Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
dissave
U
ذخیره خود را برای کارهای جاری خرج کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
task
U
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
tasks
U
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
working
U
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
workings
U
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
scratchpad
U
فضای کاری یا محلی با حافظه سریع برای ذخیره موقت داده جاری
overlay
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlaying
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlays
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
registers
U
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registering
U
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
register
U
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
swap
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
save
U
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
saved
U
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
saves
U
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
print
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
prints
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
printed
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
dump
U
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
primary
U
که برنامه جاری را ذخیره میکند 2-حافظه اصلی داخل سیستم کامپیوتری
erection crane
U
جراثقال برای کارهای ساختمانی
bureau
U
ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
bureaus
U
ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
lay up
<idiom>
U
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
peonage
U
استفاده از غلام برای کارهای بندگی
up to one's ears in work
<idiom>
U
کارهای زیاد برای انجام داشتن
to pick on
U
برای کارهای دشواربرگزیدن بستوه اوردن
soft
U
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
softest
U
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
softer
U
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
float
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floats
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floated
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
CD
U
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs
U
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
e. of pleas
U
دادگاهی که اصولا برای رسیدگی به کارهای مالی بود
yard man
U
کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود
offices
U
استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
office
U
استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
congregationalism
U
استقلال هرکلیسا برای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
backgrounds
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
personal assistant
فردی که کارهای دفتری و مدیریتی برای فرد دیگری انجام میدهد
verification
U
بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
stream
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
jobs
U
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
streamed
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
payola
U
وام غیر مستقیم ومخفی که برای کارهای تجارتی داده میشود
job
U
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
streams
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
elegant
U
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
prodos
U
سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
vacation sittings
U
جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس برای کارهای مهم و ضروری تشکیل میشود
foregrounding
U
اجرای کارهای با حق تقدم بالا برای برنامه ها در سیستم عامل چند منظوره
recalled
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recall
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalls
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
precision
U
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت
write
U
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
multiple
U
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
writes
U
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
write
U
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
writes
U
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
scratch file
U
ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
z buffer
U
محل از حافظه برای ذخیره اطلاعات بردار Z برای شی گرافیکی نمایش داده شده روی صفحه
work file
U
فضای کاری که برای کار جاری اشغال شده است
current asset cycle
U
زمانی که برای تساوی حجم فروش با سرمایه جاری لازم است
languages
U
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
language
U
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
drivel
U
اب دهان جاری ساختن از دهن یا بینی جاری شدن دری وری سخن گفتن
customs of the services
U
مقررات و روشهای جاری قسمتها امور جاری نیروها
basic
U
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basics
U
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
drive
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
flexibility
U
توانایی سخت افزار یا نرم افزار برای تط ابق با موقعیتها یا کارهای مختلف
addressed
U
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addresses
U
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
address
U
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
graphics
U
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
register
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
profiled
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiling
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiles
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profile
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
privacy act of
قانونی که در کنگره آمریکا برای منظم کردن ذخیره داده در پایگاه های داده آژانس فدرالی به تصویب رسید
robot
U
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robots
U
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
key
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
diabolize
U
کارهای شیطانی کردن
document
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
to pry into a person affairs
U
در کارهای کسی فضولی کردن
to fly with the owl
U
کارهای شبانه کردن شبگردی کردن
extends
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
storage
U
دیسک برای ذخیره داده
current cost accounting
حسابداری هزینه جاری حسابداری براساس نرخ های جاری
audit
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
coordination
U
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
audits
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audited
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
auditing
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
capacities
U
فضای فراهم برای ذخیره سازی
capacity
U
فضای فراهم برای ذخیره سازی
contingency retention stock
U
اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
storage
U
بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
reserved for unexpired risks
U
ذخیره برای خطرات مرتفع نشده
ccd
U
محفظه هایی برای ذخیره داده
reads
U
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
integers
U
دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
R/W cycle
U
ترتیب رویدادها برای بازیابی و ذخیره داده
floppy disks
U
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
integer
U
دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
register
U
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
plant
U
ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
floppy disk
U
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
floppy discs
U
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
registering
U
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
The squirrels are storing up nuts for the winter.
U
سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
floppies
U
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
storing
U
واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
register
U
محل ذخیره سازی برای داده کنترل
archive
U
ذخیره سازی داده برای مدت طولانی
registering
U
محل ذخیره سازی برای داده کنترل
plants
U
ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
store
U
واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
storage
U
ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
storage
U
فضای لازم برای ذخیره سازی داده
call-up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-ups
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
registers
U
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
call up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
contingency support stocks
U
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
floppy
U
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
read
U
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
registers
U
محل ذخیره سازی برای داده کنترل
jets
U
مانندفواره جاری کردن
jetted
U
مانندفواره جاری کردن
jetting
U
مانندفواره جاری کردن
tap
U
از شیر اب جاری کردن
tapping
U
از شیر اب جاری کردن
flow
U
جریان جاری کردن
jet
U
مانندفواره جاری کردن
tapped
U
از شیر اب جاری کردن
flows
U
جریان جاری کردن
flowed
U
جریان جاری کردن
blood
U
خون جاری کردن
pronounce the formula of a specified
U
صیغه جاری کردن
densities
U
دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
put and take fishing
U
انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
capacitance
U
توانایی یک عنصر برای ذخیره سازی بار الکتریکی
name
U
نام شناسایی برای فایل برنامه ذخیره شده
overhead
U
کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
names
U
نام شناسایی برای فایل برنامه ذخیره شده
normal
U
قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
IFF
U
استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
density
U
دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
cassettes
U
نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
microprogram
U
وسیله ذخیره سازی برای نگهداری ریز کامپیوتر
recalls
U
بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
recalled
U
بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
scratches
U
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
media
U
هر ماده فیزیکی که برای ذخیره داده به کار می رود
scratched
U
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
recall
U
بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
scratch
U
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
cassette
U
نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
scratching
U
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
emanated
U
جاری شدن تجلی کردن
emanate
U
جاری شدن تجلی کردن
emanates
U
جاری شدن تجلی کردن
emanating
U
جاری شدن تجلی کردن
receiver
U
ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
registering
U
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
leading zero
U
رقم صفر برای نمایش شروع عدد ذخیره شده
tag image file format
U
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiff
U
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
diskless workstation
U
ایستگاه کاری که درایو دیسکی برای ذخیره داده ندارد
reserved character
U
فضایی ازدیسک که برای کنترل ذخیره داده به کارمی رود
register
U
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
fosdic
U
وسیله ذخیره سازی برای داده کامپیوتری با استفاده از میکروفیلم
tiffs
U
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
receivers
U
ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
circulars
U
صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
circular
U
صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
media
U
مواد مغناطیسی برای ذخیره سیگنالها مثل دیسک و نوار و.
bucket
U
فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
registers
U
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
string
U
فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی
post offices
U
محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com