Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
doppler radar
U
رادار تعیین کننده اشیاء ثابت و متحرک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
radar locating
U
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
search jammer
U
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
chaff
U
وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
radar picket
U
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
shadow factor
U
ضریب مربوط بانحراف سایه در عکس هوایی برای تعیین ارتفاع اشیاء
acquire
کشف و تعیین محل هدف با رادار
azimuth stabilized ppi
U
صفحه رادار با سمت ثابت
fixed echo
U
انعکاس ثابت روی صفحه رادار
fixer network
U
شبکه اکتشاف و تعیین محل هواپیما روی صفحه رادار
range resolution
U
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
designative
U
اشاره کننده تعیین کننده
location audit
U
تصدیق دقت تعیین محل هدف به وسیله رادار تصدیق محل سکنی پرسنل یامحل اجناس درانبار
actuator piston
U
قسمت متحرک یک عمل کننده یامحرک هیدرولیکی یانیوماتیکی
crucial
U
تعیین کننده
crucially
U
تعیین کننده
indicating
U
تعیین کننده
determinants
U
تعیین کننده
determinant
U
تعیین کننده
determinative
U
تعیین کننده
skin paint
U
نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
gadgets
U
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
gadget
U
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
crucial experiment
U
ازمایش تعیین کننده
determining tendency
U
گرایش تعیین کننده
dream determinant
U
تعیین کننده رویا
electroscope
U
تعیین کننده برق
rorschach determinant
U
تعیین کننده رورشاخ
oddsmaker
U
تعیین کننده امتیاز
form determinant
U
تعیین کننده شکل
determinants
U
عامل تعیین کننده
determinant
U
عامل تعیین کننده
coefficient of determination
U
ضریب تعیین کننده
fix
U
سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
fixes
U
سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
fixatives
U
ثابت کننده
fixative
U
ثابت کننده
radar scan
U
تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
rate determining step
U
مرحله تعیین کننده سرعت
authenticator
U
تعیین کننده سیستم نشانی
laser disignator
U
تعیین کننده هدف لیزری
driving range
U
علامت تعیین کننده فاصله ها
railing
U
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railings
U
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
stabilizer
U
ثابت تثبیت کننده
stabilisers
U
ثابت تثبیت کننده
direct video storage tube
U
ثابت کننده تصویر
mordant
U
ماده ثابت کننده
stabilizer muscule
U
عضله ثابت کننده
fault localization apparatus
U
دستگاه تعیین کننده محل خطا
constant potential rectifier
U
یکسو کننده با ولت ثابت
gyroscope
U
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
range markers
U
علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
words of limitation
U
الفاظ تعیین کننده سهم هرکس در سند
air transport allocations board
U
هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
gyroscopes
U
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
boxman
U
عضو هیئت تعیین کننده محل افتادن توپ
localizer
U
انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
radar return
U
انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
radar prediction
U
بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
directional radar prediction
U
تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
blip
U
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blips
U
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
crystal balls
U
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
radar comouflage
U
استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
crystal ball
U
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
radar tracking
U
تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
trapping
U
اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
auto lean
U
مخلوط رقیق سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده اتوماتیک در کاربوراتور ثابت نگاهداشته میشود
oogamous
U
دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
policy maker
U
سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
operating slide
U
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
pile height
U
ارتفاع پرز
[این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
guided propagation
U
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
cartel
U
اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels
U
اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
interlook dormant period
U
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
clatters
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
markers
U
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
marker
U
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
auto rich
U
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
radar discrimination
U
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
static employment
