Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
septate
U
دیوار دار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
facing
U
روکش محافظ دیوار
facings
U
روکش محافظ دیوار
rockeries
U
دیوار کوه نما
rockery
U
دیوار کوه نما
ping
U
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged
U
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging
U
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pings
U
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
gargoyle
U
ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
gargoyles
U
ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
baffle
U
دیوار ارام کننده
baffled
U
دیوار ارام کننده
baffles
U
دیوار ارام کننده
baffling
U
دیوار ارام کننده
partition
U
دیوار تیغه
partition
U
دیوار
partitions
U
دیوار تیغه
partitions
U
دیوار
adjacent
U
نزدیک دیوار به دیوار
bow
U
ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bowed
U
ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bowing
U
ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bows
U
ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
telltale
U
نوار فلزی یا چوبی روی دیوار جلو اسکواش نوارپارچه وصل به بادبان برای نشان دادن سمت باد
lob
U
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbed
U
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbing
U
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobs
U
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
fives
U
هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
plaster
U
دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن
plasters
U
دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن
buttress
U
شمع پشتیبان دیوار
buttress
U
دیوار پشت بند
buttressed
U
شمع پشتیبان دیوار
buttressed
U
دیوار پشت بند
buttresses
U
شمع پشتیبان دیوار
buttresses
U
دیوار پشت بند
buttressing
U
شمع پشتیبان دیوار
buttressing
U
دیوار پشت بند
hoarding
U
جمع اوری دیوار موقتی
hoardings
U
جمع اوری دیوار موقتی
adjoining
U
همجوار دیوار بدیوار
wall
U
دیوار
wall
U
تیغه کشیدن دیوار
walls
U
دیوار
walls
U
تیغه کشیدن دیوار
cornice
U
گچ بری بالای دیوار زیر سقف
cornice
U
گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
cornices
U
گچ بری بالای دیوار زیر سقف
cornices
U
گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
bracket
U
طاقچه دیوار کوب
nick
U
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicked
U
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicking
U
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicks
U
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
party wall
U
دیوار مشترک
party walls
U
دیوار مشترک
crease
U
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creased
U
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creases
U
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creasing
U
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
forecourt
U
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
forecourts
U
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
petard
U
بمب دیوار کن
bulwark
U
دیوار
bulwarks
U
دیوار
open
U
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opened
U
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opens
U
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
poster
U
دیوار کوب
posters
U
دیوار کوب
underpin
U
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned
U
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins
U
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
sonic boom
U
دیوار صوتی
sonic boom
U
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
sonic booms
U
دیوار صوتی
sonic booms
U
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
fence
U
دیوار
fences
U
دیوار
boards
U
برگشت توپ از تخته بسکتبال دیوار چوبی دور زمین
coping
U
قرنیس دیوار
niche
U
تو رفتگی در دیوار
niche
U
طاقچه توی دیوار گذاشتن
niches
U
