English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
mend U رفو کردن بهبودی یافتن
mended U رفو کردن بهبودی یافتن
mends U رفو کردن بهبودی یافتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
improve U بهبودی یافتن پیشرفت کردن
improved U بهبودی یافتن پیشرفت کردن
improves U بهبودی یافتن پیشرفت کردن
improving U بهبودی یافتن پیشرفت کردن
amend U بهتر کردن بهبودی یافتن
amended U بهتر کردن بهبودی یافتن
amending U بهتر کردن بهبودی یافتن
Other Matches
recover U بهبودی یافتن
pickup U بهبودی یافتن
recovers U بهبودی یافتن
pull round U بهبودی یافتن
recovering U بهبودی یافتن
recuperate U بهبودی یافتن
recuperates U بهبودی یافتن
recuperated U بهبودی یافتن
recuperating U بهبودی یافتن
to gain in nealth U بهبودی یافتن
to pull round U بهبودی یافتن
to get back on one's feet U بهبودی یافتن
recvperate U بهبودی یافتن
to grow better U بهبودی یافتن
gain U بهبودی یافتن رسیدن
gains U بهبودی یافتن رسیدن
gained U بهبودی یافتن رسیدن
snapback U سریعا بهبودی یافتن
ameliorate U بهتر شدن بهبودی یافتن
ameliorating U بهتر شدن بهبودی یافتن
ameliorates U بهتر شدن بهبودی یافتن
ameliorated U بهتر شدن بهبودی یافتن
convalesce U بهبودی یافتن دوره نقاهت را گذراندن
convalesced U بهبودی یافتن دوره نقاهت را گذراندن
convalescing U بهبودی یافتن دوره نقاهت را گذراندن
convalesces U بهبودی یافتن دوره نقاهت را گذراندن
better U بهبودی یافتن چیز بهترشرط بندی کننده
propagating U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates U گشترش یافتن یا نشر یافتن
meet U : برخورد کردن یافتن
meets U : برخورد کردن یافتن
migrating U سیر کردن انتقال یافتن
terminate U محدود کردن خاتمه یافتن
migrates U سیر کردن انتقال یافتن
migrated U سیر کردن انتقال یافتن
migrate U سیر کردن انتقال یافتن
exchanges U عوض کردن تسعیر یافتن
exchanged U عوض کردن تسعیر یافتن
strengthens U تقویت یافتن تحکیم کردن
terminates U محدود کردن خاتمه یافتن
strengthened U تقویت یافتن تحکیم کردن
transfuse U رسوخ یافتن در تزریق کردن در
exchange U عوض کردن تسعیر یافتن
gains U کسب کردن باز یافتن
gained U کسب کردن باز یافتن
gain U کسب کردن باز یافتن
terminated U محدود کردن خاتمه یافتن
strengthen U تقویت یافتن تحکیم کردن
exchanging U عوض کردن تسعیر یافتن
trial and error <idiom> U یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
mending U بهبودی
betterment U بهبودی
recuperation U بهبودی
melioration U بهبودی
mend U بهبودی
amendment U بهبودی
well-being U بهبودی
health U بهبودی
recruital U بهبودی
recvery U بهبودی
amelioration U بهبودی
locates U 1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
extend U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
locating U 1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
extending U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extends U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
locate U 1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
center U کانونی کردن تمرکز یافتن مرکز
located U 1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
henpeck U سعی کردن برای تفوق یافتن
improved U بهبودی دادن
improves U بهبودی دادن
improving U بهبودی دادن
snapback U بهبودی سریع
meliorator U بهبودی بخش
remission U بهبودی بیماری
incurable U بهبودی ناپذیر
to bring through U بهبودی دادن
recuperative U بهبودی بخش
recovery U بهبودی بازیافت
recoveries U بهبودی بازیافت
improve U بهبودی دادن
convalescent U در حال بهبودی
adjourn U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourned U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourning U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourns U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
irrecoverably U چنانکه بهبودی نپذیرد
head-hunting <idiom> U جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
sanatory U علاج کننده بهبودی دهنده
incorrigible U بهبودی ناپذیر درست نشدنی
improver U ترقی کننده بهبودی دهنده
sanative U علاج کننده بهبودی دهنده
paragons U رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
flows U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flowed U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flow U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
paragon U رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
an incorrigible person U کسیکه اخلاقش اصلاح نپذیردیا بهبودی نیابد
nympholept U کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
prognosis U بهبودی ازمرض در اثر پیش بینی جریان مرض
prognoses U بهبودی ازمرض در اثر پیش بینی جریان مرض
malfunctions U تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctioned U تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunction U تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
The answer to terrorism must be better intelligence and improved international cooperation. U پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
increase U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
cures U شفا دادن بهبودی دادن
cure U شفا دادن بهبودی دادن
cured U شفا دادن بهبودی دادن
discovering U یافتن
detecting U یافتن
detected U یافتن
detects U یافتن
discover U یافتن
discovered U یافتن
finds U یافتن
find U یافتن
detect U یافتن
discovers U یافتن
realised U تحقق یافتن
terminate U خاتمه یافتن
insuring U اطمینان یافتن
ends U خاتمه یافتن
overpower U استیلا یافتن بر
realising U تحقق یافتن
to a greatness U بزرگی یافتن
dominate U تفوق یافتن
realize U تحقق یافتن
realizes U تحقق یافتن
sublate U تغییرشکل یافتن
break out U شیوع یافتن
overpowered U استیلا یافتن بر
realized U تحقق یافتن
centered U تمرکز یافتن
dominated U تفوق یافتن
realises U تحقق یافتن
expands U بسط یافتن
shrink U کاهش یافتن
terminated U خاتمه یافتن
expanding U بسط یافتن
taper off U کاهش یافتن
overpowers U استیلا یافتن بر
shrinks U کاهش یافتن
expand U بسط یافتن
dominates U تفوق یافتن
shrinking U کاهش یافتن
realizing U تحقق یافتن
ensures U اطمینان یافتن
mastered U تسلط یافتن
mastered U تسلط یافتن بر
accruing U افزایش یافتن
spreads U گسترش یافتن
accruing U گسترش یافتن
wane U کاهش یافتن
reduces U کاهش یافتن
reduces U تقلیل یافتن
master U تسلط یافتن
master U تسلط یافتن بر
masters U تسلط یافتن بر
accrue U گسترش یافتن
masters U تسلط یافتن
to get rid of U رهایی یافتن از
to get ones hand in U دست یافتن به
luxuriating U شکوه یافتن
luxuriates U شکوه یافتن
luxuriated U شکوه یافتن
luxuriate U شکوه یافتن
to get off U رهایی یافتن از
to get fame U شهرت یافتن
to gain the upper hand U غلبه یافتن
accrues U افزایش یافتن
reduce U کاهش یافتن
reduce U تقلیل یافتن
reducing U کاهش یافتن
reducing U تقلیل یافتن
waning U کاهش یافتن
diminish U نقصان یافتن
diminish U تقلیل یافتن
diminishes U نقصان یافتن
diminishes U تقلیل یافتن
ensure U اطمینان یافتن
ensured U اطمینان یافتن
accrue U افزایش یافتن
ensuring U اطمینان یافتن
insures U اطمینان یافتن
to be transferred U انتقال یافتن
to be through U فراغت یافتن
wanes U کاهش یافتن
to alter [to] U تغییر یافتن
to extricate oneself U رهایی یافتن
station U استقرار یافتن
spread U گسترش یافتن
stationed U استقرار یافتن
stations U استقرار یافتن
to come to know U اگاهی یافتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com