English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
mouse button U دکمه ماوس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
clicking U فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
pull down menu U فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
shift click U ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
Other Matches
single breasted U دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single-breasted U دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
mouse U ماوس
mouses U ماوس
bus mouse U ماوس گذری
serial mouse U ماوس ترتیبی
bus mouse U ماوس خطی
cordless mouse U ماوس بی سیم [کامپیوتر]
rubber banding U قابلیتی از CAD که به یک مولفه اجازه میدهد تا درطول صفحه نمایش بوسیله قلم الکترونیکی یا دستگاه ماوس به مکان مورد نظرکشیده شود
bottle flower U گل دکمه
gemma U دکمه
knop U دکمه
tuber U دکمه
tubers U دکمه
button U دکمه
stop knob U دکمه
botton U دکمه
buttoning U دکمه
buttoned U دکمه
buttons U دکمه
tubercle U دکمه
shooting adjustment keys U دکمه
knob U دکمه
knobs U دکمه
shutter release button U دکمه
reset button U دکمه
tuberculum U دکمه
button hole U جا دکمه
knobbed U دکمه دار
unbuttoned U گشودن دکمه
unbutton U گشودن دکمه
alarm push U دکمه اژیر
unbuttons U گشودن دکمه
radio button U دکمه رادیو
buttonhook U دکمه انداز
buttonhook U سگک دکمه
buttonhook U قلاب دکمه
double breasted U کت چهار دکمه
cuff U دکمه سردست
cuffed U دکمه سردست
push button U دکمه فشاری
buttonholed U سوراخ دکمه
buttonholes U سوراخ دکمه
buttonholing U سوراخ دکمه
Buttonhole U کتی که در دو طرف دکمه دارد
unbuttoning U گشودن دکمه
gemmiparous U دکمه اور
snap fastener U دکمه فشاری
flue stop U دکمه ارگ
buttonhole U سوراخ دکمه
cuffing U دکمه سردست
sleeve link U دکمه زنجیری
cuffs U دکمه سردست
snap fastener U دکمه قابلمه
gemmule U دکمه گیاهک
olivette U دکمه هسته خرمایی
olivet U دکمه هسته خرمایی
push botton U دکمه زنگ اخبار
fine adjustment knob دکمه تنظیم دقیق
beater ejector دکمه تعویض سر همزن
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
condenser adjustment knob دکمه تنظیم تراکم
coarse adjustment knob دکمه تنظیم زیرین
canopy release knob دکمه برقراری سایبان
door stop U دکمه کله قندی
viewfinder adjustment keys دکمه یابنده هدف
stud U دکمه سردست دسته
button U هرچیزی شبیه دکمه
buttoned U هرچیزی شبیه دکمه
buttoning U هرچیزی شبیه دکمه
boutonniere U بریدگی یاشکاف جای دکمه
eye U دکمه یا گره سیب زمینی
farcy button U دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
eyes U دکمه یا گره سیب زمینی
tuberculous U دارای برامدگی یا دکمه مسلول
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
cornet a pistons U یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
farcy bud U دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
double breasted U کتی که در دو طرف دکمه دارد
eyeing U دکمه یا گره سیب زمینی
eying U دکمه یا گره سیب زمینی
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
shell jacket U بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
right U دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righting U دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
boutonniere U گلی که درسوراخ دکمه کت زده میشود
righted U دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
etui U جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
pelican crossing دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
programmable function keyboard U صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
pushbutton U آنچه با فشار دادن یک دکمه کار کند
reefing jacket U یکجور نیمتنه چسبان که از دوطرف دکمه میخورد
double click U احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
O.K. U دکمه OK که برای شروع یا تایید یک عمل به کار می رود
to make a typing error [mistake] U اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
clicked U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] U اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
to make a typo [American E] U اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
click U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
Programs menu U زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
doubled up U ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled U ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
double U ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
to press the button U دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
click U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
contrasting U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasts U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
taskbar U میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
dial up U استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
tam o' shanter U کلاه منگوله دار یا دکمه دار
drag U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
radio button U شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com