Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
branches of production
U
رشتههای تولید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pyramidal tracts
U
رشتههای هرمی
throwing events
U
رشتههای پرتابی
commissural fibres
U
رشتههای عصبی رابط
fibrillation
U
انقباض بی نظم رشتههای عضلانی
interdisciplinary
U
مربوط به رشتههای مختلف علمی
flocculate
U
بصورت رشتههای انبوه و کرکداردراوردن
rice
U
بصورت رشتههای برنج ماننددراوردن
twice laid
U
ساخته شده از انتهای رشتههای طناب
asbestos
U
سنگ معدنی دارای رشتههای بلند
abiston
U
سنگ معدنی دارای رشتههای بلند
grids
U
رشتههای درهم و برهم راه اهن و مانند ان
fibre optics
U
وسیله تفکیک ستون نوربه رشتههای نازک
fascicle
U
دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
grid
U
رشتههای درهم و برهم راه اهن و مانند ان
capacity cost
U
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
cable suspension bridge
U
پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
marlinespike
U
وسیله نوک تیزی برای جداکردن رشتههای طناب قایق
hemstitch
U
رشتههای نخ رابطورموازی قرار دادن ورشتههای عمودی را ازلای انهاگذراندن
pilot line operation
U
کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte
U
گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
components
U
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component
U
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods
U
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
cont line
U
فاصله میان رشتههای طناب یاچلیک هایی که تنگ هم چیده باشند
string
U
بخشی از حافظه که رشتههای حروف الفبا عددی در آن ذخیره شده اند
second
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
bytes
U
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
byte
U
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
euler theorem
U
در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads
U
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
universal
U
قطعهای که توسط CPU دستور می گیرد تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط ارسال لازم است
increasing cost industry
U
حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
USART
U
قطعهای که توسط CPU هدایت میشود تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط داده موازی کار کند
locals
U
MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
local
U
MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
planar
U
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction
U
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
derived demand
U
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
declassified cost
U
هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem
U
شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
matrix
U
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrixes
U
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
vocal cords
U
تارهای صوتی رشتههای صوتی یا اوایی
acceleration principle
U
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
spermary
U
غده تولید کننده منی محل تولید منی
family
U
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
U
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
uart
U
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
aluminum wool
U
رشتههای تکه تکه الومینوم که برای رفع زنگ زدگی وخوردگی و نیز جلادادن وصیقل دادن خراشهای جزئی روی ورقه ها یا لولههای الومینیومی بکار میرود
mixed capitalism
U
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
full
U
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest
U
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gnp gap
U
شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
half
U
جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
producers burden of tax
U
بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
articulation
U
تولید
manufactures
U
تولید
manufacture
U
تولید
fabrication
U
تولید
manufactured
U
تولید
generations
U
تولید
production line
U
خط تولید
production lines
U
خط تولید
generation
U
تولید
assembly line
U
خط تولید
assembly lines
U
خط تولید
genesis
U
تولید
production
U
تولید
productions
U
تولید
low productivity
U
تولید کم
production technique
U
فن تولید
products
U
تولید
total product
U
تولید کل
aggregate output
U
تولید کل
total output
U
تولید کل
assembly
U
تولید
outputs
U
تولید
progeniture
U
تولید
production rule
U
تولید
turn out
U
تولید
product
U
تولید
output
U
تولید
reproductions
U
تولید مثل
full production
U
تولید کامل
reproductions
U
تولید مجدد
generations
U
تولید کردن
generations
U
تولید نیرو
producers
U
تولید کننده
production
U
تولید کردن
reproductions
U
تولید دوباره
generation
U
تولید نیرو
sparking
U
تولید جرقه
flow of production
U
جریان تولید
flow of production
U
گردش تولید
food production
U
تولید غذا
forces of production
U
نیروهای تولید
reproduction
U
تولید دوباره
full production
U
تولید در حداکثرفرفیت
generable
U
قابل تولید
manufacturers
U
تولید کننده
manufacturer
U
تولید کننده
begotten
U
تولید کرده
generating tool
U
ابزار تولید
generation of current
U
تولید جریان
generation of oscillations
U
تولید نوسان
home country
U
محل تولید
aggradation of permafrost
U
تولید مه شبنم
homogenesis
U
تولید مثل
inbreed
U
تولید کردن
producer
U
تولید کننده
gas generation
U
تولید گاز
gas making
U
تولید گاز
reproduction
U
تولید مجدد
generation
U
تولید کردن
reproduction
U
تولید مثل
jamming
U
تولید پارازیت
mass-production
U
تولید انبوه
procreation
U
تولید مثل
incendiarism
U
تولید حریق
procreate
U
تولید کردن
factory production
U
تولید کارخانهای
cost of production
U
هزینه تولید
produced
U
تولید کردن
chymification
U
تولید کیموس
chylification
U
تولید کیلوس
carcinogenesis
U
تولید سرطان
beep
U
تولید صدا
produces
U
تولید کردن
begetting
U
تولید کردن
procreated
U
تولید کردن
procreates
U
تولید کردن
elasticity of production
U
کشش تولید
procreating
U
تولید کردن
energy production
U
تولید انرژی
energy production
U
تولید نیرو
beget
U
تولید کردن
factor of production
U
عامل تولید
begets
U
تولید کردن
beeping
U
تولید صدا
beeps
U
تولید صدا
aggregate production function
U
تابع تولید کل
productions
U
تولید محصول
report generation
U
تولید گزارش
productions
U
تولید کردن
aggradation of permafrost
U
تولید شبنم
production factors
U
عوامل تولید
factors of production
U
عوامل تولید
agents of production
U
عوامل تولید
production
U
تولید دستهای
productivity
U
قابلیت تولید
productions
U
تولید دستهای
average product
U
تولید متوسط
begat
U
تولید کردن
capital intensive technique
U
فن تولید سرمایه بر
raise
U
تولید کردن
raises
U
تولید کردن
beeped
U
تولید صدا
produce
U
تولید کردن
fetch up
U
تولید کردن
calorification
U
تولید حرارت
bring forward
U
تولید کردن
branches of production
U
شاخههای تولید
production
U
تولید محصول
ingenerate
U
تولید کردن
period of production
U
دوره تولید
production program
U
برنامه تولید
production programme
U
برنامه تولید
production routine
U
روال تولید
generates
U
تولید کردن
production account
U
حساب تولید
production capacity
U
فرفیت تولید
generated
U
تولید کردن
production coefficient
U
ضریب تولید
production control
U
کنترل تولید
production cost
U
هزینه تولید
production efficiency
U
کارائی تولید
production efficiency
U
کارائی در تولید
generate
U
تولید کردن
production engineer
U
مهندس تولید
production process
U
جریان تولید
pilot production
U
تولید نمونه
potential output
U
تولید بالقوه
power of production
U
نیروی تولید
manufactures
U
تولید کردن
manufactured
U
تولید کردن
manufacture
U
تولید کردن
producible
U
قابل تولید
production index
U
شاخص تولید
production management
U
مدیریت تولید
production method
U
روش تولید
production part
U
بخش تولید
production period
U
دوره تولید
volume of production
U
حجم تولید
production process
U
فرایند تولید
generating
U
تولید کردن
production facility
U
سهولت تولید
production frontier
U
مرز تولید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com