Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
media
U
رسانه ها واسطه ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
i/o
U
فایلی که محتوای آن از رسانه ذخیره سازی به رسانه جانبی انتقال می یابد
sequential access
U
روش بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی با شروع از ابتدای رسانه
optical
U
رسانه ذخیره سازی داده با استفاده از رسانه هایی مثل دیسک نوری و..
mediums
U
واسطه
agencies
U
واسطه
agent
U
واسطه
agency
U
واسطه
mediator
U
واسطه
mediators
U
واسطه
go between
U
واسطه
by reason of
U
واسطه
commissioners
U
واسطه
commissioner
U
واسطه
intermediary
U
واسطه
intermediaries
U
واسطه
medium
U
واسطه
brokers
U
واسطه
brokering
U
واسطه
brokered
U
واسطه
broker
U
واسطه
immediate
U
بی واسطه
intermediate
U
واسطه
middlemen
U
واسطه
middleman
U
واسطه
interagent
U
واسطه
instrumentality
U
واسطه
intermediator
U
واسطه
intermedium
U
واسطه
intermediate exchange
U
واسطه
jobber
U
واسطه
agents
U
واسطه
inductor
U
واسطه
jobber
U
بازرگان واسطه
medium
U
میانجی واسطه
intermediate transmitter
U
فرستنده واسطه
intermediate reaction
U
واکنش واسطه
intermediate product
U
فراورده واسطه
medium
U
واسطه دلال
intermediate product
U
محصول واسطه
intermediate objective
U
هدف واسطه
mediums
U
میانجی واسطه
mean proportional
U
واسطه هندسی
mediation
U
واسطه گری
rug dealer
U
واسطه فرش
tumbler lever
U
اهرم واسطه
tumble gear
U
چرخ واسطه
transition element
U
عنصر واسطه
standard interface
U
واسطه استاندارد
shipbroker
U
واسطه حمل
relay station
U
ایستگاه واسطه
real estate broker
U
واسطه املاک
post transition metals
U
فلزات پس واسطه
panderer
U
واسطه کار بد
onthat account
U
بان واسطه
intermediate layer
U
قشر واسطه
mediums
U
واسطه دلال
intermediate contact
U
کنتاکت واسطه
intermediate compound
U
ترکیب واسطه
intermediate complex
U
کمپلکس واسطه
pandered
U
واسطه کار بد
insurance broker
U
واسطه بیمه
authorised clerk
U
واسطه مجاز
bill broker
U
واسطه تنزیل
direct
<adj.>
U
بدون واسطه
chapman
U
واسطه سیار
commodity broker
U
واسطه کالا
customs agent
U
واسطه گمرک
financial intermediary
U
واسطه مالی
inermediate frequency
U
بسامد واسطه
immediateness
U
عدم واسطه
intermediate coupling
U
پیوست واسطه
immediately
U
بدون واسطه
intermediate grid
U
شبکه واسطه
intermediate goods
U
کالاهای واسطه
pander
U
واسطه کار بد
owing to the fact that
U
به واسطه اینکه
pandering
U
واسطه کار بد
panders
U
واسطه کار بد
agent
U
واسطه عامل
intermediate field
U
میدان واسطه
agents
U
واسطه عامل
shell
U
برنامه واسطه
shelling
U
برنامه واسطه
shells
U
برنامه واسطه
jobbing
U
واسطه بازرگانی
inductor
U
واسطه القاء
media
U
واسطه ها وسیله ها
financial intermediary
U
موسسه مالی واسطه
virgin medium
U
واسطه دست نخورده
interceder
U
شفاعت کننده واسطه
brokered
U
واسطه معاملات بازرگانی
customs broker
U
واسطه امور گمرکی
brokering
U
واسطه معاملات بازرگانی
brokers
U
واسطه معاملات بازرگانی
intermediate frequency transformer
U
مبدل بسامد واسطه
jobbing
U
عمل واسطه گری
inner transition elements
U
عناصر واسطه داخلی
direct support
U
تکیه گاه بی واسطه
tumble gear
U
چرخ دنده واسطه
transition series
U
گروه عناصر واسطه
intermediate frequency amplifier
U
فزونساز بسامد واسطه
psychic
U
واسطه پدیده روحی
mediately
U
یا واسطه بطور ناراسته
immediacy
U
مستقیم و بی واسطه بودن
indirect support
U
تکیه گاه بی واسطه
intermediate contour
U
میزان منحنی واسطه
forwarding agent
U
واسطه حمل و نقل
customs agent
U
واسطه کارهای گمرکی
broker
U
واسطه معاملات بازرگانی
freight forwarder
U
واسطه حمل و نقل کالا
relay
U
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
leads
U
سیم واسطه زاویه پیشگیری
lead
U
سیم واسطه زاویه پیشگیری
relayed
U
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relays
U
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
fix someone up with someone
<idiom>
U
واسطه برای قرار ملاقات دونفر
elapsation
U
ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
diastase
U
دیاستاز واسطه پدیده های حیاتی
To meciate . To intervene .
