English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to expatiate on a subject U راجع یک موضوع زیادگویی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread U این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
queueing U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access U فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
red herrings U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herring U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition U موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
with respect to U راجع به
respecting U راجع به
in relation to U راجع به
apropos of U راجع به
regarding U راجع به
about U راجع به
relative U راجع
as to U راجع به
pertianing U راجع
on U راجع به
reverses U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
regards U راجع بودن به
tuch U راجع بودن به
regard U راجع بودن به
pertian U راجع بودن
regarded U راجع بودن به
in regard to U راجع به در خصوص نسبت به
with relation to U نسبت به راجع به در باره
regarded U رعایت راجع بودن به
regards U رعایت راجع بودن به
regard U رعایت راجع بودن به
peronality U انتقادات راجع به شخصیت
subduce U موضوع کردن
with regard to U نسبت به در باره راجع به در خصوص
my sentiment toward him U انچه من راجع باواحساس میکنم
bestiary U رساله یامقاله راجع بحیوانات
real action U دعوی راجع به اموال غیر منقول
She is the talk of the town . U همه راجع به او ( پشت او ) صحبت می کنند
We should not indulge in personalities. U نبا ید راجع با شخاص صحبت کنیم
circular U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
hypochondria U اضطراب واندیشه بیهوده راجع بسلامتی خود
actinochemistry U مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
hypochondriasis U اضطراب واندیشه بیهودی راجع بسلامتی خود
I must think things over. U باید راجع به این چیز ها فکر کنم
mammalogy U یک شاخه از جانور شناسی که راجع به پستانداران است
to harp on one string U پیوسته روی یک موضوع بحث کردن
questions U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
question U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
questioned U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
publicist U نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
publicists U نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
collating U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collated U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collate U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collates U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
apocrypha U کتاب مشکوکی که راجع بزندگی عیسی ودین مسیح نوشته شده
hold court <idiom> U همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
decollate U جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
united nations organization U سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
letters of administration U حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
referring to your letter of U با اشاره بنامه .......عطف بنامه ....... راجع بنامه .......
topic U موضوع
issue U موضوع
head U موضوع
issued U موضوع
motifs U موضوع
motif U موضوع
objects U موضوع
issues U موضوع
topics U موضوع ها
subject [topic] U موضوع
topic U موضوع
theme U موضوع
indirect objects U موضوع
matters U موضوع
direct objects U موضوع
text U موضوع
subjects U موضوع ها
themes U موضوع ها
objected U موضوع
topics U موضوع
objecting U موضوع
texts U موضوع
matter U موضوع
mattered U موضوع
object U موضوع
mattering U موضوع
themes U موضوع
subjected U موضوع
questioned U موضوع
plotless U بی موضوع
criteria U موضوع
question U موضوع
point U موضوع
propositioned U موضوع
subject U موضوع
propositions U موضوع
subjecting U موضوع
questions U موضوع
proposition U موضوع
afair U موضوع
subjects U موضوع
propositioning U موضوع
object U موضوع منظره
subject U شیی موضوع
business U موضوع تجارت
not to the point U خارج از موضوع
in contestation U موضوع بحث
it is a question of money U موضوع بسته به
postulating U اصل موضوع
businesses U موضوع تجارت
side issue U موضوع فرعی
not to point U بیرون از موضوع
a horse of another colour [different colour] U موضوع علیحده
neither here nor there <idiom> U بیربط به موضوع
in question U موضوع بحث
grievance U موضوع شکایت
decades U ده موضوع یا رویداد
subjected U شیی موضوع
subject U رعایا موضوع
lemma U مقدمه موضوع
res ipsa loquitur U موضوع گویاست
side show U موضوع فرعی
case U موضوع حالت
What is it all about ? U موضوع چیست ؟
off the track U از موضوع پرت
affaire d'honneur U موضوع شرافتی
monomaniac U دیوانه یک موضوع
sign position U موضوع علامت
problem U معما موضوع
direct objects U موضوع منظره
sides of the question U اطراف موضوع
indirect objects U موضوع منظره
What's the matter? U موضوع چیه؟
postulates U اصل موضوع
objective complement U مکمل موضوع
postulated U اصل موضوع
postulate U اصل موضوع
out of question U خارج از موضوع
cases U موضوع حالت
problems U معما موضوع
at issue U موضوع بحث
privity U موضوع محرمانه
subjects U شیی موضوع
universe of discourse U موضوع بحث
subjecting U رعایا موضوع
recitations U تعریف موضوع
What's on? U موضوع چه است؟
What's behind all this? U موضوع چه است؟
recitation U تعریف موضوع
What gives? U موضوع چه است؟
objects U موضوع منظره
What is happening? U موضوع چه است؟
issues U موضوع دعوی
matter on hand U موضوع بحث
subject of debate U موضوع دعوی
subject and predicate U موضوع و محمول
issue U موضوع دعوی
subjects U رعایا موضوع
issued U موضوع شماره
issue U موضوع شماره
issued U موضوع دعوی
beside the question U خارج از موضوع
issues U موضوع شماره
objecting U موضوع منظره
What's up? U موضوع چه است؟
subjecting U شیی موضوع
What is the matter? U موضوع چه است؟
subject matter U مطلب موضوع
What's cooking? U موضوع چه است؟
What's going on? U موضوع چه است؟
subjected U رعایا موضوع
subject matter U موضوع اصلی
fair game <idiom> U موضوع تهاجم
irrelevant U خارج از موضوع
objected U موضوع منظره
decade U ده موضوع یا رویداد
side issues U موضوع فرعی
What's wrong? U موضوع چه است؟
causes U موضوع منازع فیه
It deals with ... U موضوع در باره ... است.
red herring <idiom> U از موضوع اصلی دورکردن
obiter dictum U خارج از موضوع دعوی
lowdown <idiom> U لپ مطلب ،حقیقت موضوع
reagent U موضوع ازمایش روانی
donnee U موضوع داستان یا درام
bet U موضوع شرط بندی
causing U موضوع منازع فیه
question in dispute U موضوع متنازع فیه
bets U موضوع شرط بندی
object of worship U موضوع پرستش یاستایش
vexata questio U موضوع متنازع فیه
gambit U بذله موضوع بحث
permit goods coveredby U کالای موضوع پروانه
gambits U بذله موضوع بحث
subject U مبحث موضوع مطالعه
The contrary was proved. U عکس موضوع ثابت شد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com