Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
make
U
رسیدن به ساخت
makes
U
رسیدن به ساخت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the end sanctifies the means
U
خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
work in progress
U
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process
U
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic
U
ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
beats
U
گریختن ازچنگ مدافع رسیدن به پایگاه پیش از رسیدن توپ بیس بال صدای منظم پای اسب
beat
U
گریختن ازچنگ مدافع رسیدن به پایگاه پیش از رسیدن توپ بیس بال صدای منظم پای اسب
to come in first
U
پیش ازهمه رسیدن زودترازهمه رسیدن
to come to a he
U
باوج رسیدن بمنتهادرجه رسیدن
os/
U
سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
escalating
U
رسیدن
befell
U
در رسیدن
escalated
U
رسیدن
escalates
U
رسیدن
befalls
U
در رسیدن
befalling
U
در رسیدن
befallen
U
در رسیدن
befall
U
در رسیدن
accede
U
رسیدن
acceded
U
رسیدن
accedes
U
رسیدن
arrived
U
رسیدن
arriving
U
رسیدن
arrival
U
رسیدن
arrives
U
رسیدن
aim
U
رسیدن
arrive
U
رسیدن
take in (money)
<idiom>
U
رسیدن
comes
U
رسیدن
come
U
رسیدن
acceding
U
رسیدن
escalate
U
رسیدن
arr
U
رسیدن
to fetch up
U
رسیدن
run up
U
رسیدن
to d. up with
U
رسیدن به
to come to hand
U
رسیدن
light or lighted
U
رسیدن
to come to a he
U
رسیدن
aimed
U
رسیدن
to come by
U
رسیدن
to catch up
U
رسیدن به
land
U
رسیدن
to get at
U
رسیدن به
get at
U
رسیدن به
peer
U
رسیدن
attains
U
رسیدن
attaining
U
رسیدن
attained
U
رسیدن
to see to
U
رسیدن
attain
U
رسیدن
peering
U
رسیدن
peered
U
رسیدن
overtake
U
رسیدن به
overtaken
U
رسیدن به
overtakes
U
رسیدن به
aims
U
رسیدن
maturate
U
رسیدن
reached
U
رسیدن
catch up
U
رسیدن به
get
U
رسیدن
gets
U
رسیدن
getting
U
رسیدن
reach
U
رسیدن به
reached
U
رسیدن به
reaches
U
رسیدن به
reach
U
رسیدن
accru
U
رسیدن
attaint
U
رسیدن به
approach
U
رسیدن
approached
U
رسیدن
reaches
U
رسیدن
reaching
U
رسیدن به
reaching
U
رسیدن
expire
U
به سر رسیدن
approaches
U
رسیدن
generations
U
ساخت
performance
U
ساخت
generation
U
ساخت
construction
U
ساخت
manufacturing
U
ساخت
composition
U
ساخت
built
U
ساخت
formation
U
ساخت
manufactory
U
ساخت
texture
U
ساخت
make up
U
ساخت
textures
U
ساخت
invenit
U
ساخت
design
U
ساخت
constructions
U
ساخت
habitus
U
ساخت
designs
U
ساخت
performances
U
ساخت
manufactured
U
ساخت
manufacture
U
ساخت
fabrication
U
ساخت
unstructured
U
بی ساخت
manufactures
U
ساخت
workmanship
U
ساخت
structures
U
ساخت
structuring
U
ساخت
conformation
U
ساخت
structure
U
ساخت
forms
U
ساخت
fecit
U
ساخت
compositions
U
ساخت
formed
U
ساخت
substandard
U
بد ساخت
form
U
ساخت
syntheses
U
ساخت
synthesis
U
ساخت
making
U
ساخت
make-up
U
ساخت
forereach
U
فرا رسیدن
meet of approval of
U
به تصویب ..... رسیدن
peter
U
بپایان رسیدن
consummating
U
بوصال رسیدن
consummates
U
بوصال رسیدن
consummated
U
بوصال رسیدن
finishes
U
به انتها رسیدن
consummate
U
بوصال رسیدن
overgo
U
رسیدن به گذشتن
strands
U
مسیر رسیدن
outjockey
U
در رسیدن پوشاندن
on station
U
رسیدن به هدف
fetch up
U
به نتیجه رسیدن
come about
U
بانجام رسیدن
grow up
U
به سن بلوغ رسیدن
strand
U
مسیر رسیدن
come down by inheritance
U
به ارث رسیدن
vanish
U
به صفر رسیدن
vanished
U
به صفر رسیدن
vanishes
U
به صفر رسیدن
vanishing
U
به صفر رسیدن
land vi
U
بزمین رسیدن
descend
U
به ارث رسیدن
descends
U
به ارث رسیدن
handed down
U
به تواتر رسیدن
finish
U
به انتها رسیدن
go round
U
به همه رسیدن
to fall due
U
موعد رسیدن
come to the point
<idiom>
U
به نکتهاصلی رسیدن
dead end
<idiom>
U
به آخرخط رسیدن
down to the wire
<idiom>
U
به آخر خط رسیدن
get hold of (something)
<idiom>
U
به مالکیت رسیدن
get on in years
<idiom>
U
به سن پیری رسیدن
have it
<idiom>
U
به جواب رسیدن
taper off
<idiom>
U
کم کم به آخر رسیدن
to the eye
<idiom>
U
به نظر رسیدن
to the wall
<idiom>
U
به آخر خط رسیدن
come to terms
<idiom>
U
به موافقت رسیدن
at the end of one's rope
<idiom>
U
به آخرخط رسیدن
to go round
U
به همه رسیدن
to meet the a of
U
به تصویب رسیدن
to pay the penalty of
U
بسزای .... رسیدن
to round into a man
U
بمردی رسیدن
to run out
U
بپایان رسیدن
to strike oil
U
بنفت رسیدن
to wait
U
خدمت رسیدن
wrap up
U
به نتیجه رسیدن
last straw
<idiom>
[به آخر خط رسیدن]
Welcome back.
U
رسیدن بخیر
To reach ones destination.
U
بمقصد رسیدن
matures
U
به حد کمال رسیدن
to turn out
U
به پایان رسیدن
cubes
U
بقوه سه رسیدن
cube
U
بقوه سه رسیدن
to reach a place
U
بجایی رسیدن
over
U
به انتها رسیدن
over-
U
به انتها رسیدن
reach an agreement
U
به توافق رسیدن
receives
U
رسیدن پذیرفتن
strike oil
U
به نفت رسیدن
peaks
U
به قله رسیدن
receive
U
رسیدن پذیرفتن
to be late
U
دیر رسیدن
pull up to
U
به چیزی رسیدن
pull up with
U
به چیزی رسیدن
run out
U
باخر رسیدن
to come to an end
U
بپایان رسیدن
to come to a point
U
بنوک رسیدن
deduction
U
از کل به جزء رسیدن
to come to a end
U
به پایان رسیدن
to be approved
U
به تصویب رسیدن
mature
U
به حد کمال رسیدن
to be duly punished for
U
به کیفر ..... رسیدن
to a greatness
U
به بزرگی رسیدن
to attain on's majority
U
بحدرشد رسیدن
peaking
U
به قله رسیدن
to draw level
U
بحریف رسیدن
to draw to an end
U
بته رسیدن
peak
U
به قله رسیدن
mental structure
U
ساخت ذهنی
american make
U
ساخت امریکایی
class structure
U
ساخت طبقاتی
new built
U
تازه ساخت
newmade
U
تازه ساخت
new buit
U
تازه ساخت
block structure
U
ساخت کندهای
block structured
U
با ساخت کندهای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com