English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
He went for good. U رفت و دیگه نیامد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
I didnt sleep a wink. U خواب به چشمم نیامد
They found no trace of her . U ازاونشانی بدست نیامد
One could be taken up on ones offer. U تعارف آمد نیامد دارد
I didnt have the heart to punish the kid. U دلم نیامد بچه را تنبیه کنم
Enough is enough! <idiom> U بس کن دیگه!
C'mon! U بیا دیگه!
Come on! U بیا دیگه!
That's enough. U دیگه بس است.
It is obvious enough . Well of course . U خب معلومه دیگه
So much the better. U دیگه بهتر
To such an extent that… U تا حدی که دیگه ...
still worse U دیگه بدتر
Next Saturday . This coming Saturday. U شنبه دیگه
What is it now? U دیگه چه شده ؟
Whoever else that may object . U هر کس دیگه که اعتراض کند
I cant nor can anyone else . U نه من می توانم ونه کس دیگه
Go ahead! U انجام بدهید دیگه!
Do come! U خوب بیا دیگه!
Just go! U بریم [حرکت کن] دیگه!
just <adv.> <idiom> U حالا دیگه [اصطلاح روزمره]
That's (just) the way things are. U موقعیت حالا دیگه اینطوریه.
simply <adv.> <idiom> U حالا دیگه [اصطلاح روزمره]
You are a fine one to talk . You of all people have a nerve to talk . U تو یکی دیگه حرف نزن !
Come forward a little (little bit)more. U یک قدری دیگه بیا جلو
Any fool knows that . U اینرا دیگه هرخری می داند
He wont be back for another six months. U رفته که تا 6 ماه دیگه بر گردد
I must be going now. U الان دیگه باید بروم
I knocked off another 1000 tomans. U 1000 تومان دیگه از قیمت زدم
That's just the way it is. U این حالا [دیگه] اینطوری است.
Boys will be boys. U پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
what have you [ gone and] done now! U حالا دیگه چه فوزولی [شیطنتی] کردی!
How come we dont see you more pften? U چطور دیگه زیاد تورانمی بینم ؟
This is treason, pure and simple. U خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
You wont catch me going to his house . U غلط می کنم دیگه به منزلش بروم
Please give the other foot . لنگه دیگه این کفش را بدهید.
I shall be back this day month . U درست یک ماه دیگه برمی گردم
Where is the mate ( companion ) of this glove ? U لنگه دیگه این دستکش کجاست ؟
His political beliefs are old hat now . U عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
Enough already! [American E] U دیگه اینقدر حرف نزن! [اصطلاح روزمره]
These coins are very hard to come by . U این سکه ها دیگه گیر نمی آیند
It is money down the drain (gone to blazes). U این دیگه پول دور ریختن است
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) . U این حرفها دیگه کهنه شده است
That is all we needed!That caps ( beats ) all ! U واقعا" همین یکی دیگه مانده بود !
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
second-guess someone <idiom> U حدس اینکه یکی دیگه چه کاری انجام میداد
This jock that you told me is as old as Adams . U این لطیفه که گفتی خیلی دیگه کهنه است
The car is now in perfect running order . U اتوموبیل الان دیگه مرتب وخوب کارمی کند
Enough already! [American E] U کافیه دیگه! [خسته شدم از این همه حرف] [اصطلاح روزمره]
That's hardly going to make a difference now, is it ! <idiom> U این الان که دیگه فرقی نمی کنه [تفاوتی نداره] ! [اصطلاح روزمره]
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering. U حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
She procrastinated until it was too late . U آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com