای
uniaxial U یک محوری
uniaxial U دارای یک محور یک محوری
uniaxial bending U خمش یک محوری
uniaxial force U نیروی تک محوری
unit cell U کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
variable stroke U پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
xenocentrism U بیگانه محوری
z axis U محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
rotation about ... U دوران دور ... [محوری یا جایی]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com