English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lord chief justice U رئیس کل محکمه استیناف انگلستان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
court of a U محکمه استیناف
courts of appeal U دادگاه عالی محکمه استیناف
court of appeal U دادگاه عالی محکمه استیناف
courts of appeal U محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
court of appeal U محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
statute of fraud U قوانین ضد کلاهبرداری قوانینی که در سال 7761میلادی در زمان چارلزیازدهم در انگلستان به تصویب رسید و هدف اصلی ان جلوگیری از گواهی دروغ و پیمان شکنی و استفاده نامشروع از عدم حضور ذهن گواهان در محکمه بود
Conservative Party U یکی از دوحزب مهم سیاسی انگلستان که جانشین حزب " توری "است که حزب اخیر در قرن 81 و 91 در انگلستان فعالیت داشته
charges U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
common low U سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
lord high stew of england U رئیس تشریفات تاجگذاری رئیس دادگاه دادرسی
paymaster general U رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
letter of recall U نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
emcee U بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
public relations officer U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
emcees U بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
appealed U استیناف
appeals U استیناف
appeal U استیناف
unappealabe U غیرقابل استیناف
unappealable U غیرقابل استیناف
appealable U قابل استیناف
appellant U استیناف دهنده
appealer U استیناف دهنده
circuit court U دادگاه استیناف
appealability U قابلیت استیناف
court of appeals U دادگاه استیناف
courts of appeal U دادگاه استیناف
court of appeal U دادگاه استیناف
inappellable U غیرقابل استیناف
appellable U قابل استیناف
republics U حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic U حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
to lodge an a U عرضحال استیناف دادن
unappealing U غیر قابل استیناف
inappealable U غیر قابل استیناف
repleader U درخواست تجدیدنظر استیناف
appealed U تشبث کردن استیناف دادن
appeal U تشبث کردن استیناف دادن
appeals U تشبث کردن استیناف دادن
appeal [to] or [for] U درخواست [برای] [استیناف در دادگاه]
court U محکمه
forums U محکمه
assize U محکمه
forum U محکمه
tribunal U محکمه
tribunals U محکمه
judgments U حکم محکمه
the court above U محکمه بالاتر
forum U دادگاه محکمه
judgements U حکم محکمه
arret U حکم محکمه
judgement U حکم محکمه
religious court U محکمه شرع
lower court U محکمه تالی
tribunal U دادگاه محکمه
court of minor offence U محکمه خلاف
industrial tribunal U محکمه صناعی
tribunals U دادگاه محکمه
forums U دادگاه محکمه
police court U محکمه خلاف
court of first instance U محکمه بدایت
open court U محکمه عمومی
criminal court U محکمه جنائی
court of petty offences U محکمه خلاف
locarno treaty U انگلستان
anglian U انگلستان
big five U انگلستان
central treaty organization U انگلستان
England U انگلستان
venire faciac U حکم احضار به محکمه
docketed U دفتر اوقات محکمه
probate court U محکمه امور حسبی
bench U هیات قضات محکمه
docketing U دفتر اوقات محکمه
docket U دفتر اوقات محکمه
querela U دعوی مطروح در محکمه
benches U هیات قضات محکمه
dockets U دفتر اوقات محکمه
arraignment U احضار به محکمه تعقیب
anglophobe U بیمناک از انگلستان
king of england U پادشاه انگلستان
Church of England U کلیسای انگلستان
Englishwomen U اهل انگلستان
Englishwoman U اهل انگلستان
north country U انگلستان شمالی
the united kingdom U انگلستان وایرلند
right of begin U حق مدعی در اغازبیان ادعا در محکمه
out of court settlement U توافق بدون محکمه [حقوق]
docked U جای محکوم یازندانی در محکمه
dock U جای محکوم یازندانی در محکمه
docks U جای محکوم یازندانی در محکمه
judicial writ U نامه رسمی صادره از محکمه
disciplinary court U دادگاه انتظامی محکمه اداری
united court of customs U appeals patent and دادگاه متحد استیناف و امورگمرکی و ثبت اختراعات
rennet U مایه سیب انگلستان
yorkshire U ایالت یورکشایردرشمال انگلستان
the middlands U استانهای مرکزی انگلستان
bcs U انجمن کامپیوتر در انگلستان
pavilions U باشگاه بازیگران در انگلستان
pavilion U باشگاه بازیگران در انگلستان
jockey club U باشگاه سوارکاران انگلستان
his britannic majesty U اعلیحضرت پادشاه انگلستان
Welsh U اهل استان ولز انگلستان
welcher U اهل استان ولز انگلستان
welsher U اهل استان ولز انگلستان
stuart U خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
foot guards پیاده نظام های انگلستان
MI5 U بخش 5 اطلاعات ارتش انگلستان
MI6 U بخش 6 اطلاعات ارتش انگلستان
