English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
string U رشته خالی
empty string U رشته خالی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
blank U 1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
blankest U 1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
Other Matches
null U رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills U حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill U حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
thready U رشته رشته باصدای باریک
vacancies U محل خالی جای خالی
vacancy U محل خالی جای خالی
manspace U جای خالی در خودرو یا کشتی یا هواپیما جای نفری خالی
threads U رشته رشته شدن
fiberize U رشته رشته کردن
fibrillation U رشته رشته سازی
thread U رشته رشته شدن
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
sierra U رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
sequence U رشته
suite U رشته
chains U رشته
suites U رشته
seriated U رشته رشته
filament U رشته
reeve U رشته
filaments U رشته
ghaut U رشته
fiber U رشته
thread U رشته
coneatenation U رشته
threads U رشته
branch U رشته
catena U رشته
branches U رشته
trains U رشته
train U رشته
fibres U رشته
funicle U رشته
arteries U رشته
artery U رشته
filaria U رشته
strand U رشته
strands U رشته
fibre U رشته
trained U رشته
field U رشته
ranged U رشته
string U رشته
ranges U رشته
line U رشته
range U رشته
fielded U رشته
fields U رشته
lines U رشته
sequences U رشته
unifilar U یک رشته
yarns U رشته
chain U رشته
yarn U رشته
tatter U رشته رشته
series U رشته
nerve U رشته عصبی
rank U قطار رشته
specialty U رشته اختصاصی
systems U سلسله رشته
ranked U قطار رشته
heater U رشته گرمساز
nerves U رشته عصبی
hot wire U رشته حرارتی
spaghetti U رشته فرنگی
quartermaster U سر رشته دار
hot-wiring U رشته حرارتی
hot-wired U رشته حرارتی
hot-wires U رشته حرارتی
hot-wire U رشته حرارتی
ranks U قطار رشته
disciplines U رشته علمی
heaters U رشته گرمساز
ridge U رشته تپه
discipline U رشته علمی
speciality U رشته اختصاصی
vermicelli U رشته فرنگی
ranges U رشته کوه
disciplining U رشته علمی
ranged U رشته کوه
range رشته کوه
computing U رشته کامپیوتر
systems U رشته دستگاه
system U رشته دستگاه
system U سلسله رشته
ridges U رشته تپه
specialities U رشته اختصاصی
branch U رشته [دانشی]
train of thought U رشته افکار
the province of science U رشته علمی
the province of science U رشته علوم
symbolic string U رشته علائم
symbol stringe U رشته نمادی
stup string U رشته تنظیم
strobilation U تشکیل رشته
string variable U متغیر رشته
string manipulation U دستکاری رشته
string length U طول رشته
string handling U بکارگیری رشته
spinnerete U رشته ساز
spinneret U رشته ساز
pasta U رشته فرنگی
field U رشته [دانشی]
area U رشته [دانشی]
division U رشته [دانشی]
solid wire U سیم تک رشته
sequence of events U رشته حوادث
craftsman trade U رشته فنی
copper strand U رشته مسی
character string U رشته کاراکتری
character string U رشته دخشهای
main sequence U رشته اصلی
bit string U رشته بیتی
bit string U رشته ذرهای
bit stream U رشته ذره یی
barbicel U رشته باریک پر
alphabetic string U رشته الفبائی
macaroni U رشته فرنگی
commentary U رشته یادداشت
commentaries U رشته یادداشت
filum U رشته لیفی
filament resistor U مقاومت رشته
filiform U رشته مانند
search string U رشته جستجو
optical fiber U رشته اپتیکی
null string U رشته تهی
null string U رشته پوچ
noodle U رشته فرنگی
lighting filament U رشته ملتهب
incandescent filament U رشته ملتهب
hair worm U کرم رشته
guinea worm U کرم رشته
ghat U رشته سلسله
finite series U رشته کراندار
finespun U نازک رشته
quartermasters U سر رشته دار
branch U شعبه رشته
fibres U رشته علفی
trains U یک رشته موج
yarns U رشته طناب
fibre U رشته علفی
sequences U رشته ترتیب
sequence U رشته ترتیب
tracts U رد بپا رشته
tract U رد بپا رشته
major U رشته اصلی
majored U رشته اصلی
majoring U رشته اصلی
string U رشته کردن
yarn U رشته طناب
branch U رشته ساقه
trains U رشته سلسله
trained U یک رشته موج
train U رشته سلسله
train U یک رشته موج
trained U رشته سلسله
branches U رشته ساقه
lines U رشته بند
branches U شعبه رشته
line U رشته بند
campaigned U یک رشته عملیات جنگی
campaign U یک رشته عملیات جنگی
metal filament [رشته مارپیچ فلزی]
suites U رشته مسلسل اپارتمان
suite U رشته مسلسل اپارتمان
main sequence stars U ستارگان رشته اصلی
campaigning U یک رشته عملیات جنگی
campaigns U یک رشته عملیات جنگی
ribbon vermicelli U رشته فرنگی باریک
mycelium U رشته رشدکننده قارچ
What is your branch of study? U رشته تحصیلیتان چیست ؟
string processing languages U زبانهای پردازش رشته
terrachord U یک رشته چهار پردهای
to go in for U رشته یاپیشه خودقراردادن
The bonds of friendship (affection). U رشته دوستی والفت
ligature U شریان بندی رشته
ligation U رشته یاوسیله بستن
laid up in bed U پیشه ویژه رشته
fibril U رشته کوچک تارچه
tissue U رشته پارچهء بافته
fiberglass U شیشه رشته مانند
tissues U رشته پارچهء بافته
string U اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
flight U یک رشته پلکان سلسله
bonds of relationship U رشته قوم وخویشی
arcade U رشته طاق یاطاقها
continuum U رشته مسلسل تسلسل
areodesy U رشته مریخ شناسی
competent U شایسته دارای سر رشته
aline U دریک رشته قراردادن
minor U رشته فرعی کهاد
spaghetti U خوراک رشته فرنگی
string U تعداد حروف یک رشته
heater voltage U ولتاژ رشته گرمساز
string U برچسب مشخصات یک رشته
heater current U جریان رشته گرمساز
heater cathode U کاتد با رشته گرمساز
She interrupted the train of my thoughts. U رشته افکارم را پاره کرد
indirectly heated cathode U کاتد با رشته گرم ساز
he is on the wrong scent U سر رشته کار را گم کرده است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com