Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bit string
U
رشته ذرهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
null
U
رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fill
U
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fills
U
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
trimolecular
U
سه ذرهای
bimolecular
U
دو ذرهای
atomic
U
ذرهای
atomical
U
ذرهای
micros
U
ذرهای
micro
U
ذرهای
monatomic
U
یک ذرهای
thready
U
رشته رشته باصدای باریک
intramolecular
U
درون ذرهای
corpuscular radiation
U
تشعشع ذرهای
within an ace of
U
ذرهای مانده به
molecular
U
ملکولی ذرهای
aces
U
ذرهای مانده
atomistic competition
U
رقابت ذرهای
atomistic society
U
جامعه ذرهای
bit density
U
تراکم ذرهای
corpuscular ray
U
پرتو ذرهای
bit pattern
U
الگوی ذرهای
bit rate
U
سرعت ذرهای
ace
U
ذرهای مانده
baudot code
U
رمز پنج ذرهای
thereis not a p of truth init
U
ذرهای راستی دران نیست
dont care a rap
U
ذرهای باک نداشته باشید
not a scrap is left
U
ذرهای باقی نمانده است
octad
U
جسم بسیط یا ذرهای که قوه ترکیبی ان برابر است با8واحد
fibrillation
U
رشته رشته سازی
thread
U
رشته رشته شدن
threads
U
رشته رشته شدن
fiberize
U
رشته رشته کردن
virtual temperature
U
دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
universal
U
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
sierra
U
رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
seriated
U
رشته رشته
ghaut
U
رشته
arteries
U
رشته
artery
U
رشته
strand
U
رشته
strands
U
رشته
suite
U
رشته
thread
U
رشته
sequence
U
رشته
threads
U
رشته
reeve
U
رشته
suites
U
رشته
sequences
U
رشته
coneatenation
U
رشته
range
U
رشته
fiber
U
رشته
chains
U
رشته
chain
U
رشته
catena
U
رشته
filament
U
رشته
filaria
U
رشته
filaments
U
رشته
ranges
U
رشته
funicle
U
رشته
unifilar
U
یک رشته
fibre
U
رشته
fibres
U
رشته
fields
U
رشته
yarn
U
رشته
branch
U
رشته
string
U
رشته
line
U
رشته
series
U
رشته
lines
U
رشته
yarns
U
رشته
tatter
U
رشته رشته
train
U
رشته
trained
U
رشته
fielded
U
رشته
ranged
U
رشته
trains
U
رشته
field
U
رشته
branches
U
رشته
macaroni
U
رشته فرنگی
division
U
رشته
[دانشی]
commentary
U
رشته یادداشت
bit string
U
رشته بیتی
commentaries
U
رشته یادداشت
string manipulation
U
دستکاری رشته
area
U
رشته
[دانشی]
quartermasters
U
سر رشته دار
bit stream
U
رشته ذره یی
field
U
رشته
[دانشی]
alphabetic string
U
رشته الفبائی
barbicel
U
رشته باریک پر
branch
U
رشته
[دانشی]
character string
U
رشته دخشهای
stup string
U
رشته تنظیم
noodle
U
رشته فرنگی
symbol stringe
U
رشته نمادی
symbolic string
U
رشته علائم
main sequence
U
رشته اصلی
lighting filament
U
رشته ملتهب
solid wire
U
سیم تک رشته
incandescent filament
U
رشته ملتهب
strobilation
U
تشکیل رشته
string length
U
طول رشته
spinnerete
U
رشته ساز
sequence of events
U
رشته حوادث
search string
U
رشته جستجو
optical fiber
U
رشته اپتیکی
string handling
U
بکارگیری رشته
null string
U
رشته تهی
null string
U
رشته پوچ
hair worm
U
کرم رشته
guinea worm
U
کرم رشته
pasta
U
رشته فرنگی
empty string
U
رشته خالی
craftsman trade
U
رشته فنی
copper strand
U
رشته مسی
character string
U
رشته کاراکتری
filum
U
رشته لیفی
filament resistor
U
مقاومت رشته
ghat
U
رشته سلسله
the province of science
U
رشته علوم
finite series
U
رشته کراندار
the province of science
U
رشته علمی
finespun
U
نازک رشته
string variable
U
متغیر رشته
filiform
U
رشته مانند
train of thought
U
رشته افکار
spinneret
U
رشته ساز
quartermaster
U
سر رشته دار
fibres
U
رشته علفی
systems
U
سلسله رشته
systems
U
رشته دستگاه
range
رشته کوه
ranged
U
رشته کوه
ranges
U
رشته کوه
vermicelli
U
رشته فرنگی
discipline
U
رشته علمی
disciplining
U
رشته علمی
heater
U
رشته گرمساز
heaters
U
رشته گرمساز
rank
U
قطار رشته
ranked
U
قطار رشته
ranks
U
قطار رشته
majoring
U
رشته اصلی
majored
U
رشته اصلی
system
U
رشته دستگاه
system
U
سلسله رشته
specialty
U
رشته اختصاصی
branch
U
شعبه رشته
branch
U
رشته ساقه
branches
U
شعبه رشته
branches
U
رشته ساقه
train
U
رشته سلسله
train
U
یک رشته موج
trained
U
رشته سلسله
trained
U
یک رشته موج
trains
U
رشته سلسله
trains
U
یک رشته موج
fibre
U
رشته علفی
tract
U
رد بپا رشته
tracts
U
رد بپا رشته
sequence
U
رشته ترتیب
sequences
U
رشته ترتیب
major
U
رشته اصلی
yarns
U
رشته طناب
hot-wire
U
رشته حرارتی
string
U
رشته کردن
ridges
U
رشته تپه
computing
U
رشته کامپیوتر
specialities
U
رشته اختصاصی
hot wire
U
رشته حرارتی
spaghetti
U
رشته فرنگی
hot-wires
U
رشته حرارتی
string
U
رشته خالی
nerves
U
رشته عصبی
line
U
رشته بند
hot-wired
U
رشته حرارتی
hot-wiring
U
رشته حرارتی
nerve
U
رشته عصبی
speciality
U
رشته اختصاصی
yarn
U
رشته طناب
lines
U
رشته بند
disciplines
U
رشته علمی
ridge
U
رشته تپه
ligation
U
رشته یاوسیله بستن
competent
U
شایسته دارای سر رشته
to go in for
U
رشته یاپیشه خودقراردادن
laid up in bed
U
پیشه ویژه رشته
mycelium
U
رشته رشدکننده قارچ
string processing languages
U
زبانهای پردازش رشته
ligature
U
شریان بندی رشته
continuum
U
رشته مسلسل تسلسل
metal filament
[رشته مارپیچ فلزی]
main sequence stars
U
ستارگان رشته اصلی
string
U
برچسب مشخصات یک رشته
terrachord
U
یک رشته چهار پردهای
flight
U
یک رشته پلکان سلسله
aline
U
دریک رشته قراردادن
areodesy
U
رشته مریخ شناسی
string
U
اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
tissues
U
رشته پارچهء بافته
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com