Midlands U ناحیهی صنعتی در مرکز انگلستان
f.a cup U جام اتحادیه باشگاههای انگلستان
pre audience U ترتیب تقدم صحبت اصحاب دعوی در محکمه
consultary response U نظر محکمه حقوقی درباره یک دعوی خاص
trade follows the flag U تجارت کشورهای مشترک المنافع با انگلستان
derby U مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
longbow U کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
anglophobe U کسی که از انگلستان بیم وتنفر دارد
gin-palace U [خانه عمومی مزین شده در انگلستان]
Elizabethan architecture U معماری دوره ملکه الیزابت [انگلستان]
oaks U مسابقه مادیانهای اصیل جوان در انگلستان
Cornish U وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
britishism U لغت یا لهجه یا زبانزد ویژه انگلستان
longbows U کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
derbies U مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
prestel U سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
wilton U نام شهری در جنوب " ویلت شایر" انگلستان
tourist trophy U مسابقههای سالانه موتورسیکلت سواری درجزیره من انگلستان
ashes U جایزه مخصوص مسابقه کریکت استالیا و انگلستان
high pheasant U تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
bale U [نام نوعی مقبره در کاتس وود انگلستان]
He smuggled the car into England ( across the British frontier ) . U اتوموبیل را قاچاقی وارد مرز انگلستان کرد
one thousand guineas U مسابقه شرطبندی مادیانهای اصیل 3 ساله در انگلستان
special pleading U علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
big five U پنج بانک معتبر انگلستان یعنی بانکهای میدلند
noctule U یکجور شب کور در انگلستان که از همه شبکورهای دیگران کشوربزرگتراست
the big four U درکنفرانس صلح پاریس 9191به کشورهای فرانسه انگلستان
land's end U دماغهای که در دورترین قسمت باختر انگلستان واقع است
English style U [نوعی سبک قرن بیستم در انگلستان و شمال آمریکا]
rogatory U احاله رسیدگی به قضیه مطروحه به دادگاهی غیر از محکمه مطروح فیه
prohibition U حکم خودداری از اقدام قضایی که دادگاه عالی به محکمه تالی میدهد
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
Georgian architecture U معماری جرجی [در زمان پادشاه جرج اول تا چهارم انگلستان]
Gothic Revival U [سبک احیای گوتیک در انگلستان در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی]
first class cricket U مسابقه کریکت بین تیمهای حرفهای و اماتور ایالات ودانشگاههای انگلستان
walker cup U مسابقه گلف بین مردان اماتور امریکا و انگلستان سالی یک بار
the big three U ترومن و استالین وهم چنین به انگلستان امریکا و شوروی اطلاق میشود
gradus U فرهنگ نظم ونثر لاتین و یونانی که سابقادر انگلستان تدریس میشده
laced window U [مجموعه ای از پنجره های عمودی که در قرن هجده میلادی در انگلستان متداول بوده است.]
puritan U فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند
puritans U فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند
tripartite declaration of 0 U اعلامیه سه جانبه 0591 اعلامیهای که در ان دولتهای امریکا و انگلستان و فرانسه امامیت ارضی اسرائیل و نیزوضع موجود فلسطین راتضمین کردند
the common wealth of england U جمهوری یا شبه جمهوری که در فاصله سالهای 9461 تا0661 در انگلستان برقراربود
classic U مسابقههای سنتی سالانه پنج مسابقه مهم اسبدوانی سالانه انگلستان
classics U مسابقههای سنتی سالانه پنج مسابقه مهم اسبدوانی سالانه انگلستان
e f t a (european free trade association U اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
western european union U اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
the british common wealth of nation U انگلستان و ایرلند و ممالک وابسته ازاد و ممالک تحت الحمایه و مستعمره ان راگویند
whiggism U روش فکری منتسب به حزب "ویگ " که در واقع حزب لیبرال و ازادیخواه انگلستان بود
cwts U واحد ورن برابر 34 کیلوگرم امریکا یا 05 کیلوگرم انگلستان
cwt U واحد ورن برابر 34 کیلوگرم امریکا یا 05 کیلوگرم انگلستان
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
director generals U رئیس کل
directors general U رئیس کل
superintendent U رئیس
chief U رئیس
chiefs U رئیس
master U رئیس
masters U رئیس
provosts U رئیس
mastered U رئیس
director general U رئیس کل
warden U رئیس
mugwump U رئیس
higher up U رئیس
president U رئیس
commandants U رئیس
commandant U رئیس
sheiks U رئیس
headers U رئیس
sheikhs U رئیس
directors U رئیس
director U رئیس
presidents U رئیس
chairman U رئیس
chairmen U رئیس
header U رئیس
headsman U رئیس
head U رئیس
head master U رئیس
provost U رئیس
sheikh U رئیس
administer U رئیس
superiors U رئیس
leader U رئیس
leaders U رئیس
warden U رئیس
sheik U رئیس
wardens U رئیس
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com