Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
poll
U
راس کلاه
polled
U
راس کلاه
polls
U
راس کلاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fraudulent
U
کلاه بردار
cloche
U
کلاه تنگ وچسبان برای خانم ها
cloches
U
کلاه تنگ وچسبان برای خانم ها
fraud
U
کلاه برداری
frauds
U
کلاه برداری
sou'wester
U
کلاه مخصوص مواقع توفانی دریا
casket
U
کلاه خدمت
caskets
U
کلاه خدمت
mortarboard
U
کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
mortarboards
U
کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
capping
U
کلاه سازی
milliner
U
کلاه فروش
milliner
U
زنی که کلاه زنانه میدوزد
milliners
U
کلاه فروش
milliners
U
زنی که کلاه زنانه میدوزد
plume
U
پر کلاه زنان تل
plumes
U
پر کلاه زنان تل
panama hat
U
کلاه پاناما
panama hats
U
کلاه پاناما
peak
U
کلاه نوک تیز
peaking
U
کلاه نوک تیز
peaks
U
کلاه نوک تیز
hatter
U
کلاه فروش
mask
U
کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
masks
U
کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
fez
U
کلاه قرمز منگوله دار فس
fezzes
U
کلاه قرمز منگوله دار فس
square
U
مرتب کردن کلاه
squared
U
مرتب کردن کلاه
squares
U
مرتب کردن کلاه
squaring
U
مرتب کردن کلاه
poncho
U
بارانی سبک کلاه دار
ponchos
U
بارانی سبک کلاه دار
swindler
U
کلاه گذار
swindler
U
کلاه بردار
swindlers
U
کلاه گذار
swindlers
U
کلاه بردار
foolscap
U
کلاه شیطانی مخصوص دلقک ها
bowler
U
نوعی کلاه لبه دار کسی که باگلوله یاگوی بازی میکند
bowlers
U
نوعی کلاه لبه دار کسی که باگلوله یاگوی بازی میکند
cask
U
کلاه جنگی کلاه خود
casks
U
کلاه جنگی کلاه خود
bonnet
U
نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه
bonnet
U
کلاه سرگذاشتن
bonnets
U
نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه
bonnets
U
کلاه سرگذاشتن
kiosk
U
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
kiosks
U
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
helmet
U
کلاه خود
helmet
U
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
helmet
U
کلاه اهنی
helmets
U
کلاه خود
helmets
U
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
helmets
U
کلاه اهنی
pergola
U
کلاه فرنگی
pergolas
U
کلاه فرنگی
pavilion
U
عمارت کلاه فرنگی
pavilion
U
کلاه فرنگی
pavilions
U
عمارت کلاه فرنگی
pavilions
U
کلاه فرنگی
derbies
U
نوعی کلاه نمدی لبه دار
derby
U
نوعی کلاه نمدی لبه دار
outfox
U
کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxed
U
کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxes
U
کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxing
U
کلاه سرکسی گذاشتن
wig
U
کلاه گیس
wigs
U
کلاه گیس
swindle
U
کلاه برداری
swindle
U
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindled
U
کلاه برداری
swindled
U
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindles
U
کلاه برداری
swindles
U
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
defraud
U
کلاه برداری کردن
defrauded
U
کلاه برداری کردن
defrauding
U
کلاه برداری کردن
defrauds
U
کلاه برداری کردن
crook
U
ادم قلابی کلاه بردار
crooking
U
ادم قلابی کلاه بردار
crooks
U
ادم قلابی کلاه بردار
Welsh
U
کلاه گذاشتن
silks
U
ژاکت و کلاه مخصوص سوارکار یا ارابه ران
hood
U
باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
hood
U
کلاه خود
hood
U
کلاه اهنی
hoods
U
باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
hoods
U
کلاه خود
hoods
U
کلاه اهنی
mantle
U
کلاه توری
mantles
U
کلاه توری
fraudulence
U
کلاه برداری
turban
U
کلاه عمامه مانند
turbans
U
کلاه عمامه مانند
top hat
U
کلاه مردانه استوانهای
top hats
U
کلاه مردانه استوانهای
nightcap
U
شب کلاه
nightcaps
U
شب کلاه
beaver
U
قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
beavers
U
قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
Other Matches
phyrgian cap
U
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry
U
نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
To live on borrowed money . To play for time .