U
پا درمیانی کردن ( واسطه یا میانجی شدن )
mediatrix
U
زنی که واسطه بین خدا وخلق باشد
way station
U
ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
leachate
U
مایعی که بوسله شستشو ازخاک یا واسطه دیگری بگذرد
confirming house
U
موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
media
U
رسانه ها
medium
U
رسانه
vehicle
U
رسانه
mediums
U
رسانه
channel
U
رسانه
vehicles
U
رسانه
channeled
U
رسانه
channelled
U
رسانه
channeling
U
رسانه
channels
U
رسانه
forbidden fruits
U
چیزی که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان ارزو میکند
forbidden fruit
U
چیزی که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان ارزو میکند
input media
U
رسانه ورودی
data medium
U
رسانه داده ها
multimedia
U
چند رسانه
vehicle
U
حامل رسانه
vehicles
U
حامل رسانه
answer/originate
U
رسانه ارتباطی
media conversion
U
تبدیل رسانه ها
transfer medium
U
رسانه انتقال
media eraser
U
رسانه پاک کن
end of medium
U
انتهای رسانه
empty medium
U
رسانه تهی
hypermedia
U
مافوق رسانه
magnetic media
U
رسانه مغناطیسی
media specialist
U
متخصص رسانه ها
virgin medium
U
رسانه بکر
output media
U
رسانه خروجی
discs
U
رسانه مغناطیسی دیسک
disc
U
رسانه مغناطیسی دیسک
secondary storage medium
U
رسانه انباره ثانوی
intermediate area
U
منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
storage
U
هر رسانه ذخیره سازی داده
secondary
U
هر رسانه ذخیره سازی داده
auxiliaries
U
هر رسانه ذخیره سازی داده
auxiliary
U
هر رسانه ذخیره سازی داده
wraparound
U
توسعه و بسط اتوماتیک خطی از یک متن به دو خط یا بیشتر به واسطه محدودیت ناحیهای از صفحه نمایش
multiplex
U
ترکیب چندین پیام در یک رسانه ارسال
reads
U
بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی
read
U
بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی
erase
U
پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
peripheral
U
انتقال داده بین CPU و رسانه جانبی
gap
U
فضای بین نوک خواندن و رسانه مغناطسی
erases
U
پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
output
U
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
media circus
U
تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
erasing
U
پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
play back
U
خواندن داده یا سیگنال از رسانه ذخیره سازی
erased
U
پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
outputs
U
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
mfm
U
روش ذخیره داده روی رسانه مغناطیسی
gaps
U
فضای بین نوک خواندن و رسانه مغناطسی
media hype
U
تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
physical
U
توان و رسانه ارسال سیگنال را بیان میکند
channel
U
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
channeled
U
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
delete
U
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
channeling
U
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
answered
U
زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
channelled
U
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
magneto optical recording
U
رسانه ذخیره سازی که از دیسک نوری استفاده میکند
end
U
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
reads
U
رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
saturation
U
خطای ناشی ازاشباع رسانه ذخیره سازی مغناطیسی
check
U
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checked
U
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checks
U
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
deleting
U
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deletes
U
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleted
U
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
modified frequency modulation
U
روش ذخیره سازی داده روی رسانه مغناطیسی
answers
U
زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
ends
U
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
ended
U
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
answering
U
زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
channels
U
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
peripheral
U
رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com