English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 28 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to take eggs for money U را با دربرابر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
against U دربرابر
to U دربرابر
resistor U اسباب مقاوم دربرابر برق
resistors U اسباب مقاوم دربرابر برق
resister U اسباب مقاوم دربرابر برق
resisters U اسباب مقاوم دربرابر برق
contender U مدعی دربرابر قهرمان
contenders U مدعی دربرابر قهرمان
endure U بردباری کردن دربرابر
endured U بردباری کردن دربرابر
endures U بردباری کردن دربرابر
along side of U دربرابر
brake lining U مادهای با کارایی خوب دربرابر اصطکاک و مقاومت دربرابر حرارت زیاد
copy protection U حفافت دربرابر کپی
counterplot U دسیسه دربرابر دسیسه توط ئه متقابل
dure U بردباری کردن دربرابر
in contradistinction to U دربرابر
in contrast with U دربرابر
in d. from U دربرابر
monel U الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
on payment U دربرابر پول
outdare U تحریک بجنگ کردن دوام اوردن دربرابر
outride U دربرابر طوفان ایستادگی کردن در مسابقه چیره شدن
plasma plating U ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
strength under tangential loading U مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
to i.a person for his actions U کسیرا ازمسئولیت قانونی دربرابر کرده هایش رهاکردن
ultimate compressive strength U حداکثر مقاومت دربرابر فشار
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com