U
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
authentication
U
تعیین نشانی تعیین معرف کردن
thing
U
اشیاء
valuable goods
U
اشیاء باارزش
turnery
U
اشیاء تراشیدنی
odds and ends
<idiom>
U
اشیاء جوروباجور
consumer goods
U
اشیاء مصرفی
equipollent
U
اشیاء هم قوه
still life
U
نقش اشیاء
hidden objects
U
اشیاء پنهان
means objects
U
اشیاء وسیله
prohibited goods
U
اشیاء ممنوع
valuable goods
U
اشیاء بهادار
static test
U
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital
U
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
defaults
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
gew gaw
U
اشیاء قشنگ بی مصرف
harness
U
اشیاء تهیه کردن
reliquary
U
جعبه اشیاء متبرکه
harnessed
U
اشیاء تهیه کردن
achate
U
اشیاء خریداری شده
harnessing
U
اشیاء تهیه کردن
sacrilege
U
سرقت اشیاء مقدسه
antique shop
U
فروشگاه اشیاء عتیقه
reliquaries
U
جعبه اشیاء متبرکه
bric a brac
U
اشیاء کهنه وعتیقه
microstructure
U
ساختمان میکروسکپی اشیاء یابافت ها
catchall
U
فرف یامخزن اشیاء گوناگون
abandonee
U
صاحب اشیاء ترک شده
plinking
U
تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
phantasmagorias
U
منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
phantasmagoria
U
منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
avoirdupois
U
اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
standing orders
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
anthropopathism
U
اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
scrimshaw
U
اشیاء منبت کاری یا حکاکی شده زینتی
safe deposit
U
صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
comparator
U
دستگاه اندازه گیری وسنجش وقیاس اشیاء
micrometer caliper
U
پرگار مخصوص اندازه گیری اشیاء خیلی ریز
false parallax
U
تغییر محل فاهری اشیاء به علت شکست نور
periscopes
U
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
flea market
U
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
periscope
U
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
flea markets
U
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
dosimetry
U
تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
combat resolution
U
تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
locate
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locating
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
located
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locates
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
sample
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
spasur
U
سیستم اکتشاف فضایی که مخصوص کشف اشیاء سرگردان در فضای جو زمین است
assembly line
U
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
fetish
U
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
assembly lines
U
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
fetishes
U
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
stroke writer
U
ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
air priorities committee
U
کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
standing
U
ثابت دستورالعمل ثابت
sprites
U
اشیاء کوچک و با وضوح بالاکه روی مانیتور بطورمستقل از متن یا گرافیک دیگرمی توان حرکت داده شوند
z scale
U
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
convoy routing
U
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
corrector
U
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
radar
U
رادار
dog down
U
بستن و جذم کردن درب محکم کردن درپوش اشیاء
conceptual tool
U
وسیلهای برای کار با نظریه ها بجای کار با اشیاء
radar engineering
U
مهندسی رادار
radar alimeter
U
فرازیاب رادار
crystal ball
U
انتن رادار
radar equipment
U
تجهیزات رادار
radar installation
U
تاسیسات رادار
radar countermeasures
U
اقدامات ضد رادار
radar beacon
U
راهنمای رادار
radar
U
دستگاه رادار
radome
U
اطاق رادار
radar location
U
موقعیت رادار
search radar
U
رادار تجسسی
radar ranging
U
میدان رادار
radar trace
U
علامت رادار
radar quardship
U
نگهبانی رادار
radar beam
U
پرتو رادار
crystal balls
U
انتن رادار
radar boresight
U
محوریابی رادار
radar operator
U
متصدی رادار
radar trapping
U
اختلال رادار
radar network
U
شبکه ی رادار
sidelooking airborne radar
U
رادار جانبی
radarman
U
متصدی رادار
radome
U
برج رادار
radar scope
U
صفحه رادار
surveillance radar
U
رادار مراقبتی
doppler radar
U
رادار دوپلر
doppler radar
U
رادار داپلر
acquisition radar
U
رادار هدفیابی
acquisition radar
U
رادار هدفیاب
aerial radar
U
رادار هوایی
radar man
U
متصدی رادار
teleran
U
رادار تلویزیونی
counter circuit
U
کنتور رادار
agl
U
رادار هواپیما
aircraft gun laying
U
رادار هواپیما
corner reflector
U
پریکسوپ رادار
sensor
U
رادار مراقبتی
spectrozonal photography
U
عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
running fix
U
کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
warning radar
U
رادار هشدار دهنده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com