U
این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
get round the law
U
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
jasey
U
کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
modiste
U
کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
bilk
U
کلاه سر
jack a dandy
U
کج کلاه
panache
U
پر کلاه
aigret
U
گل کلاه
beau
U
کج کلاه
pretty fellow
U
کج کلاه
chapeau
U
کلاه
pompom
U
گل کلاه
cappa
U
کلاه
headgear
U
کلاه
ice cap
U
یخ کلاه
ice-cap
U
یخ کلاه
ice-caps
U
یخ کلاه
opera hat
U
کلاه له شو
hat
U
کلاه
hats
U
کلاه
head piece
U
کلاه
cap
U
کلاه
capped
U
کلاه
balaclavas
U
کلاه دوچشمی
fop
U
کج کلاه ابله
door lintel
U
کلاه چهارچوب
galea
U
کلاه خود
d's cap
U
کلاه قیفی
crush hat
U
کلاه بازیگرخانه
cockade
U
نشان کلاه
gaud
U
کلاه برداری
fools cap
U
کلاه قیفی
casque
U
کلاه خود
black cap
U
کلاه سیاه
balaclava
U
کلاه دوچشمی
hat
U
کلاه کاردینالی
hats
U
کلاه کاردینالی
hatbox
U
جعبه کلاه
cock
U
کج نهادگی کلاه
cocking
U
کج نهادگی کلاه
cocks
U
کج نهادگی کلاه
skullcap
U
کلاه بره
skullcaps
U
کلاه بره
berets
U
کلاه بره
tiara
U
کلاه پادشاهی
tiaras
U
کلاه پادشاهی
hatboxes
U
جعبه کلاه
beret
U
کلاه بره
bareheaded
U
بدون کلاه
belvedere
U
کلاه فرنگی
belvidere
U
کلاه فرنگی
streamers
U
نوارلباس یا کلاه
stetsons
U
کلاه کابوی
stetson
U
کلاه وسترن
stetson
U
کلاه کابوی
rip-offs
U
کلاه برداری
rip-off
U
کلاه برداری
hatpins
U
گیرهی کلاه
hatpin
U
گیرهی کلاه
hairpieces
U
کلاه گیس
hairpiece
U
کلاه گیس
crash helmets
U
کلاه ایمنی
stetsons
U
کلاه وسترن
trilbies
U
کلاه شاپو
rug
[American E]
U
کلاه گیس
avant-sorps
U
کلاه فرنگی
rain hat
کلاه بارانی
rain cap
کلاه کریلی
bathing caps
U
کلاه حمام
bathing cap
U
کلاه حمام
peruke
U
کلاه گیس
periwig
U
کلاه گیس
mutch
U
کلاه کتانی
miyred
U
کلاه دار
kepi
U
کلاه کپی
high hat
U
کلاه بلند
helmet liner
U
کلاه کاسک
helmet liner
U
کلاه فیبری
hat tree
U
کلاه اویز
hat in hand
U
کلاه دردست
petasus
U
کلاه بالدار
pitch cap
U
کلاه زفت
welch
U
کلاه گذاشتن
uncap
U
کلاه از سر برداشتن
tricorn
U
کلاه سه ترک
tricone
U
کلاه سه ترک
summer house
U
کلاه فرنگی
steel helmet
U
کلاه اهنی
steel cap
U
کلاه فولادی
snowcap
U
برف کلاه
service cap
U
کلاه خدمت
postiche
U
کلاه گیس
hat block
U
قالب کلاه
streamer
U
نوارلباس یا کلاه
steel helmet
U
کلاه خود اهنی
postilion
U
نوعی کلاه زنانه
lappet
U
لبه اویخته کلاه
porringer
U
کلاه کاسه مانند
postillion
U
نوعی کلاه زنانه
pot hat
U
کلاه وکلای دادگستری
head gear
U
کلاه تمرین بوکس
headharness
U
کلاه تمرین بوکس
i was bitten
U
کلاه سرم رفت
chatri
U
[کلاه فرنگی هندی]
neck or nothing
U
یا سر میرود یا کلاه می اید
miyred
U
مانند کلاه اسقف
headguard
U
کلاه تمرین بوکس
periwig
U
کلاه گیس زدن
periwigged
U
کلاه گیس دار
mitriform
U
مانند کلاه اسقف
leghorn
U
کلاه سبدی ایتالیایی
porkpie hat
U
کلاه تمام لبه
shako
U
کلاه بلند نظامی
shiner
U
ستاره کلاه ابریشمی
To search ones conscience .
U
کلاه خود را قا ضی کردن
She was left out in the cold . she was left high and dry .
U
سرش بی کلاه ماند
palm off
<idiom>
U
سرکسی کلاه گذاشتن
take for a ride
<idiom>
U
سرکسی کلاه گذاشتن
To puff with pride.
