Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
filiform
U
رشته مانند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
alphanumeric
U
عملوندی که میتواند شامل حروف الفبا- عددی مانند رشته ها باشد
fiberglass
U
شیشه رشته مانند
fibrin
U
ماده پروتئینی رشته مانند وغیر محلول
Other Matches
null
U
رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills
U
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill
U
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
thready
U
رشته رشته باصدای باریک
fibrillation
U
رشته رشته سازی
threads
U
رشته رشته شدن
thread
U
رشته رشته شدن
fiberize
U
رشته رشته کردن
universal
U
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
bushbaby
U
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies
U
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
fossiliferous
U
فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate
U
لایه مانند ورقه مانند
sierra
U
رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
adjustable wheel
U
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
threads
U
رشته
yarn
U
رشته
lines
U
رشته
train
U
رشته
series
U
رشته
line
U
رشته
yarns
U
رشته
fibre
U
رشته
trained
U
رشته
ghaut
U
رشته
fibres
U
رشته
funicle
U
رشته
branch
U
رشته
sequence
U
رشته
catena
U
رشته
sequences
U
رشته
tatter
U
رشته رشته
coneatenation
U
رشته
trains
U
رشته
unifilar
U
یک رشته
branches
U
رشته
chain
U
رشته
filaria
U
رشته
ranges
U
رشته
ranged
U
رشته
range
U
رشته
fiber
U
رشته
reeve
U
رشته
chains
U
رشته
field
U
رشته
fielded
U
رشته
fields
U
رشته
filaments
U
رشته
suites
U
رشته
suite
U
رشته
string
U
رشته
arteries
U
رشته
artery
U
رشته
thread
U
رشته
strands
U
رشته
strand
U
رشته
filament
U
رشته
seriated
U
رشته رشته
bit string
U
رشته ذرهای
bit string
U
رشته بیتی
pasta
U
رشته فرنگی
bit stream
U
رشته ذره یی
symbol stringe
U
رشته نمادی
empty string
U
رشته خالی
the province of science
U
رشته علوم
the province of science
U
رشته علمی
stup string
U
رشته تنظیم
strobilation
U
تشکیل رشته
craftsman trade
U
رشته فنی
filum
U
رشته لیفی
symbolic string
U
رشته علائم
character string
U
رشته دخشهای
copper strand
U
رشته مسی
filament resistor
U
مقاومت رشته
character string
U
رشته کاراکتری
disciplining
U
رشته علمی
range
رشته کوه
systems
U
رشته دستگاه
system
U
رشته دستگاه
system
U
سلسله رشته
ridge
U
رشته تپه
ridges
U
رشته تپه
computing
U
رشته کامپیوتر
specialty
U
رشته اختصاصی
ranged
U
رشته کوه
ranges
U
رشته کوه
disciplines
U
رشته علمی
discipline
U
رشته علمی
heater
U
رشته گرمساز
heaters
U
رشته گرمساز
rank
U
قطار رشته
ranked
U
قطار رشته
ranks
U
قطار رشته
vermicelli
U
رشته فرنگی
specialities
U
رشته اختصاصی
speciality
U
رشته اختصاصی
nerve
U
رشته عصبی
macaroni
U
رشته فرنگی
alphabetic string
U
رشته الفبائی
sequences
U
رشته ترتیب
sequence
U
رشته ترتیب
tracts
U
رد بپا رشته
tract
U
رد بپا رشته
train of thought
U
رشته افکار
commentary
U
رشته یادداشت
quartermasters
U
سر رشته دار
nerves
U
رشته عصبی
spaghetti
U
رشته فرنگی
hot wire
U
رشته حرارتی
hot-wire
U
رشته حرارتی
hot-wired
U
رشته حرارتی
hot-wires
U
رشته حرارتی
hot-wiring
U
رشته حرارتی
quartermaster
U
سر رشته دار
barbicel
U
رشته باریک پر
yarn
U
رشته طناب
fibres
U
رشته علفی
division
U
رشته
[دانشی]
area
U
رشته
[دانشی]
sequence of events
U
رشته حوادث
branch
U
شعبه رشته
branch
U
رشته ساقه
branches
U
شعبه رشته
noodle
U
رشته فرنگی
branches
U
رشته ساقه
commentaries
U
رشته یادداشت
train
U
یک رشته موج
trained
U
رشته سلسله
ghat
U
رشته سلسله
null string
U
رشته پوچ
trained
U
یک رشته موج
spinnerete
U
رشته ساز
fibre
U
رشته علفی
spinneret
U
رشته ساز
yarns
U
رشته طناب
major
U
رشته اصلی
majored
U
رشته اصلی
majoring
U
رشته اصلی
line
U
رشته بند
incandescent filament
U
رشته ملتهب
search string
U
رشته جستجو
string
U
رشته کردن
string
U
رشته خالی
systems
U
سلسله رشته
hair worm
U
کرم رشته
lines
U
رشته بند
lighting filament
U
رشته ملتهب
main sequence
U
رشته اصلی
guinea worm
U
کرم رشته
solid wire
U
سیم تک رشته
trains
U
رشته سلسله
null string
U
رشته تهی
string variable
U
متغیر رشته
field
U
رشته
[دانشی]
branch
U
رشته
[دانشی]
train
U
رشته سلسله
string length
U
طول رشته
finite series
U
رشته کراندار
string manipulation
U
دستکاری رشته
finespun
U
نازک رشته
trains
U
یک رشته موج
optical fiber
U
رشته اپتیکی
string handling
U
بکارگیری رشته
string
U
برچسب مشخصات یک رشته
string
U
تعداد حروف یک رشته
laid up in bed
U
پیشه ویژه رشته
continuum
U
رشته مسلسل تسلسل
minor
U
رشته فرعی کهاد
campaigned
U
یک رشته عملیات جنگی
campaign
U
یک رشته عملیات جنگی
campaigning
U
یک رشته عملیات جنگی
campaigns
U
یک رشته عملیات جنگی
bonds of relationship
U
رشته قوم وخویشی
string processing languages
U
زبانهای پردازش رشته
spaghetti
U
خوراک رشته فرنگی
competent
U
شایسته دارای سر رشته
to go in for
U
رشته یاپیشه خودقراردادن
fibril
U
رشته کوچک تارچه
heater voltage
U
ولتاژ رشته گرمساز
heater current
U
جریان رشته گرمساز
heater cathode
U
کاتد با رشته گرمساز
ligature
U
شریان بندی رشته
string
U
اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
terrachord
U
یک رشته چهار پردهای
tissues
U
رشته پارچهء بافته
arcade
U
رشته طاق یاطاقها
suite
U
رشته مسلسل اپارتمان
areodesy
U
رشته مریخ شناسی
What is your branch of study?
U
رشته تحصیلیتان چیست ؟
tissue
U
رشته پارچهء بافته
suites
U
رشته مسلسل اپارتمان
ligation
U
رشته یاوسیله بستن
flight
U
یک رشته پلکان سلسله
metal filament
[رشته مارپیچ فلزی]
main sequence stars
U
ستارگان رشته اصلی
The bonds of friendship (affection).
U
رشته دوستی والفت
aline
U
دریک رشته قراردادن
mycelium
U
رشته رشدکننده قارچ
ribbon vermicelli
U
رشته فرنگی باریک
monofilament
U
تاریا رشته واحدتاب نخورده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com