English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
transfuse U رسوخ یافتن در تزریق کردن در
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
transfusions U رسوخ تزریق خون
transfusion U رسوخ تزریق خون
pierce U رسوخ کردن
transpierce U رسوخ کردن
perforate U رسوخ کردن
perforates U رسوخ کردن
pierces U رسوخ کردن
perforating U رسوخ کردن
imbued U رسوخ کردن در اغشتن
imbue U رسوخ کردن در اغشتن
imbues U رسوخ کردن در اغشتن
imbuing U رسوخ کردن در اغشتن
break into the market U در بازار رسوخ کردن
hypodermic injection U تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
soak U خیس خوردن رسوخ کردن
soaks U خیس خوردن رسوخ کردن
perfuse U تزریق کردن
syringes U تزریق کردن
syringe U تزریق کردن
injected U تزریق کردن
inject U تزریق کردن
injects U تزریق کردن
sprayed U تزریق کردن
sprays U تزریق کردن
immit U تزریق کردن
injecting U تزریق کردن
spraying U تزریق کردن
spray U تزریق کردن
flame spray U تزریق کردن شعلهای
iodize U یود تزریق کردن
needle U با سوزن تزریق کردن
needled U با سوزن تزریق کردن
needles U با سوزن تزریق کردن
needling U با سوزن تزریق کردن
throwin U در دنده انداختن تزریق کردن
mainlines U مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlining U مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainline U مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
shoot up <idiom> U مواد را از راه تزریق مصرف کردن
mainlined U مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
instilling U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilled U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
penetrated U رسوخ
penetrate U رسوخ
oozes U رسوخ
interpenetration U رسوخ
penetrates U رسوخ
oozed U رسوخ
sink U رسوخ
oozing U رسوخ
seeping U رسوخ
sinks U رسوخ
ooze U رسوخ
resoluteness U رسوخ
staunchness U رسوخ
seep U رسوخ
seeped U رسوخ
seeps U رسوخ
seepage U رسوخ
penetrating U رسوخ کننده
penetrant U رسوخ کننده
impregnable U رسوخ ناپذیر
transudation U نفوذ رسوخ
impenetrable U غیر قابل رسوخ
profoundness U سنگینی رسوخ یا نفوذزیاد
break through U رسوخ مظفرانه پیشرفت غیرمنتظره
propagate U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates U گشترش یافتن یا نشر یافتن
meet U : برخورد کردن یافتن
meets U : برخورد کردن یافتن
amending U بهتر کردن بهبودی یافتن
migrate U سیر کردن انتقال یافتن
amended U بهتر کردن بهبودی یافتن
gains U کسب کردن باز یافتن
terminates U محدود کردن خاتمه یافتن
mend U رفو کردن بهبودی یافتن
gained U کسب کردن باز یافتن
terminated U محدود کردن خاتمه یافتن
exchanged U عوض کردن تسعیر یافتن
mends U رفو کردن بهبودی یافتن
exchanging U عوض کردن تسعیر یافتن
amend U بهتر کردن بهبودی یافتن
terminate U محدود کردن خاتمه یافتن
migrating U سیر کردن انتقال یافتن
mended U رفو کردن بهبودی یافتن
exchanges U عوض کردن تسعیر یافتن
exchange U عوض کردن تسعیر یافتن
migrates U سیر کردن انتقال یافتن
strengthen U تقویت یافتن تحکیم کردن
improved U بهبودی یافتن پیشرفت کردن
migrated U سیر کردن انتقال یافتن
strengthens U تقویت یافتن تحکیم کردن
improve U بهبودی یافتن پیشرفت کردن
improves U بهبودی یافتن پیشرفت کردن
strengthened U تقویت یافتن تحکیم کردن
improving U بهبودی یافتن پیشرفت کردن
gain U کسب کردن باز یافتن
trial and error <idiom> U یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
locates U 1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
located U 1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
extend U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extends U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
locate U 1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
henpeck U سعی کردن برای تفوق یافتن
extending U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
center U کانونی کردن تمرکز یافتن مرکز
locating U 1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
adjourned U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourning U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourn U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourns U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
head-hunting <idiom> U جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
paragon U رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragons U رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
flowed U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flow U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flows U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
intinction U تزریق
injections U تزریق ها
infusions U تزریق
infusion U تزریق
sprayed U تزریق
injective function U تزریق
jab [British] [colloquial] U تزریق
low level injection U تزریق کم
sprays U تزریق
spraying U تزریق
transfusion U تزریق
shot U تزریق
jab [colloquial] U تزریق
shots U تزریق
transfusions U تزریق
spray U تزریق
mud injection U تزریق گل
mud grouting U تزریق گل
injection U تزریق
nympholept U کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
grout curtain U پرده تزریق
metal spraying تزریق فلزی
grouting galleries U مجاری تزریق
grouting gallery U دالان تزریق
spartter U تزریق کننده
grout hole U چاه تزریق
cement grouting U تزریق سیمان
drilled grout hole U سوراخ تزریق
blast injection engine U موتور تزریق دم
grout hole U سوراخ تزریق
drilled grout hole U چاه تزریق
blanket grouting U تزریق سطحی
vaccinophobia U تزریق هراسی
gas injection U تزریق بنزین
gun U دستگاه تزریق
guns U دستگاه تزریق
fule injection U تزریق سوخت
inspirator U تزریق کننده
injection capacity U فرفیت تزریق
injection efficiency U بازده تزریق
injection grid U شبکه تزریق
injection level U سطح تزریق
injection of money U تزریق پول
injection point U نقطه تزریق
injector U تزریق کننده
injector U الت تزریق
injector valve U سوپاپ تزریق
intake well U چاه تزریق
spary gun U تلمبه تزریق
spary gun U پیستوله تزریق
spartter loss U تلف تزریق
chemical consolidation U تزریق شیمیایی
chemical grouting U تزریق شیمیایی
chemical injection U تزریق شیمیایی
perfusion U تزریق وریدی
clay grouting U تزریق خاک رس
pilot injection U تزریق مقدماتی
malfunctioned U تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctions U تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunction U تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
injector pump U پمپ تزریق سوخت
metal spray gun U تلمبه تزریق فلز
fuel injection system U سیستم تزریق سوخت
injection timing U تنظیم مقدار تزریق
grouting U تزریق دوغاب سیمان
grouted alluvium U ابرفت تزریق شده
grease injector U تزریق کننده گریس
airless solid injection U تزریق بدون کمپرسور
gas injection method U روش تزریق گاز
jetting tube U لوله تزریق در حفاری
hypodermic U تزریق زیر جلدی
hypodermics U تزریق زیر جلدی
hypo U تزریق زیر جلدی
petrol injection pump U پمپ تزریق بنزین
concrete gun U دستگاه تزریق بتن
injection U داروی تزریق کردنی
petrol injection motor U موتور تزریق بنزینی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com