<proverb>
U
باد در کلاه افکندن.
give right arm
<idiom>
U
کلاه به آسمان انداختن
casita
U
[کلاه فرنگی کوچک]
gloriette
U
عمارت کلاه فرنگی
hooded anorak
U
کاپشن کلاه دار
to bewig
U
کلاه گیس زدن
crash helmets
U
کلاه خود ایمنی
boaters
U
کلاه حصیری لبهدار
sun hat
U
کلاه افتاب گیر
sung hat
U
کلاه افتاب گیر
sunbonnet
U
کلاه افتابی زنانه
tin hat
U
کلاه خود فلزی
tipcat
U
کلاه نوک تیز
to block a hat
U
قالب کردن یک کلاه
to bonnet a person
U
کلاه سرکسی گذاشتن
to sel a person a pup
U
کلاه کسیرا برداشتن
tri corn
U
کلاه سه گوشه سه شاخه
unbonnet
U
کلاه رااز سربرداشتن
wigmaker
U
کلاه گیس ساز
with intent to defraud
U
بقصد کلاه برداری
burgonet
U
نوعی کلاه خود
aigrette
U
مرغ ماهیخوار کلاه پر
gaskets
U
یکنوع کلاه کاسک
busby
U
یکجور کلاه پوستی
be covered
U
کلاه برسر بگذارید
cucullate
U
شبیه کلاه خود
gasket
U
یکنوع کلاه کاسک
belvedere
U
کلاه فرنگی مهتابی
capeline
U
کلاه خود کوچک
capeline
U
نوعی کلاه زنانه
barbers block
U
قالب کلاه گیس
capuche
U
باشلق یا کلاه شنل
casquet
U
کلاه خودسبک وباز
fedora
U
کلاه نمدی مردانه
balaclavas
U
نوعی کلاه اسکی
fur ruff
U
کلاه پشمی کت پارکا
balaclava
U
نوعی کلاه اسکی
hatband
U
روبان دور کلاه
busbies
U
یکجور کلاه پوستی
hatbands
U
روبان دور کلاه
gross f.
U
کلاه برداری بزرگ
berets
U
کلاه گرد ونرم پشمی
To swindle someoue . To take someone for a ride.
U
سر کسی کلاه گذاشتن ( کلاهبرداری )
To give it an appearance ( a semblance ) of leagality . To ligitimize something .
U
کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
that hat does not become you
U
این کلاه به شما نمیاید
sweatband
U
نوار چرمی دور کلاه
vizor
U
لبه پیش امده کلاه
tuque
U
کلاه بافته پشمی زمستانی
beret
U
کلاه گرد ونرم پشمی
trencher cap
U
کلاه چهار گوش دانشکده
toque
U
کلاه زنانه کوچک و بی لبه
visors
U
لبه پیش امده کلاه
to p one's cap over one's ear
U
کلاه خودراروی گوشهای خودکشیدن
to bonnet a person
U
کلاه کسیراپیش چشمش اوردن
sweatbands
U
نوار چرمی دور کلاه
balmoral
U
یکنوع کلاه نوک تیز
calotte
U
[گنبد خانه ها در رم شبیه شب کلاه]
play a legal trick
U
کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
opera hat
U
کلاه نرم که بازیگران برسرمیگذارند
coronel
U
حلقه زرین دور کلاه
combat helmet
U
کلاه ایمنی جنگی
[ارتش]
sombreros
U
کلاه لبه پهن اسپانیولی
deer stalker
U
کلاه ویژه گوزن شکارکن ها
sombrero
U
کلاه لبه پهن اسپانیولی
visor
U
لبه پیش امده کلاه
fool's cap
U
کلاه شیطانی مخصوص دلقک ها
mortar board
U
کلاه چتر گوش دانشکده
fore and aft cap
U
کلاه دو طرف لبه دار
helmet liner
U
استرکلاه اهنی یا کلاه خود
picture hat
U
کلاه زنانه لبه پهن
coronal
U
حلقه زرین دور کلاه
capful
U
انچه دریک کلاه جابگیرد
to do a number on somebody
<idiom>
U
سر کسی کلاه گذاشتن
[اصطلاح روزمره]
modiste
U
کسی که کلاه وجامه زنان رامیفروشد
To be transported with joy . To be over joyed . To throw up ones cap.
U
کلاه خود را بهوا ( به آسمان ) انداختن
to keep on
U
در نیاوردن
[نگاه داشتن]
[جامه یا کلاه]
I was take in . I was done ( had ) .
U
کلاه سرم رفت ( گول خوردن )
to rob peter to pay paul
U
کلاه تقی راسر نقی گذاشتن
lambrequin
U
دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
fools cap
U
کلاه لوده ها کاغذ بزرگ برگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com