تو رفتگی در دیوار
niches
U
طاقچه توی دیوار گذاشتن
embankment
U
دیوار خاکی
embankments
U
دیوار خاکی
mural
U
دیوار نما
mural
U
واقع برروی دیوار
murals
U
دیوار نما
murals
U
واقع برروی دیوار
quay
U
دیوار ساحلی
quays
U
دیوار ساحلی
enclosure
U
دیوار حصارکشی
enclosures
U
دیوار حصارکشی
wainscot
U
تخته جهت پوشش دیوار
wainscots
U
تخته جهت پوشش دیوار
bulkhead
U
دیوار
bulkheads
U
دیوار
Other Matches
partition wall
U
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
counter fert
U
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage
U
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall
U
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall
U
دیوار نگهبان دیوار محافظ
walls have ears
U
دیوار
wellhead
U
سر دیوار
face wall
U
دیوار بر
f. with the woll
U
دیوار
enclosure wall
U
دیوار بر
wall-to-wall
U
از دیوار به دیوار
curtains
U
دیوار
alignment frontage
U
بر دیوار
counter-scrap
U
دیوار
coping
U
سر دیوار
cope
U
سر دیوار
gravity wall
U
دیوار وزنی
cavity walls
U
دیوار صندوقهای
gable wall
U
دیوار لچکی
gable wall
U
دیوار سنتوری
abutment
U
دیوار پشتیبان
an interstice in a wall
U
ترک در دیوار
load bearing wall
U
دیوار حمال
guide bank
U
دیوار هادی سد
mason up
U
ساختن دیوار
cavity walls
U
دیوار دو جداره
interior wall
U
دیوار داخلی
inwall
U
دیوار گرفتن
key wall
U
دیوار اب بند
load bearing wall
U
دیوار باربر
thickness of a wall
U
ضخامت دیوار
batter of a wall
U
میل دیوار
front wall
U
دیوار جلو
clay wall
U
دیوار چینه
common wall
U
دیوار مشترک
counterfort
U
دیوار تکیه
bearing wall
U
دیوار بارگیر
cranny
U
شکاف دیوار
cross wall
U
دیوار همبر
curtain wall
U
دیوار پردهای
cut off
U
دیوار اببند
cut off wall
U
دیوار جداکننده
counterfort
U
دیوار تقویتی
decorated wall
U
دیوار تزیینی
dike
U
دیوار مانع
bearing wall
U
دیوار باربر
batter of a wall
U
شیب دیوار
cobwall
U
دیوار کاهگلی
conservative wall
U
دیوار باغچه
weephole
U
ابرو دیوار
weephole
U
راه اب در دیوار
wall paint
U
رنگ دیوار
wall opening
U
روزنه دیوار
wall lining
U
اندود دیوار
wall lining
U
پوشش دیوار
wall insulator
U
عایق دیوار
allering
U
کنگره دیوار
bailey
U
دیوار بیرونی
batter of wall
U
میل دیوار
load-bearing
U
دیوار باربر
load-bearing wall
U
دیوار حمال
lie-by
U
تو رفتگی دیوار
hollow walls
U
دیوار دو جداره
dwarf wall
U
دیوار نیمه
bay
U
فرورفتگی دیوار
vallation
U
دیوار خاکی
tow brick wall
U
دیوار دواجره
render a wall
U
استرکشی دیوار
rear wall
U
دیوار پشت
quay wall
U
دیوار بارانداز
partition wall
U
دیوار تیغه
panel wall
U
اگین دیوار
outwall
U
دیوار بیرونی
outer wall
U
دیوار خارجی
one brick wall
U
دیوار یک اجره
non load bearing wall
U
دیوار تیغه
retaining wall
U
دیوار حائل
retaining wall
U
دیوار ضامن
sea dike
U
دیوار ساحلی
tow brick wall
U
دیوار دو اجری
thickness of a wall
U
کلفتی دیوار
the pictures on the wall
U
ی روی دیوار
spine wall
U
دیوار اساسی
sleeper wall
U
دیوار کرسی
sidewall
U
دیوار پهلویی
side wall
U
دیوار پهلویی
shear wall
U
دیوار برشی
seawall
U
دیوار یا سد دریایی
non bearing wall
U
دیوار تیغه
cordon
U
سرپوش دیوار
cavity wall
U
دیوار صندوقهای
cavity wall
U
دیوار دو جداره
cordons
U
سرپوش دیوار
rock work
U
دیوار کوه نما
lining of the wall
U
پوشش روی دیوار
row stack
U
فاصله اماد از دیوار
sacrp
U
دیوار درونی خندق
sanbar
U
دیوار شنی ساحلی
abamurus
U
[مستحک کننده دیوار]
pile planking
U
دیوار سپر فولادی
pinup
U
ویژه نصب به دیوار
aumbry
U
[تورفتگی در دیوار کلیسا]
non load bearing wall
U
دیوار بار نبر
bracket
U
[ستون نگهدارنده دیوار]
our next neighhbour
U
همسایه دیوار بدیوارما
My head hit the wall.
U
سرم خورد به دیوار
mason up
U
بالا اوردن دیوار
counter-fort
U
[شمع پشتیبان دیوار]
scarp
U
دیوار درونی خندق
sconce mirror
U
اینه دیوار کوب
toe wall
U
دیوار پای خاکریز
toss ball against a wall
U
تمرین ابشار با دیوار
wailing wall
U
دیوار قدیمی اورشلیم
wall entrance
U
عبور از داخل دیوار
wall socket
پریز روی دیوار
To stick a poster on the wall.
