Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bain-marie
U
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
double boiler
U
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
waterbath
U
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
water bath
U
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
water quench
U
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bain-marie
U
[ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
double boiler
U
[ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
waterbath
U
[ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
water bath
U
[ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
water quench
U
[ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
the d. take him
U
بلا بگیرد
to burn the food
U
بگذارند غذا ته بگیرد
cartful
U
انچه دریک گاری جا بگیرد
He muddles the water to catch fish .
<proverb>
U
آب را گل آلود مى کند ماهى بگیرد .
he has raving mad
U
بودکه کسی جلواورانمیتوانست بگیرد
She found it hard to make up her mind.
U
برایش سخت بود که تصمیم بگیرد
complete substitution
U
وقتی یک کالاجای کالای دیگر را بگیرد
confidence level
U
احتمالی که یک عدد در محدوده قرار بگیرد
trundle bed
U
تختخواب چرخکدار کوتاهی که زیرتختخواب بزرگتری جا بگیرد
alternatives
U
چیزی که میتواند جای چیز دیگر را بگیرد
alternative
U
چیزی که میتواند جای چیز دیگر را بگیرد
counter check
U
چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
CB
U
رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
diaper pattern
U
طرح گل و بلبل تکراری
[بطوری که کل متن فرش را در بر بگیرد.]
You cannot make a silk purse out of a sows ear .
<proverb>
U
هیچکس نمى تواند از گوش ماده خو,ابریشم خالص بگیرد .
betterment
U
خرجی که به منظور افزایش بازده یا تقلیل هزینه عملیات صورت بگیرد
regional breakpoint
U
نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
He is trying to run before he has learned do walk.
<proverb>
U
او مى خواهد قبل از آنکه راه رفتن را یاد بگیرد شروع به دویدن کند.
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
U
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
When we get this project off the ground we can relax.
U
وقتی این پروژه پا بگیرد و با موفقیت شروع شود، دیگر خیالمان راحت است.
widget
U
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
increment
U
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
U
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments
U
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
U
تخته کوچک برای موجهای کوچک
concertina fold
U
قسمت دیگر به جهت مخالف تاکاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار بگیرد و به دخالت کاربر نیازی نباشد
mask
U
طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
masks
U
طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
place utility
U
استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
ecphora
U
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
barrator
U
قاضی رشوه گیر رئیس یامتصدی کشتی که رشوه بگیرد
knobble
U
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
U
لیوان کوچک پیمانه کوچک
colours
U
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colour
U
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
surface mount technology
U
روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند
demurs
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
applet
U
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
