English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
driveways U راه اختصاصی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
private U اختصاصی خصوصی
privates U اختصاصی خصوصی
allocation U اختصاصی
allocations U اختصاصی
character U صفت اختصاصی
characters U صفت اختصاصی
reservation U قطعه زمین اختصاصی
reservations U قطعه زمین اختصاصی
trait U نشان اختصاصی
traits U نشان اختصاصی
distinctively U بطورمشخص یا اختصاصی بروجه تمیز
individual U اختصاصی فردی یک نفر سرباز
individual U اختصاصی
individuals U اختصاصی فردی یک نفر سرباز
individuals U اختصاصی
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty U رشته اختصاصی
characteristic U صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristically U صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
specialises U اختصاصی کردن
specialising U اختصاصی کردن
specialize U اختصاصی کردن
specializes U اختصاصی کردن
specializing U اختصاصی کردن
allotment U منابع اختصاصی
allotments U منابع اختصاصی
technical U اختصاصی
separate U علیحده اختصاصی
separated U علیحده اختصاصی
separates U علیحده اختصاصی
distinguishing U مشخص اختصاصی
patent medicine U داروی اختصاصی
patent medicines U داروی اختصاصی
dedicated U اختصاصی
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities U رشته اختصاصی
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality U رشته اختصاصی
proprietary U اختصاصی
landmark U نشان اختصاصی
landmarks U نشان اختصاصی
privy U محرم اسرار اختصاصی
additional outlet U انشعاب اختصاصی
appropriated surplus U ذخیره اختصاصی
appropriation U ذخیره اختصاصی
appropriative U اختصاصی
calloc U در برنامه نویسی C دستور اختصاصی حافظه به برنامه
characterization U توصیف صفات اختصاصی
custom built U سفارشی تهیه شده اختصاصی
dedicated computer U کامپیوتر اختصاصی
dedicated device U دستگاه اختصاصی
dedicated file server U خدمتگذار فایل اختصاصی
dedicated lines U خطوط اختصاصی
dedicated system U سیستم اختصاصی
dedicated word processor U کلمه پرداز اختصاصی
earmarked stock U موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
harmonic selective ringing U تلفن اختصاصی همساز
lacunar amnesia U یادزدودگی اختصاصی
localized amnesia U یادزدودگی اختصاصی
local theory U نظریه اختصاصی
narrative statement U عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی در شروع برنامه اختصاصی میدهد
native compiler U کامپایلر اختصاصی
native language U زبان اختصاصی
netware U سیستم عامل شبکه اختصاصی ساخت Novell
non specific factors of production U عوامل غیر اختصاصی تولید
occupation crossing U پل اختصاصی
parts peculiar U قطعات اختصاصی
post exchange U فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
proprietary file format U قالب فایل اختصاصی
proprietary goods U کالاهای اختصاصی
proprietary program U برنامه اختصاصی
service peculiar U امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
several fishery U محل صید اختصاصی ماهی صیدگاه اختصاصی
special ability U توانایی اختصاصی
special tribunal U دادگاه اختصاصی
specific search U تجسس اختصاصی منطقه
specific variance U پراکنش اختصاصی
specificity U اختصاصی بودن
specified command U فرماندهی اختصاصی فرماندهی نیروی اختصاصی
specified command U نیروی اختصاصی
suigeneris U اختصاصی منحصر بفرد
the peculiarities of mammals U نشانهای اختصاصی پستانداران
a dedicated wiring circuit U یک مدار الکتریکی اختصاصی
a dedicated line U یک خط [سیم] اختصاصی
a dedicated server U [رایانه] خدمتگذار اختصاصی
aedes U زیارتگاه اختصاصی
aedis U زیارتگاه اختصاصی
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com