U
اعلان به دیوار چسباندن
to encircle with a wall
U
دیوار یا چینه کشیدن
to deafen a wall
U
عایق کردن دیوار
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
sea dike
U
دیوار کنار اب دریا
power outlet
U
پریز روی دیوار
semidetached
U
دارای یک دیوار حائل
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
electrical outlet
U
پریز روی دیوار
as white as a sheet
<idiom>
U
سفید مثل گچ دیوار
to deaden a wall
U
عایق کردن دیوار
bench wall
U
دیوار تکیه گاه
screened
U
دیوار تخته حفاظ
dutch stonewall
U
دیوار سنگی هلندی
earth retaining wall
U
دیوار نگهبان خاک
effective thickness of a wall
U
ضخامت موثر دیوار
earth retaining wall
U
دیوار پشت بند
fire wall
U
دیوار اتش بند
backboard
U
دیوار تمرین تنیس
cross wall
U
دیوار پلهای عرضی
bracket light
U
چراغ دیوار کوب
bell's bund
U
دیوار هدایت کننده اب
to lean against the wall
U
به دیوار تکیه دادن
screen
U
دیوار تخته حفاظ
concrete core wall
U
دیوار با هسته بتنی
coping of a wall
U
قرنیس روی دیوار
coping of a wall
U
در پوش روی دیوار
flare wall
U
دیوار حائل خاکریز پل
cut-splay
U
[گوشه کج آجر در دیوار]
screens
U
دیوار تخته حفاظ
half brick wall
U
دیوار نیم اجره
abutment
U
بست دیوار نزدیکی
immurement
U
در دیوار قرار دادن
ha-ha
U
دیوار فرو رفته
dragon-bracket
U
طاقچه دیوار کوب
screening, screenings
U
دیوار تخته حفاظ
approach parapets
U
جان پناه دیوار
fresco a wall
U
دیوار سفید کرده را
front wall
U
دیوار مقابل اسکواش
upright course of bricks
U
هره اجری روی دیوار
to talk to a
[brick]
wall
<idiom>
U
با دیوار حرف زدن
[اصطلاح]
wall board
U
تخته برای چوبکاری دیوار
bank shot
U
ضربهای که به دیوار بخورد و برگردد
cat burglar
<idiom>
U
دزدی که از دیوار بالا میرود
The ball hit the wall and bounced back.
U
توپ خورد به دیوار وبرگشت
air space
U
قشر هوای دیوار خالی
to strip the paint off the wall
U
رنگ را از دیوار
[با خراش]
کندن
weephole
U
سوراخ عبور اب در دیوار بارباکان
reredos
U
پرده یا دیوار پشت محراب
engaged column
U
ستون درون جرزیا دیوار
electrical outlets
U
پریز های روی دیوار
electric sockets
U
پریز های روی دیوار
power outlets
U
پریز های روی دیوار
wall sockets
U
پریز های روی دیوار
hagioscope
U
[گشادگی اریب در دیوار کلیسا]
inbond
U
دیوار با اجر چینی کلگی
dry mansory
U
[دیوار سنگی خشکه چین]
row stack
U
فاصله ردیفهای انبار از دیوار
stonewall formation
U
اسکلت پیادهای دیوار سنگی
the picture on the wall
U
این عکس روی دیوار
the streets are paved with gold
<idiom>
U
از در و دیوار شهر پول می بارد
corner shot
U
ضربه به گوشه دیوار جلو
cornicione
U
[قرنیز دیوار در سبک رنسانس ایتالیا]
For the unlucky man adversity comes from all direc.
<proverb>
U
براى آدم بدبخت از در و دیوار مى بارد.
common bond
U
[دیوار چینی با آجر آمریکایی یا انگلیسی]
chimney-breast
U
[بالای دیوار شومینه به سمت دودکش]
hungry
U
[تورفتگی طاقچه مانند در دیوار عمیق]
batardeau
U
[دیوار عمود بر روی گودال یا چاله]
ambry
U
[انبار یا شکاف در دیوار پشت محراب]
absorption
U
[گذرگاه بین جرز و سطح دیوار]
car port
U
گاراژ بی دیوار ولی سقف دار
wall mounted switch
U
کلیدی که روی دیوار نصب میشود
beam anchor
U
تیری که دیوار را محکم نگاه میدارد
gable
U
سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
immure
U
در چهار دیوار نگاهداشتن محصور کردن
inbond and outbond wall
U
دیوار با اجر چینی کله راسته
paint roller mill
U
دستگاه مالش رنگ بر روی دیوار
gables
U
سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
wall mounting cabinet
U
قفسهای که روی دیوار نصب میشود
lie by
U
تورفتگی دیوار یا دوراهی معبر تنگ
car ports
U
گاراژ بی دیوار ولی سقف دار
abutment
U
پایه جناحی پشت بند دیوار
pinup girl
U
دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
surcharged wall
U
دیوار محافظ که بار اضافه راحمل میکند
marble facing
U
روکارمرمر پوشش سطح دیوار باسنگ مرمر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com