declaration of trust
U
افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
small-scale
U
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
U
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
U
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit
U
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
pipsqueak
U
کوچک
gracile
U
کوچک
plumelet
U
پر کوچک
half pint
U
کوچک
pint-size
U
کوچک
pint size
U
کوچک
minuscule
U
کوچک
ickle
U
کوچک
pipsqueaks
U
کوچک
petit
U
کوچک
pillule
U
حب کوچک
pilule
U
حب کوچک
culvert
U
پل کوچک
culverts
U
پل کوچک
fractional
U
کوچک
tiddliest
U
کوچک
puny
U
کوچک
tiddly
U
کوچک
imminution
U
کوچک
minor
U
کوچک
venule
U
رگ کوچک
petty
U
کوچک
tiddlier
U
کوچک
whiffet
U
سگ کوچک
dinky
U
کوچک
runty
U
کوچک
micros
U
کوچک
micro
U
کوچک
exiguousness
U
کوچک
seed bud
U
پر کوچک
ponceau
U
پل کوچک
canis minor
U
سگ کوچک
canis minoris
U
سگ کوچک
weensy
U
کوچک
small
U
کوچک
cerebellum
U
مخ کوچک
dimmers
U
کوچک
diminutive
U
کوچک
smallest
U
کوچک
minute
U
کوچک
small fry
U
کوچک
short ton
U
تن کوچک
floret
U
گل کوچک
little
U
کوچک
bantams
U
کوچک
smaller
U
کوچک
minus cule
U
کوچک
plumule
U
پر کوچک
weenier
U
کوچک
fortalice
U
دژ کوچک
thumbnails
U
کوچک
weeniest
U
کوچک
weeny
U
کوچک
bantam
U
کوچک
thumbnail
U
کوچک
pedicel
U
ساقه کوچک
pouches
U
کیسه کوچک
petit mal
U
صرع کوچک
droplets
U
قطره کوچک
papilla
U
برامدگی کوچک
droplet
U
قطره کوچک
gorges
U
دره کوچک
pettily
U
بطور کوچک
gorged
U
دره کوچک
gorge
U
دره کوچک
pouch
U
کیسه کوچک
pedicel
U
پای کوچک
peccabillo
U
گناه کوچک
inlet
U
خلیج کوچک
pinpoint
U
چیز کوچک
miniaturization
U
کوچک سازی
pinpointed
U
چیز کوچک
splint
U
برامدگی کوچک
nutlet
U
فندق کوچک
pinpointing
U
چیز کوچک
pinpoints
U
چیز کوچک
inlets
U
خلیج کوچک
nutlet
U
هسته کوچک
oliver
U
چکش کوچک
tip
U
سر صفحه کوچک
notelet
U
یادداشت کوچک
minims
U
هرچیز کوچک
minor port
U
بندر کوچک
microstomous
U
کوچک دهان
mini floppy
U
دیسک کوچک
minicomputer
U
کامپیوتر کوچک
minify
U
کوچک کردن
minimizer
U
کوچک شمار
onager
U
گورخر کوچک
minor diameter
U
قطر کوچک
minor exchange
U
تفاوت کوچک
minor repair
U
تعمیرات کوچک
sparklet
U
جرقه کوچک
minus cule
U
حرف کوچک
negrillo
U
زنگی کوچک
minim
U
هرچیز کوچک
tipping
U
سر صفحه کوچک
sparklet
U
برق کوچک
prickled
U
خراش کوچک
prickle
U
خراش کوچک
minimizing
U
کوچک شمردن
minimizes
U
کوچک شمردن
minimized
U
کوچک شمردن
minimize
U
کوچک شمردن
minimising
U
کوچک شمردن
minimises
U
کوچک شمردن
prickles
U
خراش کوچک
whip
U
تاکل کوچک
point target
U
هدف کوچک
wisp
U
بقچه کوچک
sprigs
U
شاخه کوچک
sprig
U
شاخه کوچک
princeling
U
شاهزاده کوچک
puniness
U
کوچک اندامی
whips
U
تاکل کوچک
whipped
U
تاکل کوچک
minimised
U
کوچک شمردن
radicle
U
ریشه کوچک
phlyctenule
U
تاول کوچک
small detail
U
جزء کوچک
small gross
U
قراص کوچک
small intestine
U
روده کوچک
small sircraft
U
هواپیمای کوچک
small tool
U
ابزار کوچک
cam
U
تپه کوچک
small truck
U
کامیون کوچک
short castling
U
قلعه کوچک
scatter rug
U
قالیچه کوچک
rillet
U
نهر کوچک
roe deer
U
یکجورگوزن کوچک
saucers
U
بشقاب کوچک
saucer
U
بشقاب کوچک
roughed slab
U
بلوک کوچک
rundlet
U
بشکه کوچک
runlet
U
بشکه کوچک
runnel
U
نهر کوچک
wisps
U
بقچه کوچک
pocket lamp
U
لامپ کوچک
miniaturised
U
کوچک کردن
squirts
U
فواره کوچک
squirting
U
فواره کوچک
squirted
U
فواره کوچک
squirt
U
فواره کوچک
planchette
U
تخته کوچک
shrunken
U
کوچک شدن
atrophying
U
کوچک شدن
atrophy
U
کوچک شدن
twig
U
: شاخه کوچک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com