Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
medium energy particle
U
ذره با انرژی متوسط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
average kinetic energy
U
انرژی متوسط جنبشی
Other Matches
virtual level
U
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
pair production
U
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
U
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
energy transition
U
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
european unclear a energy agency
U
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
fission to yield ratio
U
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
sound absorption
U
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
mean sea level
U
ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
averaged
U
حد متوسط
average limit of ice
U
حد متوسط یخ
averages
U
حد متوسط
averaged
U
متوسط
averages
U
متوسط
averaging
U
حد متوسط
intermediate
U
متوسط
tolerable
U
متوسط
modals
U
متوسط
modal
U
متوسط
mediocre
U
متوسط
medium
U
متوسط
mediums
U
متوسط
intermedial
U
متوسط
osculant
U
متوسط
meant
U
متوسط
life expectancies
U
سن متوسط
moderate
U
متوسط
moderated
U
متوسط
moderates
U
متوسط
meanest
U
متوسط
moderating
U
متوسط
mean
U
متوسط
life expectancy
U
سن متوسط
mesne
U
متوسط
meaner
U
متوسط
medium gravle
U
شن متوسط
average
U
متوسط
averaging
U
متوسط
average
U
حد متوسط
medium
U
متوسط معتدل
true power
U
توان متوسط
average deviation
U
انحراف متوسط
medium
U
مقدار متوسط
average depth
U
عمق متوسط
average input
U
نهاده متوسط
normal
U
میانه متوسط
average return
U
بازده متوسط
mediums
U
مقدار متوسط
mediums
U
متوسط معتدل
average flow
U
جریان متوسط
life expectancies
U
عمر متوسط
medium wave
U
موج متوسط
duffer
U
بازیگر متوسط
duffers
U
بازیگر متوسط
halftone
U
رنگ متوسط
halftones
U
رنگ متوسط
par
U
میزان متوسط
life expectancy
U
عمر متوسط
average expense
U
هزینه متوسط
average discharge
U
بده متوسط
mediocrity
U
اندازه متوسط
middle classes
U
طبقه متوسط
weighted average
U
متوسط وزنی
average value
U
مقدار متوسط
average revenue
U
درامد متوسط
average yield
U
بازده متوسط
a modest income
U
درآمدی متوسط
average productivity
U
بازدهی متوسط
average product
U
تولید متوسط
average cost
U
هزینه متوسط
average product
U
محصول متوسط
average price
U
قیمت متوسط
average payment
U
پرداخت متوسط
average conditions
U
شرایط متوسط
average life
U
عمر متوسط
average output
U
محصول متوسط
midway
U
متوسط میانجی
every Tom, Dick and Harry
<idiom>
U
طبقه متوسط
a medium sized car
U
یک اتومبیل متوسط
averagly
U
بطور متوسط
middlingly
U
بطور متوسط
averagely
U
بطور متوسط
average voltage
U
ولتاژ متوسط
average variable cost
U
هزینه متوسط
average latency
U
رکود متوسط
average latency
U
تاخیر متوسط
average total cost
U
هزینه متوسط کل
average speed
U
سرعت متوسط
average efficiency
U
بازده متوسط
thinners
U
تیم متوسط
averages
U
مقدار متوسط
mean price
U
قیمت متوسط
averages
U
میانه متوسط
on the a
U
بطور متوسط
mean speed
U
سرعت متوسط
mean stress
U
خستگی متوسط
averaged
U
مقدار متوسط
mean time
U
زمان متوسط
mean time
U
ساعت متوسط
mean life
U
عمر متوسط
mean income
U
درامد متوسط
thinned
U
تیم متوسط
mean chord
U
وتر متوسط
mean daily
U
متوسط روزانه
mean depth
U
عمق متوسط
averaging
U
مقدار متوسط
mean deviation
U
انحراف متوسط
middle class
U
طبقه متوسط
averaging
U
میانه متوسط
averaged
U
میانه متوسط
mean value
U
مقدار متوسط
medium cloud
U
ابرهای متوسط
medium frequency
U
بسامد متوسط
meaner
U
میانه متوسط
medium scale
U
در مقیاس متوسط
medium voltage
U
ولتاژ متوسط
mean
U
میانه متوسط
mid range
U
برد متوسط
middle price
U
قیمت متوسط
moderate speed
U
سرعت متوسط
medium carbon steel
U
فولادباکربن متوسط
meanest
U
میانه متوسط
medium artillery
U
توپخانه متوسط
mean variation
U
تغییر متوسط
mean velocity
U
سرعت متوسط
average
U
مقدار متوسط
medial
U
میانه متوسط
medially
U
بطورمیانه یا متوسط
average
U
میانه متوسط
median gray
U
خاکستری متوسط
median income
U
درامد متوسط
mediterranean sea
U
بحر متوسط
monthly average
U
متوسط ماهیانه
thinnest
U
تیم متوسط
subaverage
U
زیر حد متوسط
girder bridge
U
پل بیلی متوسط
thin
U
تیم متوسط
sort of
U
بمیزان متوسط
over-average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
above-average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
above average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
above-average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
over-average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
above average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
above-average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
over-average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
above average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
intermediate hurdle
U
مانع متوسط
intermediate pressure
U
فشار متوسط
intermediate lampholder
U
سر پیچ متوسط
intermediate high voltage line
U
خط فشار متوسط
intermediate contrast
U
تغایر متوسط
secondarily
U
بطور متوسط
m.f.
U
بسامد متوسط
sort of
U
بمقدار متوسط
thins
U
تیم متوسط
m.f.
U
فرکانس متوسط
intermediately
U
بطور متوسط
low energy
U
انرژی کم
isenergic
U
هم انرژی
energy barrier
U
سد انرژی
energy line
U
خط انرژی
high energy
U
پر انرژی
exergonic
U
انرژی ده
endrgized
U
با انرژی
vigor
U
انرژی
deenergized
U
بی انرژی
vigour
U
انرژی
zipped
U
انرژی
zipping
U
انرژی
zips
U
انرژی
energy
U
انرژی
energies
U
انرژی
zip
U
انرژی
powers
U
انرژی
powered
U
انرژی
powering
U
انرژی
power
U
انرژی
mean error method
U
روش خطای متوسط
mean horizontal candlepower
U
شمع افقی متوسط
average variable cost
U
هزینه متوسط متغیر
bourgeois
U
عضوطبقه متوسط جامعه
average productivity
U
بهره دهی متوسط
average tax rate
U
نزخ متوسط مالیات
bourgeois
U
طبقه متوسط بورژوا
average speed
U
سرعت متوسط حرکت
average seek time
U
مدت متوسط جستجو
mean solar day
U
روز متوسط شمسی
mean solar time
U
زمان متوسط شمسی
mean solar day
U
روز متوسط خورشیدی
average revenue product
U
درامد متوسط محصول
average purchase rate
U
نرخ متوسط خرید
average reaction rate
U
مقدار متوسط واکنش
averages
U
متوسط خسارت در بیمه
average reaction rate
U
سرعت متوسط واکنش
mean high water neaps
U
متوسط ارتفاع اب دریا
mean freepath
U
مسیر ازاد متوسط
working point
U
نقطه فشار متوسط
intermediate temperature
U
درجه حرارت متوسط
king's blue
U
رنگ ابی متوسط
man in the street
<idiom>
U
مردم عادی یا متوسط
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com